English Version
This Site Is Available In English

آموزش تنها یعنی توقف دانایی

آموزش تنها یعنی توقف دانایی

همسفر شهناز و مسافرشان با آخرین آنتی‌ایکس مصرفی تریاک وارد کنگره شدند. مدت ۱۱ ماه و ۱۶ روز به روش DST و داروی درمان شربت OT با راهنمایی آقا محسن و خانم سلیمه سفر کردند. هم‌اکنون با دستان پرتوان آقای مهندس ۳ سال و ۸ ماه آزاد و رها هستند.رشته ورزشی همسفر شهناز در کنگره دارت و رشته ورزشی مسافرشان والیبال است.

اگر یک همسفر دانایی بالایی داشته باشد؛ اما نتواند دانسته‌های خود را در زندگی اجرا کند، آیا می‌توان گفت دانایی او مؤثر شده است؟ چرا؟

خیر؛ چون دانایی مؤثر، مرز بین دانستن و توانستن می‌باشد. این فاصله نیازمند حرکت، تمرین، تجربه، کوشش و پشتکار است تا دانسته‌های انسان به عمل و رفتار انسان تبدیل شوند. دانایی زمانی به دانایی مؤثر تبدیل می‌شود که رفتار انسان و حرکت انسان در مسیر ارزش‌ها قرار گیرد. ضرب‌المثل معروف: «انسان بی‌عمل مانند زنبور بی‌عسل می‌ماند.» دانایی مؤثر زمانی شکل می‌گیرد که سه ضلع مثلث دانایی؛ یعنی تفکر، تجربه و آموزش، مساوی باشند. در واقع، مثلث دانایی مؤثر، قالب مثلث دانایی است و بزرگ‌ترین نشانه دانایی مؤثر، توانایی در عمل کردن به دانسته‌هاست. به عبارتی، باید دانایی مؤثر در رفتار، گفتار و کردار فرد آشکار باشد. اگر همسفر تمام کتاب‌ها و سی‌دی‌ها را حفظ باشد و عمل نکند، در همان سطح دانایی متوقف می‌شود. همسفر یا هر فردی برای اینکه دانایی مؤثر داشته باشد، باید کمیت را به کیفیت تبدیل کند؛ یعنی مهم نیست چقدر می‌دانی، مهم این است که از دانسته‌هایت بتوانی استفاده کنی تا هم برای خودت و هم برای دیگران مفید باشی.

 به نظر شما راهنما بیشتر باید دانایی را منتقل کند یا شرایطی ایجاد کند که همسفر خودش به دانایی برسد؟

راهنما راه و مسیر را به رهجو نشان می‌دهد؛ به عبارتی، ماهیگیری را به رهجو می‌آموزد؛ اما این خود رهجو است که باید خواسته قوی برای رسیدن به هدف و مقصد داشته باشد و بتواند با اعمال، رفتار و عمل به آموزش‌ها، خود را به دانایی مؤثر برساند. اگر رهجو نخواهد، انتقال اطلاعات هیچ فایده‌ای ندارد. راهنما وظیفه‌اش نشان دادن راه است و هرگز نمی‌تواند به جای همسفر مسیر را بپیماید. راهنما بستر و شرایطی را فراهم می‌کند تا همسفر خودش به دانایی برسد. به عبارتی، راهنما بذر دانایی را می‌کارد؛ این خود همسفر است که باید رشد کند و به ثمر بنشیند؛ یعنی آموزش با راهنما، تفکر و تجربه با رهجو. دانایی صرفاً منتقل‌شدنی نیست، بلکه همسفر باید با موانع و مشکلات و نیروهای درونی و بیرونی، دانایی را کسب کند و بتواند مشکلات خودش را حل کند و به بهترین شکل ممکن رشد کند و به درمان و رهایی برس

همسفر از کجا بفهمد کمک کردن به مسافر از روی دانایی است یا دخالت کردن از روی ترس و نگرانی؟

کمک و محبت از روی دانایی و دخالت و تجسس از روی ترس و جهل می‌باشد. دخالت همسفر، اگر از روی نادانی باشد، ریشه در ترس و اضطراب دارد. مدام نگران است که اگر مراقب نباشد، مسافر خراب می‌کند و پشت این رفتارها، حس مالکیت و بی‌اعتمادی است و به نوعی، همسفر به کارآگاه تبدیل می‌شود؛ اما کمک از روی دانایی، مبدأ آن آرامش، ایمان و تسلیم در برابر قوانین الهی و قوانین کنگره و روش درمان DST است. اینکه همسفر دوربین را روی خودش و تخریب‌های درونی خودش برمی‌گرداند و می‌داند بار درمان مسافر صد درصد بر عهده خودش است و راهنما هم در طی مسیر، او را هدایت می‌کند. نشانه دانایی، رها کردن با عشق و محبت است؛ اما نشانه ترس، کنترل کردن با نقاب محبت است. اصولاً اگر محبت از جنس دخالت کردن و تجسس باشد، استرس، اضطراب و پریشان‌احوالی با خودش به همراه دارد. همسفر باید اجازه دهد تا مسافر بار مسئولیت سفر و درمانش را خودش به دوش بکشد.

 ممکن است کسی سال‌ها در کنگره آموزش بگیرد؛ اما هنوز در یک مسئله خاص به دانایی مؤثر نرسیده باشد؟ راهنما در این شرایط چه نقشی دارد؟

در این شرایط، نقش راهنما دقیق و مبتنی بر عمل سالم است. راهنما با ایجاد فضایی امن و پرسش‌هایی هوشمندانه، به رهجو کمک می‌کند تا خودش تناقض بین دانسته‌هایش و عملکردش را ببیند و اینکه راهنما بررسی می‌کند آیا ترس باعث شده یا منیت یا ناامیدی، و با تشخیص این حس، داروی مناسب آن را از دل منابع آموزشی بیرون می‌کشد و اینکه شکستن غرور دانایی، خود اولین قدم برای ورود به دانایی مؤثر می‌باشد. این اتفاق در کنگره ممکن است و یک امر کاملاً طبیعی است و بخشی از واقعیت سفر و مسیر رشد و تکامل انسان می‌باشد. راهنما باید بدون قضاوت و سرزنش، مانع واقعی را در رهجو بیابد و بداند این مانع آیا ریشه در منیت یا در ترس دارد، یا به فرموده دکتر امین، در مثلث فسق، حس رهجو آلوده یا بسته است و نمی‌تواند پیام آموزش را دریافت کند. نقش راهنما در این شرایط، قضاوت نکردن، باز کردن گره حس و ایجاد تجربه از طریق خدمت کردن و صبوری است تا رهجو بتواند به نقطه تسلیم و فرمان عقل برسد.

کلام پایانی...

در آخر، تشکر می‌کنم از آقای مهندس و خانواده محترمشان و همه عزیزانی که خدمت کردند تا ما هم بتوانیم راه کنگره را بیابیم، آموزش بگیریم و به درمان برسیم.

تهیه و تنظیم مصاحبه: همسفر سهیلا رهجوی راهنما همسفر زهره (لژیون چهارم)
عکاس: همسفر راضیه رهجوی راهنما همسفر فاطمه (لژیون پنجم)
ارسال: همسفر توران رهجوی راهنما همسفر نرگس (لژیون هفتم) نگهبان سایت
همسفران نمایندگی گنجعلی‌خان

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .