English Version
This Site Is Available In English

اولین میدان فرماندهی، درون انسان است

اولین میدان فرماندهی، درون انسان است

انسان از زمانی که پا به این دنیا می‌گذارد، با مفهوم فرماندهی و فرمانبرداری روبه‌رو است. در خانواده، مدرسه، جامعه و حتی در وجود خودمان، همیشه بخشی وجود دارد که فرمان می‌دهد و بخشی که فرمان می‌برد. اما شاید مهم‌ترین فرماندهی، فرماندهی انسان بر خویشتن باشد؛ اینکه بتواند بر افکار، احساسات، رفتار و خواسته‌های خود مدیریت داشته باشد. در کنگره۶۰، موضوع فرماندهی فقط به معنای دستور دادن به دیگران نیست، بلکه مفهومی عمیق‌تر دارد. انسان ابتدا باید یاد بگیرد که فرماندهی وجود خودش را به دست بگیرد. کسی که نمی‌تواند بر خودش فرماندهی کند، چگونه می‌تواند مسئولیت زندگی، خانواده یا دیگران را بر عهده بگیرد؟

مسیر از فرماندهی تا فرمانبرداری را می‌توان یکی از مسیرهای مهم رشد و آموزش انسان دانست؛ مسیری که در آن انسان از بی‌نظمی و آشفتگی به نظم، از ناتوانی به توانایی و از وابستگی به مسئولیت‌پذیری می‌رسد. فرماندهی در نگاه اول ممکن است به معنای دستور دادن باشد، اما فرماندهی واقعی بسیار فراتر از این است. فرمانده واقعی کسی نیست که فقط بتواند دیگران را کنترل کند؛ بلکه کسی است که ابتدا بتواند خودش را مدیریت کند. اگر انسانی نتواند خشم خود را کنترل کند، نمی‌تواند ادعا کند فرمانده خوبی است. اگر نتواند به خواسته‌های نادرست خود نه بگوید، هنوز فرماندهی نفس خود را به دست نگرفته است. اگر با هر اتفاقی تعادلش را از دست بدهد، هنوز نیاز دارد روی خودش کار کند.

اولین میدان فرماندهی، درون انسان است. هر انسانی در درون خود افکار، خواسته‌ها و نیروهای مختلفی دارد، گاهی یک خواسته ما را به سمت انجام کاری می‌برد و گاهی عقل و تفکر ما مسیر دیگری را نشان می‌دهد. ممکن است انسان بداند کاری به ضررش است، اما باز هم آن را انجام دهد. اینجا مشخص می‌شود که فرماندهی در وجود او دچار مشکل شده است. فرماندهی واقعی زمانی شکل می‌گیرد که عقل بتواند تصمیم بگیرد و انسان بتواند آن تصمیم را در عمل اجرا کند. بنابراین، فرماندهی تنها دانستن نیست، دانستن و به دانسته‌ها عمل کردن است.

وقتی انسان گرفتار بی‌نظمی، عادت‌های نادرست و تصمیم‌های عجولانه می‌شود، کم‌کم فرماندهی زندگی خود را از دست می‌دهد. ممکن است فردی برای خودش تصمیم بگیرد که کاری را انجام ندهد، اما چند ساعت بعد برخلاف تصمیمش عمل کند. این اتفاق اگر بارها تکرار شود، نشان می‌دهد که بین عقل و عمل فاصله ایجاد شده است. در چنین شرایطی، انسان به جای اینکه خودش فرمانده زندگی‌اش باشد، تحت فرمان خواسته‌ها، عادت‌ها و شرایط قرار می‌گیرد. در مسیر درمان اعتیاد نیز یکی از مشکلات مهم همین است؛ فرد ممکن است بارها تصمیم بگیرد مسیر خود را تغییر دهد، اما به دلیل نداشتن آموزش و ساختار مناسب، نتواند تصمیم خود را عملی کند.

بخش مهمی از فرماندهی شاید در نگاه اول فرماندهی و فرمانبرداری دو موضوع مخالف به نظر برسند، اما در مسیر رشد انسان، این دو ارتباط بسیار نزدیکی با یکدیگر دارند. انسانی که می‌خواهد فرمانده خوبی باشد، ابتدا باید فرمانبرداری را یاد بگیرد. فرمانبرداری یعنی توانایی شنیدن، پذیرفتن و به اجرا درآوردن فرمان درست. در کنگره۶۰ فرد برای رسیدن به درمان و رهایی، باید آموزش بگیرد و به آموزش‌ها عمل کند. فقط شنیدن مطالب کافی نیست. اگر آموزش وارد زندگی نشود، تغییر واقعی اتفاق نمی‌افتد. به همین دلیل، فرمانبرداری صحیح می‌تواند مقدمه‌ای برای رسیدن به فرماندهی باشد.

فرمانبرداری نباید به معنای اطاعت کورکورانه باشد. انسان باید بداند چرا کاری را انجام می‌دهد. وقتی فردی آموزش می‌گیرد و مفهوم کاری را درک می‌کند، اجرای آن فرمان دیگر از روی اجبار نیست؛ بلکه از روی آگاهی و انتخاب است، اگر فردی بداند خواب و استراحت مناسب، نظم و برنامه‌ریزی چه تأثیری در زندگی او دارد، رعایت نظم برایش تبدیل به یک اجبار نمی‌شود، بلکه به بخشی از زندگی او تبدیل خواهد شد. در کنگره۶۰ نیز آموزش‌ها زمانی اثر گذار می‌شوند که فرد آن‌ها را بفهمد و در زندگی خود به کار ببرد. یکی از مهم‌ترین موضوعات، فرمانبرداری از عقل است.

گاهی انسان چیزی را می‌داند اما احساسات، ترس، خشم یا خواسته‌های لحظه‌ای اجازه نمی‌دهند تصمیم درست را اجرا کند. در اینجا لازم است انسان تمرین کند که به جای تصمیم‌گیری بر اساس هیجان‌های لحظه‌ای، به تفکر و عقل خود فرصت بدهد. فرمانبرداری از عقل یعنی قبل از عمل کردن، فکر کنیم؛ نتیجه کار را ببینیم و سپس تصمیم بگیریم. این موضوع در تمام بخش‌های زندگی اهمیت دارد؛ در خانواده، کار، روابط اجتماعی و حتی در برخورد با مشکلات.

یکی از نتایج مهم فرمانبرداری صحیح، رسیدن به مسئولیت‌پذیری است. انسانی که همیشه دیگران را مقصر مشکلات خود می‌داند، هنوز مسئولیت زندگی خود را به طور کامل نپذیرفته است. ممکن است شرایط بیرونی دشوار باشند، اما انسان باید یاد بگیرد که در برابر انتخاب‌ها و رفتارهای خودش مسئول باشد. در مسیر کنگره۶۰ فرد به تدریج متوجه می‌شود که برای تغییر زندگی خود، باید خودش حرکت کند. دیگران می‌توانند کمک کنند، اما مسئولیت اصلی بر عهده خود انسان است.

نویسنده : همسفر الهام رهجوی راهنما همسفر زهرا (لژیون جونز)
رابط خبری: همسفر بتول رهجوی راهنما همسفر زهرا (لژیون جونز)
عکاس: همسفر تارا رهجوی راهنما همسفر سمانه (لژیون دوم)
ویرایش و ارسال: همسفر ندا نگهبان سایت
همسفران نمایندگی گوجان

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .