جلسه سوم از دوره سوم کارگاه های آموزشی عمومی کنگره 60، نمایندگی پرند با استادی دیدهبان محترم خانم آذرپور، نگهبانی ایجنت محترم همسفر سهیلا و دبیری مسافر پرویز با دستور جلسه «جشن هفته دیدهبان» روز شنبه 14 شهریور ماه 1405 ساعت 16 آغاز به کار کرد.
خلاصه سخنان استاد:
با سلام خدمت همه عزیزان. قبل از اینکه راجع به دستور جلسه صحبت کنم، خواستم از ایجنت محترم، همسفرها و مسافران عزیز، مرزبانان و راهنمایان محترم و همچنین همه شما تشکر کنم که اجازه دادید من در این جایگاه خدمت کنم. انشاءالله که در کنار همدیگر جلسه خیلی خوبی داشته باشیم و بتوانیم آموزش بگیریم.
.jpg)
دستور جلسه این هفته، «هفته دیدهبان» است.
دیدهبانهای کنگره شصت که هجده نفر هستند، به خاطر اینکه تعداد شعب و همچنین تعداد اعضای کنگره زیاد شده است، به این تعداد رسیدهاند تا بتوانند به همه نمایندگیها سر بزنند و در کنار اعضای کنگره باشند.تأسیس کنگره هم به زمانی برمیگردد که آقای مهندس در سال ۱۳۷۵ و در ماه مبارک رمضان درمان خودشان را شروع کردند و در سال ۱۳۷۶ به درمان رسیدند و در سال ۱۳۷۸، کنگره شکل گرفت و تأسیس شد.آقای مهندس هفده سال مصرفکننده بودند که در کتاب «عبور از منطقه ۶۰ درجه زیر صفر» هم نوشته شده و همه ما آن را مطالعه کردهایم و در جریان هستیم.
روشهای خیلی مختلفی را هم ایشان امتحان کردند، ولی به نتیجه نرسیدند تا اینکه در ماه مبارک رمضان تصمیم گرفتند برنامه خودشان را نظم بدهند. همین موضوع باعث شد که آقای مهندس این روش را ابداع کنند و نهتنها خودشان به رهایی برسند، بلکه این روش را در اختیار همه مسافران و همسفران هم قرار بدهند تا خانوادهها نیز بتوانند بیایند، آموزش بگیرند و به آرامش برسند.
در ابتدا فقط دو نمایندگی وجود داشت و تعداد اعضا هم خیلی کم بود. من خودم در سال ۱۳۸۲ همراه مسافرم وارد کنگره شدم. آن زمان تعداد اعضا خیلی کم بود و کنگره با تعداد کمی شروع کرده بود، ولی با تفکری که آقای مهندس داشتند و برنامهریزیهایی که انجام دادند، کنگره بهتدریج رشد کرد و بالاتر و بالاتر آمد.
اولین دیدهبان، خود آقای مهندس بودند و بعد به ترتیب دیدهبانها انتخاب شدند.
در گروه خانواده هم خانم آنی بزرگ، اولین دیدهبان گروه خانواده بودند. ایشان در کنار آقای مهندس، در همان سالهای اول، گروه خانواده را شکل دادند.
چرا این اتفاق افتاد؟ چون زمانی که مسافران به کنگره میآمدند، همسفران بیرون بودند یا در حیاط و بیرون در منتظر میماندند. بعد این موضوع مطرح شد که واقعاً خانواده هم باید آموزش بگیرد و در کنار مسافر باشد.
به همین دلیل گروه خانواده در همان سالها شکل گرفت تا همسفران هم بتوانند در گروه خانواده شرکت کنند و آموزش بگیرند.
.jpg)
هر خانوادهای که درگیر مصرفکننده است، تخریب زیادی را تجربه میکند. خود همسفر هم در کنار مصرفکننده آسیب دیده است. مصرفکننده از درون اعتیاد را تجربه میکند و همسفر از بیرون آن را میبیند؛ بنابراین همسفر هم نیاز دارد که آموزش بگیرد.
یکی از چیزهایی که از همان ابتدا در کنگره بسیار بنیادی بود، تغییر نگاه است. دیدگاه ما نسبت به یک مصرفکننده تغییر کرد و واژهها هم تغییر کردند؛ به جای آنکه بگوییم معتاد، گفتند مسافر و همسفر.
