English Version
This Site Is Available In English

آموزش؛ هم صور آشکار دارد، هم صور پنهان

آموزش؛ هم صور آشکار دارد، هم صور پنهان

در سفر دوم ما باید خواسته‌های درونی‌مان را پیدا کنیم ولی در سفر اول اصلاً خواسته درونی مطرح نیست و فقط یک خواسته داریم و آن خلاصی از دست نیروهای شیطانی و رهایی از مواد می‌باشد. انسان چه در نقطه‌ ضعف قرار بگیرد چه در نقطه قوت باید بداند آن چیزی را به‌دست می‌آورد که شامل توانایی یا ناتوانی آن شخص است. اگر فردی در کاری موفق می‌شود می‌دانیم که آن شخص بهای زیادی برای توانایی‌اش پرداخت کرده است و زمین وجودیش از سنگلاخ و موانع و زباله‌ها پاک شده است.

نیروهای تخریبی مرتباً در ذهن انسان کار القائات منفی را انجام می‌دهند و این القائات در انسان حسادت و نفرت را به وجود می‌آورند ولی وقتی بدانیم هر چیزی که در زندگی به دست می‌آوریم، بهای ذره به ذره‌اش را پرداخت کرده‌ایم آن‌وقت از قیاس جدا می‌شویم. خواسته‌ای که ما در وجود خودمان داریم خیلی شرط است و زمانی که ما فراموش می‌کنیم خواسته درونمان چه چیزی است و با مسائل و موانعی روبرو می‌شویم سریع قیاس می‌کنیم و حالمان بد می‌شود.

منظور از قیاس این است که دو غیر هم‌جنس را قیاس کنیم، قیاس بین دو انسان با یکدیگر در مسیر تکاملی مثل قیاس کردن یک کیلو پرتقال با یک متر پارچه است، شاید در ظاهر یکی باشند اما در باطن با یکدیگر متفاوت هستند. در قیاس بهترین کار این است که خودمان را با خودمان قیاس کنیم مثلاً خودمان را قیاس کنیم با الان که در سفر هستیم یا با زمانی که به کنگره۶۰ نیامده بودیم. ولی ما می‌توانیم انسان‌ها را الگو قرار بدهیم، الگو قرار دادن با مقایسه کردن متفاوت است.

در جهان‌بینی گفتیم؛ آموزش، تجربه و تفکر سه ضلع مثلث دانایی هستند. زمانی که علم وارد شخص بشود در شخص تحولاتی به وجود می‌آورد و یاد گرفتن و درک کردن قوانین به صورت انفرادی نیست و باید از شخصی به شخص دیگر انتقال داده شود. دانایی در تنهایی شکل نمی‌گیرد و تکامل در جمع صورت می‌گیرد. آموزش، هم صور آشکار دارد و هم صور پنهان. آموزش هم می‌تواند در جهت علم باشد هم در جهت تخریب؛ که در جهت تخریب مثل آموزش در مورد چگونگی مصرف مواد مخدر است

قرون وسطا که تقریباً ۱۰۰۰ سال طول کشید، اتفاقات بسیار بدی افتاد مانند: انواع بیماری‌ها که جان بسیاری را گرفت، جنگ‌های صلیبی و غیره. مهم‌ترین اتفاق استقرار کلیسا و مسیحیت و قوی شدن حاکمان کلیسا بود که بزرگ‌ترین ضربه را به مردم زد و علت آن تحریفاتی بود که حاکمان به نفع خودشان در تعلیمات الهی به وجود آوردند. حاکمان کلیسا به‌واسطه قدرت زیاد خود را بندگان خاص خدا می‌دانستند و ادعا داشتند با خداوند سخن می‌گویند ولی تمام اعتقادات و عقاید آن‌ها پوچ و دروغ بود و هیچ کتاب آسمانی آن‌ها را تأیید نمی‌کند.

آن‌ها هیچ‌چیز از علم و حقیقت نمی‌دانستند و می‌خواستند، باورهای نادرست را به اسم علم در سر مردم فرو کنند. سال‌ها طول کشید تا کم‌کم تفکرات درست و علم، توسط دانشمندان بزرگ مانند گالیله و غیره جایگزین خرافات و جهالت شود و به آن دوره تغییر و شکوفایی دوره رنسانس می‌گویند، در آن زمان بود که هنر زود‌تر از علم به‌وجود آمد، گویی هنر مانند حس، اولین نیروی به‌کارگیری قوه عقل شد، تا راه پیشرفت علم را باز کند. اندیشه‌ای که باعث می‌شود انسان خود مرکز‌بین شود، از تفکرات باطل و نقطه مقابل علم است.

منبع: سی‌دی علم یک
نویسنده: همسفر شیلا رهجوی راهنما همسفر معصومه (لژیون پنجم)
رابط خبری: همسفر شیلا رهجوی راهنما همسفر معصومه (لژیون پنجم)
ویرایش و ارسال: همسفر ندا نگهبان سایت
همسفران نمایندگی گوجان

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .