English Version
This Site Is Available In English

از فرمانبرداری تا فرماندهی؛ مسیر رسیدن به فرماندهی عقل

از فرمانبرداری تا فرماندهی؛ مسیر رسیدن به فرماندهی عقل

مشارکت همسفر زهره:
آنچه برای یک فرماندهی خوب لازم است، یک فرمانبرداری خوب است و یک فرد موفق با فرمانبرداری از عقل می‌تواند به فرماندهی برسد؛ وقتی که فرد هدف مشخصی دارد یک فرمانبردار خوب نیز است؛ وقتی فرد به فرماندهی عقل می‌رسد که از یکسری باید‌ها و نباید‌ها خودداری کند؛ باید‌ها در مورد انجام دادن ارزش‌هاست و نباید‌ها در مورد انجام ندادن ضدارزش‌هاست. نفس اماره نقطه مقابل فرماندهی عقل است وقتی فردی آموزش درست را دریافت نکند اطلاعات درستی به مغز نمی‌رسد و فرد درگیر نفس اماره شده و نفس به جای عقل فرمان می‌دهد، پس لازمه فرماندهی عقل این است که فرد آموزش‌پذیر باشد؛ وقتی فرد بتواند به نفس اماره و نیروهای درون خود مسلط شود به فرماندهی عقل می‌رسد.

فردی بخواهد کار جدیدی انجام دهد و در انجام آن توانمند شود به این معنی است که دامنه فرماندهی افزایش یافته؛ بنابراین وقتی توانایی افزایش پیدا می‌کند قدرت زیاد می‌شود و دامنه فرماندهی نیز افزایش پیدا می‌کند در واقع این افزایش فرماندهی یعنی اینکه فرد نیروهایی که در درونش وجود دارد فرماندهی می‌کند و این روند در تمام زندگی ادامه دارد، زمانی که فرد نسبت به نیروهای درون بدن شناخت پیدا کرد و توانست آن‌ها را فرماندهی کند آن‌وقت معنی عمیق فرماندهی را درک می‌کند، اگر فرد فرمانبردار نفس اماره باشد و بخواهد به فرماندهی عقل برسد باید فرمانبرداری از ارزش‌ها را شروع کند و این کار بسیار سختی است؛ ولی آرام‌آرام و ذره‌ذره می‌تواند از ضد‌ارزش‌ها کناره گرفته و فرمانبرداری را به اجرا درآورد تا به جایگاه خودش برسد.

مشارکت همسفر ناهید:
فرمانبرداری و فرماندهی در واقع مسیری را مشخص می‌کند که از کجا تا کجا باید حرکتی را انجام دهیم، اگر انسان بخواهد در مسئله‌ای صاحب نظر باشد باید کاری کند که در جایگاه فرماندهی قرار بگیرد و شرط لازم آن این است که فرمانبرداری را کاملاً انجام دهد؛ وقتی صحبت از فرماندهی می‌شود در ظاهر فردی را با لباس نظامی می‌بینیم که به تعدادی سرباز دستور می‌دهد و ما در کنگره همه چیز را به صور پنهان و صور آشکار تقسیم می‌کنیم، صور پنهان دستور دادن درون انسان مثل اینکه ما به دست خود فرمان می‌دهیم که لیوان آب را بردارد و دست از فرمان ما تبعیت کرده و ما توانسته‌ایم فرماندهی را اجرا کنیم اگر در ذهن خود تصویری را به‌وجود بیاوریم؛ اما چیز دیگری به‌وجود بیاید در اینجا گفته می‌شود که فرماندهی ما ناقص است یا انجام نشده است.

در انسان فرماندهی جزو خواسته‌های وجودش است و ما همه دوست داریم در درون خود این جایگاه را داشته باشیم و حاضریم برای حفظ آن بهای سنگینی پرداخت کنیم. اصولاً وقتی انسان قادر است که کار جدیدی را انجام دهد و در انجام آن توانمند باشد این مفهوم است که دامنه فرماندهی‌اش افزایش پیدا کرده است. مثل قدرت فرماندهی یک گروهبان که به ۴۰ نفر دستور می‌دهد؛ ولی یک سرگرد به ۳۰۰ نفر دستور می‌دهد، اگر یک سرگرد بخواهد سرهنگ شود باید توانایی‌‌هایش را ارتقاء دهد، یعنی دامنه فرماندهی خود را افزایش بدهد در واقع هر کاری که انسان انجام دهد و از انجام دادن آن احساس خوبی به دست آورد این همان فرماندهی است در کنگره اگر انسان بخواهد فرمانده خوبی باشد باید فرمانبردار خوبی باشد و چشم گفتن را یاد بگیرد.

مشارکت همسفر مریم.(ب):
استاد امین در سی‌دی از فرمانبرداری تا فرماندهی می‌فرمایند: در کنگره هر چیزی به دو صورت است، صور آشکار و صور پنهان در صور آشکار اگر به دست یا چشم خودم می‌گویم این وسیله را بردار یا این تصوير را نگاه کن  این‌کار را انجام می‌دهد، یعنی فرمانبرداری را انجام داده و در صور پنهان اگر بخواهم یک تصویر را به‌وجود بیاورم و روی آن متمرکز شوم؛ ولی چیز دیگری را به‌وجود آورد آن چیز که من می‌خواهم اجرا نمی‌شود، پس یعنی اين فرماندهی من کامل نیست و اجرا نخواهد شد. فرماندهی در مورد صور پنهان و اعتیاد، قبلاً خیلی چیزها برای او قابل اجرا بوده الان برایش قابل اجرا نیست شرط بر مصرف مواد مخدر است؛ وقتی انسان می‌تواند فرمان بیشتری دهد که توانایی او بیشتر باشد، وقتی توانایی کار بیشتری داشته باشد از انجام کار احساس خوشبختی و رضایت پیدا می‌کند.

اگر بخواهم فرمانده شوم؛ باید ابتدا فرمانبردار باشم اگر من بخواهم از زندگی لذت ببرم یا در کنگره به آرامش و درمان برسم باید فرمانبردار باشم، يعنی کاری را که از دیگران می‌خواهم انجام دهند خودم باید انجام داده باشم راهنما هر دستوری دادند؛ بايد من بگویم چشم، سی‌دی بنویسم، به‌‌موقع حاضر شوم، به قوانین و مقررات احترام بگذارم و در بیرون و خانه هم همین‌طور اگر فرزندم از والدین پیروی کنم تا در آینده فرزندانم از من فرمانبرداری کنند. یک فرمانده خوب باید اول فرمانبرداری کند، آموزش ببیند، تجربه کسب‌ کند تا بتواند یک فرمانده توانا شود؛ چون قبلاً به‌خاطر بهم‌ ریختگی اختیار جسم و فکر و امور زندگی از من گرفته شده بود و عملکرد آن‌ها در اختیار نفس اماره‌ام بود، برای پس گرفتن اين اختیار باید از فرمانبرداری شروع کنم تا بتوانم فرماندهی جسم‌ خودم را پس بگیرم به امید آن روز که برای همه دوستان کنگره ممکن شود.

رابط خبری و ویرایش: همسفر غزل رهجوی راهنما همسفر زهره (لژیون پنجم)
عکاس: همسفر ثریا رهجوی راهنما همسفر محیا (لژیون سوم)
ارسال: همسفر منصوره رهجوی راهنما همسفر زهره (لژیون پنجم) نگهبان سایت
همسفران نمایندگی کریمان کرمان

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .