همسفر مریم (لژیون اول) :
زمانی که انسان فرمانبرداری را به خوبی بیاموزد و عملی کند، حتماً فرماندهای لایق خواهد شد. از زمانی که وارد کنگره شدم، آموزشها برای من شروع شد و کمکم یاد گرفتم که هرچه راهنمایم فرمان میدهد و تأکید بر پذیرش آنها دارد، برای این نیست که تسلط بر دانش و آگاهیش را به رخ من بکشد و یا میزان سوادش را به من دیکته کند. در کنگره، اگر مربی، راهنما و یا استادی آموزشی را که با دانایی مؤثر و تجربه خود به دست آورده به ما میآموزد، برای سرگرمی و یا چشمداشت و دریافت حقوق و مزایا نیست؛ آنها خالصانه و بیدریغ، عشق و محبتی را که در قلب و جانشان جاری است به ما هدیه میکنند. و اگر من به عنوان رهجو بتوانم به خوبی و با تمام ظرفیت وجودم، فرمانها را بپذیرم و در زندگیام کاربردی کنم و از تجربیات مربیام بهرهمند شوم، قدمبهقدم در راه ارزشها و صراط مستقیم پیش خواهم رفت و فرمانبرداری را با گوشی که شنوا شده و قلبی که نرم شده، بهتر میپذیرم. و اگر در جایگاهی باشم و فرمانی بدهم، حتماً قابل قبول خواهد شد. به امید روزی که فرمانبرداری را، حتی اگر برایم سخت و طاقتفرسا باشد، با دل و جانم پذیرا باشم تا اگر روزی به فرماندهی رسیدم، فرمانهایم قابل اجرا و مشتاق و خواستار داشته باشد.
همانطوری که استاد گرانقدرمان جناب مهندس دژاکام، فرمانبردار بیچونوچرا برای مربیان و استادانشان بودند، توانستند فرماندهای لایق و بیمثال شوند و الگویی درجهیک برای من رهجو هستند.
همسفر گلثومه(لژیون سوم) :
به نظر من «از فرمانبرداری تا فرماندهی» یعنی انسان برای اینکه بتواند روزی فرمانده خوبی برای زندگی خودش باشد، باید ابتدا یاد بگیرد که فرمانبردار خوبی باشد. فرمانبرداری به معنی چشموگوشبسته اطاعت کردن نیست؛ فرمانبرداری یعنی اینکه بتوانیم آموزش بگیریم، گوش کنیم و در مسیر درست حرکت کنیم.
گاهی انسان فکر میکند اگر حرف کسی را گوش کند، یعنی ضعیف است؛ اما به نظر من پذیرفتن آموزش و استفاده از تجربه دیگران، نشانه ضعف نیست، بلکه نشانه دانایی و بزرگی انسان است.
در مسیر زندگی، هیچکس از همان ابتدا فرمانده نیست. یک کودک ابتدا از خانواده آموزش میگیرد، بعد در مدرسه از معلم یاد میگیرد و در مراحل مختلف زندگی، از افراد باتجربه استفاده میکند. اگر انسان آموزشپذیر باشد، کمکم به جایی میرسد که میتواند خودش تصمیمهای درست بگیرد و مسئولیت زندگیاش را بر عهده بگیرد.
من فکر میکنم فرماندهی واقعی، قبل از اینکه فرمان دادن به دیگران باشد، فرماندهی بر نفس و رفتار خودمان است. اگر نتوانم خشم، عجله، ترس، تنبلی و خواستههای نادرست خودم را کنترل کنم، چگونه میتوانم فرمانده خوبی برای زندگی خودم باشم؟
فرمانبرداری درست باعث میشود انسان نظم را یاد بگیرد. وقتی نظم و آموزش در کنار هم قرار بگیرند، کمکم تفکر انسان قویتر میشود و میتواند در شرایط مختلف تصمیم درستتری بگیرد.
در کنگره ۶۰ هم فرد با آموزش و حرکت در مسیر درمان، قدمبهقدم از یک مرحله به مرحله دیگر میرسد. کسی که در ابتدا نیاز به راهنمایی دارد، با گذشت زمان و کسب آموزش و تجربه، خودش توانایی پیدا میکند که مسئولیت بیشتری را قبول کند.
به نظر من هیچ فرماندهای بدون اینکه روزی فرمانبردار بوده باشد، نمیتواند فرمانده واقعی و موفقی باشد. کسی که سختی مسیر را نچشیده و آموزش ندیده باشد، ممکن است وقتی به جایگاه بالاتری میرسد، نتواند شرایط دیگران را درک کند.
فرماندهی یعنی مسئولیتپذیری، نه برتریجویی. یعنی اگر مشکلی پیش آمد، به جای اینکه همیشه دیگران را مقصر بدانیم، اول به رفتار و عملکرد خودمان نگاه کنیم. یعنی یاد بگیریم تصمیم بگیریم و نتیجه تصمیم خودمان را هم بپذیریم.
من از این دستورجلسه یاد میگیرم که برای رسیدن به جایگاههای بالاتر، نباید عجله داشته باشم. باید قدمبهقدم آموزش ببینم، تجربه کسب کنم و در هر مرحله وظیفه خودم را بهدرستی انجام بدهم.
اگر امروز فرمانبردار خوبی باشم، فردا میتوانم فرمانده بهتری باشم. اگر امروز بتوانم به آموزشها عمل کنم، فردا میتوانم از دانایی خودم برای ساختن زندگی بهتر استفاده کنم.
دانایی خودم برای ساختن زندگی بهتر استفاده کنم.
در پایان، برداشت من این است که مسیر «از فرمانبرداری تا فرماندهی» در واقع مسیر رشد انسان است؛ مسیری که از گوش دادن و یاد گرفتن شروع میشود و به مسئولیتپذیری و توانایی تصمیمگیری میرسد. امیدوارم همه ما یاد بگیریم ابتدا فرمانبردار خوبی برای آموزش و ارزشهای درست باشیم و در ادامه، فرمانده خوبی برای زندگی و نفس خودمان شویم.
به امید روزی که هرکدام از ما بتوانیم با آموزش، صبر، نظم و عمل سالم، فرمانده واقعی زندگی خودمان باشیم.
رابط خبری: همسفر طیبه، رهجوی راهنما همسفر محبوبه (لژیون اول)
ویرایش: راهنمای تازهواردین همسفر زهرا (نگهبان سایت)
ارسال: راهنمای تازهواردین همسفر اکرم (دبیر سایت)
همسفران نمایندگی قوچان
- تعداد بازدید از این مطلب :
82