از همه مهمتر، چیزی که برای من خیلی جالب است این است که اینجا رایگان است. آقای مهندس فرمودند که آموزشها رایگان باشد تا همه بتوانند از این متد و روش استفاده کنند.
اگر ما نگاه کنیم، حتی اگر من بخواهم برای مشاوره به بیرون از کنگره بروم، باید هزینه زیادی پرداخت کنم، در صورتی که کنگره این روش را در اختیار من گذاشته است.
از طریق سیدیها، جزوهها و کتابها، همه این آموزشها را به من یاد میدهد. در جهانبینی که متعلق به استاد امین است، بازی زندگی و قوانین زندگی را به من آموزش میدهد.
این خیلی مهم است که منِ همسفر یا مسافر چقدر بتوانم از این آموزشها برداشت کنم و چقدر بتوانم از آنها استفاده کنم.اول باید روی خودم کار کنم و بعد بتوانم به دیگران هم کمک کنم.
خود من اوایل که وارد کنگره شده بودم، مثل همه، یک جای جدید بود و سؤالهایی در ذهنمان وجود داشت. آیا مسافر من اینجا به درمان میرسد؟ آیا ممکن است اینجا نتیجه بگیرم یا نه؟ شاید این سؤال برای خیلی از مسافران و همسفران وجود داشته باشد.
ولی کافی است که من حضور پررنگ داشته باشم. کافی است سر ساعت به کنگره بیایم و به خودم فرصت بدهم که آموزش بگیرم و این آموزشها را کاربردی کنم.
همه سیدیها، آموزشها و وادیها مسیر را به من نشان میدهند.
.jpg)
وادی دوم که من اوایل ورودم به کنگره، خیلی برایم جالب بود، چون منِ همسفر یا مسافر گاهی احساس پوچی میکردم و ناامید بودم.وادی دوم، به فرموده استاد امین، وادی امید است. آنجا من دیدم که ما بیهوده نیستیم؛ هر کدام از ما، چه در زندگی و چه در کنگره، برای کاری آمدهایم.
شاید من در کنار یک مصرفکننده باشم و قرار بوده باشد که بیایم اینجا، آموزش بگیرم، اول روی خودم کار کنم و بعد بتوانم به دیگران کمک کنم؛ ولی همیشه ممکن است ناامیدی سراغ ما بیاید. این حسی است که میتواند خیلی تاریک باشد و انسان را از مسیر خارج کند، ولی نباید ناامید ش
ویم. باید به مسیرمان ادامه بدهیم و بدانیم که تنها نیستیم.
اینجا همه آمدهایم که در کنار هم باشیم، به همدیگر کمک کنیم، آموزش بگیریم و همانطور که به ما آموزش دادهاند و به ما کمک کردهاند، ما هم بتوانیم این آموزشها را به دیگران انتقال بدهیم.
من همیشه از خودم میپرسیدم که کجا میتوانم بروم تا این آموزشها را بگیرم و بتوانم به دیگران کمک کنم؟
کنگره این را به من داد.
کنگره زندگی دوبارهای به ما داد. کنگره به من گفت که با آموزشهایی که وجود دارد، میتوانی یک زندگی آرام داشته باشی.
درست است که مصرفکننده به خاطر موادی که مصرف میکند، زندگیاش بههم ریخته است و دوست دارد رها شود، ولی رها شدن نیاز دارد که یک همسفر در کنارش باشد.
اینجا نقش همسفر خیلی مهم است که بتواند در کنار یک مسافر، این سفر را با هم طی کنند.
.jpg)
همانطور که گفته شده، همسفر باید بال پرواز مسافر باشد. اگر منِ همسفر ضعیف باشم، قدرت لازم را نداشته باشم و آموزش نبینم، نمیتوانم در آن مسیر پرواز، همراه مسافرم باشم.
پس نیاز است که همسفر و مسافر در کنار همدیگر باشند، آموزش ببینند و قدردان چیزهایی باشند که خداوند به ما داده و کنگره در اختیار ما گذاشته است.
باید قدر یکدیگر را واقعاً بدانیم.
