مسافر ایمان با آنتیایکسهای انواع مواد مخدر وارد کنگره شد. ۱۱ ماه با راهنمایی مسافر سینا ابدالی، با روش "D.S.T" و داروی "OT" سفر کرد و اکنون ۴ سال است که به رهایی رسیده و شال راهنمایی را بر گردن دارد. با ایشان، در مورد دستور جلسه «از فرمانبرداری تا فرماندهی» به گفتوگو پرداختیم که در ادامه میخوانید:
از نظر شما، چرا در کنگره ۶۰ فرمانبرداری را تنها راه رسیدن به فرماندهی میدانند؟ آیا این دو مفهوم با هم تضاد دارند یا مکمل یکدیگرند؟
همانطور که در سلسلهمراتب نظامی درجات و مراحلی وجود دارد که فرد باید آنها را بهترتیب طی کند، رسیدن به درجات بالا نیز مشروط به طی کردنِ مراحلِ پیشین است؛ برای مثال، تا فرد سرباز نباشد و مراحلِ مربوط به سربازی را پشت سر نگذارد، نمیتواند به درجات بالاتر دست یابد. در این راستا، رسیدن به درجهی فرماندهی، مستلزمِ طی کردنِ مرحلهی فرمانبرداری است؛ بهگونهای که تا شخص از مرحلهی فرمانبرداری عبور نکند، به درجهی فرماندهی نخواهد رسید. دلیل این امر آن است که یکی از آموزههای مهمی که در جمعیت احیای انسانی کنگره۶۰ از سوی آقای مهندس حسین دژاکام یاد گرفتهایم، این است که هر شخصی که میخواهد الگو باشد، باید خود نیز آن کار را انجام داده باشد؛ بنابراین تا زمانی که شخص نتواند مرحلهی فرمانبرداری را طی کند، به مرحلهی فرماندهی نمیرسد.
در پاسخ به این سؤال که آیا این دو مفهوم با یکدیگر تضاد دارند یا مکمل یکدیگر هستند، باید گفت که این دو مفهوم صددرصد مکمل یکدیگر و بهطور ملزومی با هم در پیوند هستند؛ بدین معنا که ابتدا مرحلهی فرمانبرداری باید طی شود تا فرد بتواند به مرحلهی فرماندهی برسد.
بزرگترین سد راه یک مسافر برای تبدیل شدن از یک فرمانبرداری به یک فرمانده چیست و چگونه میتوان از این سد عبور کرد؟
بهصورت کلی، میتوان گفت خواستههای نفس بزرگترین سد راه هستند؛ اما اگر بخواهیم دقیقتر بررسی کنیم، باید به یک مورد مشخص، یعنی منیت، اشاره کنیم. منیت مانع شکلگیری فرمانبرداری میشود و در واقع اجازه نمیدهد شخص به مرحله فرماندهی برسد. منیت ضلع آموزش را نیز مسدود میکند و مانع آموزش گرفتن شخص میشود. راه عبور از این سد، کار کردن روی منیت و تلاش برای عبور از این ضد ارزش است.
چگونه میتوان متوجه شد که یک انسان دیگر فرماندهی شهر وجودی خودش را در دست گرفته است؟
زمانی میتوان دریافت که انسان فرماندهی شهر وجودی خود را در دست گرفته است که هر فرمانی صادر میکند، در وجودش اجرا شود. برای مثال، اگر بخواهد در ساعت مشخصی بخوابد، بتواند در همان ساعت بخوابد؛ اگر بخواهد صبح در ساعت معینی بیدار شود، بتواند بهموقع بیدار شود؛ یا اگر تصمیم بگیرد روزه بگیرد، بتواند به جسم خود فرمان دهد که ورودی غذا را متوقف کند و جسم نیز از آن فرمان پیروی کند.
این توانایی زمانی شکل میگیرد که شخص، بهویژه در کنگره۶۰، سفر "D.S.T" خود را کاملا منظم و دقیق انجام داده باشد و بتواند کنترل شهر وجودی خود را در دست بگیرد.
به نظر شما فرماندهی بر خویشتن پایان راه است یا آغاز یک مسئولیت جدید؟ چگونه میتوان این جایگاه را حفظ کرد و دچار سقوط نشد؟
مسلماً فرماندهی بر خویشتن، آغاز یک مسئولیت جدید است؛ زیرا هنگامی که شخص مرحله فرمانبرداری را طی میکند و به مرحله فرماندهی میرسد، تازه کار او در هستی آغاز میشود. او باید از قدرت درونی و اختیاراتی که بهعنوان یک انسان در هستی دارد، استفاده کند تا مشکلات خود را حل کند و به دیگران خدمت کند.
در پاسخ به بخش دوم سؤال نیز باید گفت که انسان باید همواره به فرمانبرداری ادامه دهد. ما همیشه از مرجعی بالاتر از خود فرمانبرداری میکنیم و همزمان، به افرادی که تحت آموزش ما هستند، آموزش میدهیم و هدایتشان میکنیم. این روش و رویه تا زمانی که انسان به حیات خود ادامه میدهد، برقرار است.
بنابراین، حفظ این جایگاه با فرمانبرداری و آموزش امکانپذیر است؛ آموزشی که نباید هرگز متوقف شود و باید همواره ادامه داشته باشد.
خروجی فرمانبرداری برای یک مسافر در زندگی شخصیاش چیست؟ آیا او به آرامشی که وعده داده شده میرسد؟
مسلما خروجی فرمانبرداری در نهایت همان فرماندهی است که از آن سخن میگوییم؛ زیرا این مرحله، نزدیک شدن به فرمان عقل یا همان بهشت وعده داده شده است. در نهایت، این جایگاه همان مفهوم «شو شود» است که در آن هرچه گفته میشود، در مسیر ارزشها بهاجرا در میآید؛ بنابراین شخص در ادامه مسیر، قطعاً به آن آرامش و بهشت موعود خواهد رسید.
کلام آخر:
واقعاً باید سپاسگزار باشیم که در کنگره۶۰ حضور داریم؛ من شخصاً هر روز، چه هنگام بیداری در صبح و چه هنگام خواب در شب، بابت بودن در کنگره و بهرهمندی از آموزشهای آقای مهندس، خدا را شکر میکنم؛ زیرا واقعاً سپاسگزاریم که میتوانیم از چنین آموزههایی بهرهمند شویم. ما پیش از ورود به کنگره، اصلاً فرمانبرداری بلد نبودیم و درکی از رسیدن به فرماندهی نداشتیم؛ در حالی که تنها در تاریکیهای خود مشغول بودیم. اکنون به لطف خداوند، به لطف کنگره و به لطف آقای مهندس، بر روی موضوعاتی کار میکنیم که صحبت کردن درباره آنها حتی در خارج از کنگره۶۰ نیز دشوار است. انشاءالله قدردان این زحمات باشیم و بتوانیم نهایت استفاده را از آنها ببریم.
تایپ و ویراستار: مسافر حامد(لژیون۵)
تهیه و ارسال: مسافر رضا
- تعداد بازدید از این مطلب :
146