دستور جلسه «از فرمانبرداری تا فرماندهی» برای من یادآور یک حقیقت بسیار مهم است؛ اینکه هیچکس از ابتدا فرمانده نیست. فرماندهی یک جایگاه نیست که ناگهان به دست انسان برسد، بلکه نتیجه سالها آموزش، تجربه، عمل سالم و فرمانبرداری درست است.
در کنگره ۶۰؛ یاد میگیریم که برای رسیدن به جایگاه فرماندهی، ابتدا باید فرمانبردار خوبی باشیم. اما فرمانبرداری به معنای چشم و گوش بسته اطاعت کردن نیست؛ بلکه یعنی زمانی که وارد یک مسیر آموزشی میشویم، به قوانین آن مسیر احترام بگذاریم و آموزشها را به مرحله عمل برسانیم.
گاهی انسان تصور میکند اگر خودش همه چیز را میداند، نیازی به آموزش و راهنما ندارد، اما همین تصور میتواند بزرگترین مانع رشد او باشد. کسی که میخواهد فرمانده خوبی باشد، ابتدا باید یاد بگیرد که چگونه گوش بدهد، چگونه بپذیرد، چگونه سؤال کند و چگونه از تجربه دیگران استفاده کند.
در کنگره، راهنما مانند کسی است که مسیر را طی کرده و میتواند راه را به ما نشان دهد. منِ همسفر وقتی وارد کنگره شدم، شاید خیلی از مشکلات زندگی را به گردن دیگران میانداختم و تصور میکردم اگر دیگران تغییر کنند، حال من هم خوب میشود. اما بهمرور فهمیدم که اولین قدم، تغییر خودم است.
فرمانبرداری از راهنما در واقع تمرین فرمانبرداری از عقل و ارزشهای درونی خودمان است. وقتی آموزش میگیریم و به آن عمل میکنیم، کمکم نظم در زندگی ما شکل میگیرد. وقتی نظم شکل گرفت، اعتماد به نفس بالا میرود و انسان آرام آرام میتواند مسئولیت زندگی خودش را به عهده بگیرد. فرماندهی واقعی از درون انسان آغاز میشود.
اگر من نتوانم افکار، احساسات، رفتار و خواستههای خودم را مدیریت کنم، چگونه میتوانم فرمانده خوبی برای خانواده یا دیگران باشم؟ ممکن است بخواهم دیگران را تغییر بدهم، اما هنوز نتوانسته باشم خشم، ترس، قضاوت، توقع و خواستههای خودم را مدیریت کنم.
به نظر من، یکی از زیباترین مفاهیم این دستور جلسه این است که: انسان ابتدا باید فرماندهی نفس خود را به دست بگیرد.
فرماندهی یعنی مسئولیتپذیری، یعنی به جای اینکه همیشه بگویم «او باعث شد من اینطور رفتار کنم» از خودم بپرسم: «من در این شرایط چه انتخابی دارم؟»
وقتی انسان از مرحله سرزنش دیگران عبور میکند و مسئولیت انتخابهای خودش را میپذیرد، وارد مرحله جدیدی از زندگی میشود.
منِ همسفر یاد میگیرم که قرار نیست فرمانده زندگی مسافر یا دیگران باشم. من نمیتوانم به جای دیگری تصمیم بگیرم و نمیتوانم با زور و کنترل، کسی را به مسیر درست هدایت کنم. اما میتوانم فرمانده زندگی خودم باشم؛ میتوانم انتخاب کنم چگونه فکر کنم، چگونه رفتار کنم و چگونه در مسیر آموزش حرکت کنم. فرمانبرداری درست، انسان را کوچک نمیکند؛ بلکه او را برای فرماندهی آماده میکند.
همانطور که یک سرباز برای رسیدن به درجات بالاتر، باید آموزش ببیند، نظم داشته باشد و قوانین را رعایت کند، انسان هم برای رسیدن به فرماندهی باید مراحل رشد را طی کند.
در کنگره ۶۰؛ هیچ جایگاهی بدون آموزش معنا ندارد. اگر کسی بخواهد راهنما شود اما خودش فرمانبرداری را تجربه نکرده باشد، چگونه میتواند مفهوم فرمانبرداری را به دیگری منتقل کند؟
من امروز اگر به عنوان راهنما در جایگاهی قرار گرفتهام، باید بیشتر از گذشته فرمانبردار آموزشها باشم؛ چون جایگاه راهنمایی به معنای پایان آموزش نیست، بلکه مسئولیت و تعهد من را بیشتر میکند.
فرمانده واقعی کسی نیست که دیگران از او بترسند؛ کسی است که دیگران به او اعتماد کنند. فرمانده واقعی با زور فرمان نمیدهد؛ با عمل خودش آموزش میدهد.
در خانواده هم همینطور است؛ اگر من بخواهم فرزندم نظم داشته باشد، ابتدا باید خودم نظم را در زندگی نشان بدهم. اگر بخواهم احترام ببینم؛ باید احترام بگذارم. اگر بخواهم آرامش داشته باشم، باید خودم برای آرامش تلاش کنم.
در نهایت، مسیر «از فرمانبرداری تا فرماندهی» برای من یک مسیر تدریجی است؛ مسیری از گوش دادن تا فهمیدن، از فهمیدن تا عمل کردن، از عمل کردن تا تجربه کردن و از تجربه کردن تا مسئولیتپذیری. شاید بتوان گفت: فرمانبرداری، آغاز راه است؛ آموزش، ابزار راه است؛ عمل سالم، چراغ راه است؛ و فرماندهی، نتیجه این مسیر است.
من به عنوان یک همسفر و راهنما، هر روز باید به خودم یادآوری کنم که اگر میخواهم فرمانده خوبی باشم، باید ابتدا فرمانبردار خوبی برای ارزشها، قوانین و آموزشهای درست باشم.
و چه زیباست که انسان روزی به جایی برسد که بدون نیاز به اجبار بیرونی، خودش فرمانده زندگی خودش باشد؛ فرماندهی که عقل را راهنما، محبت را همراه و عمل سالم را روش زندگی خود قرار داده است.
منبع: سایت کنگره ۶۰ و سخنان مهندس دژاکام
عکاس: همسفر غزاله مرزبان خبری
رابط خبری: همسفر شریفه رهجوی راهنما همسفر نفیسه ( لژیون سوم)
ویراستار: همسفر فهیمه راهنمای تازه واردین
تنظیم و ارسال : همسفر سحر راهنما (لژیون ششم)
لژیون خدمتگزار: لژیون سوم
همسفران نمایندگی گرگان
- تعداد بازدید از این مطلب :
34