من الان خوشحالم که در کنار شما هستم و میبینم که تعداد اعضا زیاد شده است؛ چه مسافر و چه همسفر.
زمانی که اینجا افتتاح شد، من هم اینجا بودم و تعداد همسفرها کم بود. الان که نگاه میکنم، واقعاً خوشحال هستم که تعداد شما زیاد شده است.این موضوع تلاش ایجنت و همه شما را نشان میدهد که تعداد اعضای مسافر و همسفر در این نمایندگی زیاد شده است.هیچکدام از شما روز اولی را که وارد کنگره شدید فراموش نکنید.
یک نمایندگی با کمک همدیگر و در کنار همدیگر شکل میگیرد. با کمک یکدیگر است که یک سیستم شکل میگیرد و یک نمایندگی ساخته میشود. ما به تنهایی نمیتوانیم؛ بنابراین نیاز داریم که به همدیگر کمک کنیم.ولی این فرصت را باید به خودمان بدهیم. این زمان را باید به خودمان بدهیم.
ما الان به هر نمایندگی که میرویم، میبینیم که واقعاً شکل گرفته و برای آن زحمت کشیده شده است. پس من باید محکمتر حرکت کنم، استقامت بیشتری داشته باشم و بتوانم سر ساعت حضور داشته باشم تا از آموزشها عقب نمانم و بتوانم این آموزشها را بگیرم.
.jpg)
سر ساعت آمدن، بهموقع آمدن و فرمانبردار بودن از راهنما خیلی مهم است.اگر بخواهم حرکت کنم، میدانم که بعضی وقتها نباید خیلی سریع حرکت کرد. بعضی وقتها باید ایستاد و بعضی وقتها باید آهسته حرکت کرد، چون کنگره همه چیزش بهصورت تدریجی و آرامآرام شکل میگیرد.
من هم طبق اصول و قوانین کنگره باید حرکت کنم تا بتوانم به آن مقصد و نتیجهای که بهعنوان همسفر یا مسافر میخواهم، برسم.
در آخر هم واقعاً از آقای مهندس، خانم آنی بزرگ، خانم آنی کماندار، استاد امین و خانم شانی تشکر میکنم که این آموزشها را در اختیار من، خانواده و مسافر قرار دادند تا ما هم در آسایش باشیم.
باید قدردان این عزیزان باشیم که به ما کمک کردند تا اینجا باشیم و بتوانیم خدمت کنیم.
از همه مهمتر، خدمت کردن است که حال ما را خوب میکند. اینکه اجازه دادهاند ما اینجا باشیم و خدمت کنیم، خودش یک نعمت است.
منِ همسفر باید طوری باشم که حضور داشته باشم و خدمت کنم.
میگویند: «دیگران کاشتند و ما خوردیم، ما بکاریم و دیگران استفاده کنند.»
پس اینجا فقط برای من نیست که بگویم من میخواهم آموزش بگیرم. آیندگانی هستند که باید از اینجا و از این آموزشها استفاده کنند.شما که از اعضای اولیه این نمایندگی هستید، باید اینجا را محکم کنید تا در آینده افراد دیگری هم بیایند و از اینجا استفاده کنند.
در پایان، هفته دیدهبان را به همه دیدهبانهای عزیز و محترم تبریک میگویم. آنها خیلی زحمت میکشند و برای کنگره تلاش میکنند.در آخر میخواهم بگویم که قدر همدیگر را بدانیم، قدر این جایگاه را بدانیم و قدر خانواده و در کنار هم بودن را بدانیم.
این وصل بودن است که قشنگ است.
انشاءالله که همینطور در کنار هم باشیم، آموزش بگیریم، خدمت کنیم و بتوانیم این مسیر را ادامه بدهیم.
ممنونم از شما که به صحبتهای من گوش کردید.
.jpg)
.jpg)
.jpg)
.jpg)
.jpg)
.jpg)
.jpg)
.jpg)
.jpg)
.jpg)
.jpg)
.jpg)
.jpg)
.jpg)
.jpg)
.jpg)
.jpg)
تایپ،تنظیم و بارگزاری: مسافر میلاد و مسافر یوسف ( لژیون دوم )
- تعداد بازدید از این مطلب :
1042