فرماندهی یکی از خواستههای مهم هر انسانی میباشد. این جایگاه آسان بهدست نمیآید؛ بلکه با آموزش و تجربه در طول زمان و با رسیدن به دانایی مؤثر، انسان میتواند به فرماندهی برسد.
اگر انسان بخواهد در جایگاه فرماندهی قرار بگیرد، ابتدا باید مرحله فرمانبرداری را بهطور کامل طی نماید.
فرماندهی دارای صور پنهان و صور آشکار میباشد. صور آشکار بهصورتی میباشد که انسان با چشم، گوش، دست یا ... فرمان میدهد تا عملی انجام بگیرد؛ اما صور پنهان از درون بدن دستور میدهد؛ برای نمونه، دستور به دست برای بلندکردن اشیاء یا جابهجایی آنها.
کسی که میخواهد به فرماندهی برسد بر سر دوراهی مسیر ارزشها و ضدارزشها قرار میگیرد.
در بخش ضدارزشها این فرماندهی صور پنهان در مورد اعتیاد کاملاً ملموس میباشد. فرد معتاد علاقه دارد فرمانده باشد و چون فرماندهی درون او دچار اشکال میشود بعد از مدتی متوجه خواهد شد دیگر آن نیرو و قدرت لازم را ندارد؛ زیرا یک فرمانده نیازمند قدرت است و فرد مصرفکننده دیگر نمیتواند کارهایش را بهخوبی انجام دهد. او دستور میدهد ولی کارها بهخوبی انجام نمیگیرد از آنجا که فرماندهی برایش مهم است به مادهای خطرناکتر پناه میبرد. این همان مسیر تبدیل تریاک به هروئین، شیشه و سایر مواد صنعتی جدید و خطرناک میباشد. این یک فرماندهی منفی و ضدارزشی که انسان با اختیار خود آن را انتخاب میکند.
همه ما در کنگره فرمانبرداری و فرماندهی را در حال تجربهکردن هستیم. آنچه مهم میباشد، اختیار است که باید به شناخت کافی، آگاهی و دانایی مؤثر رسیده باشیم تا توانایی تشخیص در فرمانبرداری و فرماندهی را پیدا کنیم. زمانیکه در مسیر تاریکیها قرار میگیریم فرماندهی خود را از دست میدهیم. گاهی انسان در صور پنهان میخواهد تصویری در ذهن خود بهوجود بیاورد ولی چیز دیگری نقش میبندد و اینجا است که در فرماندهی انسان خللی بهوجود آمده است؛ مانند اعتیاد که فرمانبرداری نادرست است. یک فرمانده باید دارای اقتدار باشد و این اقتدار زمانی ایجاد میشود که فرمانبرداری را خوب طی کرده باشد و دانایی مؤثر را با آموزشهای صحیح بدست بیاورد؛ بنابراین معنای فرماندهی این است که انسان به یکسری از نیروهای درون و برون احاطه داشته باشد و نیروهایی که از اختیارش خارج شدهاند را دوباره تحت کنترل خود درآورد؛ یعنی همان شو، شود اتفاق بیفتد.
ما در کنگره باید فرمانبردار راهنمای خود باشیم تا به فرمان عقل برسیم.
آقای دکتر امین فرمودهاند:«علت اندوهها و شادیها، فرمانبرداری و فرماندهی میباشد.» انسان وقتی یکی از تواناییهایش را ارتقاء میدهد به شعف و اعتمادبهنفس میرسد؛ مثلاً زمانیکه یک کودک شروع به راهرفتن میکند و یا مسافری به رهایی میرسد.
اندوه یکی از نشانههای از دستدادن فرماندهی میباشد؛ مانند افراد کهنسال که رفتهرفته اندوهگین میشوند و آن هم بهدلیل از دستدادن فرماندهی خود میباشد؛ پس انسان برای رسیدن به فرماندهی باید از استاد و آموزش صحیح برخوردار باشد و بتواند نفس اماره خود را ارتقاء داده تا به نفس مطمئنه برسد و این در سایه تلاش، آموزش، تفکر و آگاهی حاصل میگردد.
برای رسیدن به قله باید آنچه باعث بستهشدن دستوپا و اسارت انسان میگردد؛ یعنی نیروهای منفی از میان برداشته شود و بدیها بروند و خوبیها جایگزین شوند. این اتفاق زمانی میافتد که انسان در مسیر صراط مستقیم قرار بگیرد.
فرماندهی صحیح از کارهای کوچک شروع میگردد و ذرهذره به مراحل بالاتر ارتقاء مییابد. اگر من همسفر، مشکلات و نقاط ضعف خود را بپذیرم و در کنگره یک فرمانبردار خوبی باشم و طبق آموزشهای راهنمای خود حرکت کنم، میتوانم فرمانده شهر وجودی خود باشم به فرمان عقل رسیده، بر نیروهای منفی مسلط شده و در این مسیر به دیگران هم یاری برسانم.
منبع: فایل صوتی از فرمانبرداری تا فرماندهی
نویسنده: همسفر مهری رهجوی راهنما همسفر صدیقه (لژیون سوم)
ویرایش: رابط خبری لژیون سوم راهنما همسفر صدیقه
ارسال: همسفر لیلا رهجوی راهنما همسفر فهیمه (لژیون دوم) دبیر سایت
همسفران نمایندگی یزد
- تعداد بازدید از این مطلب :
36