به مناسبت هفته دیدهبان گفتگویی سراسر آموزش با دیدهبان پورتال مسافر مهدی انجام شد که شما همسفران را به خواندن آن دعوت میکنیم.
ایشان از طریق اینترنت با کنگره۶۰ آشنا شدند؛ چون دنبال راهی برای درمان میگشتند. در حین جستجو، کتاب آقای مهندس را از بیرون تهیه کردند و خواندند و در نهایت برای ثبتنام به نمایندگی الهیه (شفا) رفتند.
چه شد که این قسمت زیبا از زالپارس را به کنگره اختصاص دادید؟
در مورد زالپارس نیز احساس نیاز میکردم و بخشی از زمین زالپارس را که همیشه در ذهنم بود، به کنگره۶۰ اختصاص دادم تا خدمتی انجام شود که جدا از کار باشد. وقتی میدیدم در بین همکارانم افرادی هستند که مصرفکنندهاند و راهی برای درمان پیدا نکردهاند و همیشه درگیر مشکلات هستند و از سوی دیگر چون خودم در مسیر کنگره بودم و درمان شده بودم، به این نتیجه رسیدم که بهترین اتفاق، هم برای خدمت به انسانها و نجات آنها و هم برای حسوحال خودم و جو شرکت، راهاندازی یک شعبه است. دو سال طول کشید تا از آقای مهندس مجوز آن را بگیریم و بعد هم به لطف همه دوستان، پا گرفت و شد این شعبهای که امروز شاهد آن هستیم بنیان شد.

از ابتدای سفرتان تا به الان، دشوارترین تجربیات چه بوده است و چگونه توانستید از آن عبور کنید؟
دشوار که نمیشود گفت به هر حال در انجام مسئولیتها و کارها همیشه سختی وجود دارد، منتها وقتی از آن عبور میکنی و در مسیر هستی، همهچیز حل میشود؛ البته برقراری تعادل بین سه ضلع کار، زندگی و خدمت، همیشه چالشی است که شرایط یکسانی ندارد؛ گاهی آسان است، گاهی سخت و گاهی مدل آن متفاوت است؛ اما سختی خاصی تا به حال نبوده است.
از نظر شما چه عاملی باعث میشود که یک شعبه به رشد و شکوفایی برسد؟
اعضاء شعبه، خدمتگزاران و سفر اولیها؛ زیرا یک نمایندگی مثل زالپارس، صرفاً یک ساختمان ساختهشده از سنگ و گچ است؛ اما این اعضاء، تازهواردین و خدمتگزاران هستند که به آن روح میدهند؛ بهویژه راهنماها که در این قضیه بسیار مؤثرند. کسانی که به این ساختمان میآیند و درمان میشوند، باید بدانند چه اتفاقی برایشان افتاده است و باید یاد بگیرند که خدمتگزار باشند. امروز اگر من نوعی دارم خدمت میکنم، آگاهی، شوق خدمت و درک اینکه خدمت میتواند به من کمک کند را از راهنمایم یاد گرفتهام؛ پس راهنما بسیار تأثیرگذار است تا مسافر یا همسفر بتواند بیاید و خدمتگزار شود.
در پایان اگر صحبتی دارید بفرمایید؟
چیزی که من به آن ایمان دارم این است که کنگره نیازی به ما ندارد. اگر تکتک ما به این باور برسیم که کنگره اصلاً نیازی به ما ندارد و این ما هستیم که به کنگره نیاز داریم، خیلی از مشکلات، چالشها، سختیهای راه، مشکلات رفتوآمد و گرفتاریهای روزمرهای که ما را از خدمت دور میکند حل میشود. فقط من باید بدانم که به کنگره احتیاج دارم و فراموش نکنم که کجا بودم و با کنگره به کجا رسیدهام؛ وگرنه تفکر کنگره۶۰ همانطور که از این دو راه آغاز شده تا هزاران سال دیگر ادامه خواهد داشت. من مهدی در جایگاه دیدهبان، سفر اولی یا راهنما، بودن یا نبودنم داخل این گردباد سبز تأثیر چندانی ندارد.
ممنون از وقتی که گذاشتید.
طراح سوالات و مصاحبهکننده: همسفر عاطفه رهجوی راهنما همسفر زهره (لژیون دوم)
عکاس: همسفر مریم رهجوی راهنما همسفر زهره (لژیون دوم)
ویرایش: همسفر بتول رهجوی راهنما همسفر مریم (لژیون پنجم)
ارسال: راهنمای تازهواردین همسفر اکرم نگهبان سایت
همسفران نمایندگی زالپارس مشهد
- تعداد بازدید از این مطلب :
60