English Version
This Site Is Available In English

دانسته‌های خود را در زندگی عملی کنیم

دانسته‌های خود را در زندگی عملی کنیم

ششمین جلسه از دوره سی‌ و هفتم کارگاه‌های آموزشی عمومی کنگره ۶۰ نمایندگی میرداماد با استادی راهنمای محترم مسافر محمود،نگهبانی مسافر رسول و دبیری مسافر نقی،با دستور جلسه "دانایی، دانایی موثر و سواد" روز پنج‌شنبه دوازدهم شهریور ماه  ۱۴۰۵ ساعت ۱۶ آغاز به کار کرد.

خلاصه سخنان استاد:

سلام دوستان، محمود هستم، یک مسافر
در ابتدا تشکر می‌کنم از بنیان‌ کنگره ۶۰، جناب آقای مهندس حسین دژاکام، همچنین از ایجنت محترم، گروه مرزبانی و تمامی خدمتگزاران صدیق کنگره ۶۰ که اگر این عزیزان نبودند، امروز من نمی‌توانستم این جایگاه را تجربه کنم و در این مسیر قرار بگیرم.
در زندگی تمامی انسان‌ها مشکلات و مسائل گوناگونی وجود دارد؛ ما تلاش می‌کنیم با آموزش گرفتن و افزایش دانایی، بتوانیم زندگی بهتر و به دور از تنش داشته باشیم و به آسایش و آرامش برسیم.
دستور جلسه امروز، «دانایی، دانایی مؤثر و سواد» است. بسیاری از انسان‌ها بر اساس تفکر و اطلاعاتی که دارند، تصور می‌کنند دانایی کافی را به دست آورده‌اند. برای مثال، فردی که در رشته پزشکی، وکالت یا مهندسی تحصیل کرده و در زمینه تخصصی خود مهارت کافی دارد، ممکن است تصور کند که در تمامی مسائل زندگی نیز انسان دانایی است.
اما آقای مهندس حسین دژاکام در سی‌دی «میزان دانایی» بیان می‌کنند که دانایی دو نوع است: دانایی خاص و دانایی عام؛ هر شخص ممکن است در یک رشته یا زمینه مشخص، دانایی خاص داشته باشد.
بنابراین، اگر من بهترین جراح، پزشک یا مهندس باشم، نباید تصور کنم که در تمام مسائل زندگی نیز دانایی لازم را دارم؛ ممکن است در زمینه تخصصی خود بسیار توانمند باشم، اما در مسائل دیگر همچنان نیاز به آموزش داشته باشم.
ما در کنگره ۶۰ با آموزش‌هایی که دریافت می‌کنیم، هم دانایی خاص، یعنی شناخت و آگاهی در زمینه علم اعتیاد، را کسب می‌کنیم و هم دانایی عام را که مربوط به چگونه زندگی کردن و برخورد صحیح با مسائل زندگی است، می‌آموزیم.
خیلی از مسائل زندگی را بلد نبودم و حتی راه درمان اعتیاد را نیز نمی‌دانستم. فقط می‌دانستم که باید به هر شکل ممکن از این مشکل رها شوم. با این حال، حدود ده تا پانزده سال طول کشید تا بتوانم این مسئله را حل کنم.
با وجود اینکه روش‌های مختلفی را برای ترک اعتیاد امتحان کردم و حتی دوازده سال مصرف نداشتم، باز هم نتوانستم به نتیجه مطلوب برسم؛ زیرا دانایی و علم لازم را در این زمینه نداشتم.
به گفته همسفرم، زمانی که درگیر اعتیاد بودم، زندگی مناسبی نداشتیم؛ اما با ورود به کنگره ۶۰ و دریافت آموزش‌های لازم، به درمان رسیدم. پیش از آن، به دلیل نداشتن دانایی کافی، تصور می‌کردم اگر مواد مخدر را قطع کنم، اعتیاد نیز به پایان می‌رسد؛ اما واقعیت این‌گونه نبود.
در کنگره ۶۰ ایستادگی کردم و تلاش کردم تا به شناخت درستی از اعتیاد برسم؛ به‌ تدریج متوجه شدم که اعتیاد چیست و چگونه شکل می‌گیرد و توانستم دانایی لازم را به دست بیاورم.
در کنگره آموختم که اعتیاد، جایگزینی مواد مخدر بیرونی به جای مواد و سیستم‌های طبیعی بدن است؛ زمانی که بدن در اثر مصرف مواد، تولید طبیعی خود را از دست می‌دهد، انسان با مشکلات مختلفی روبه‌رو می‌شود. وقتی این موضوع را درک کردم، تلاش کردم آموزش بگیرم و آنچه را می‌آموزم، در زندگی خود به کار بگیرم.
البته داشتن دانایی یک مسئله است و تبدیل کردن آن به دانایی مؤثر، مسئله‌ای دیگر؛ زمانی که می‌خواهیم دانایی خود را وارد مرحله عمل کنیم، بسیاری از مسائل دشوار می‌شوند و دانستن به‌ تنهایی کافی نیست؛ مهم این است که بتوانیم دانسته‌های خود را در زندگی عملی کنیم.
آنچه اهمیت دارد، پی بردن به تمنای دل است؛ گاهی انسان می‌خواهد کاری را انجام دهد، اما آن خواسته باید از درون او شکل گرفته باشد تا بتواند حرکت کند و در مسیر قرار بگیرد. در این مسیر، داشتن ایمان نیز ضروری است.
به گفته جناب آقای مهندس حسین دژاکام، زمانی که وارد لژیون می‌شویم، سفر اولی ها باید ایمان داشته باشند که راهنمایشان آن‌ها را به مقصد خواهد رساند.
ما در مسیر زندگی خواهان چیزهای زیادی هستیم، اما رسیدن به آن‌ها مستلزم تلاش مداوم و پشتکار است؛ تلاش امروز من برای امروز است و تلاش فردا برای فردا؛ این موضوع مانند کارگری است که صبح سرِ فلکه می‌ایستد، به سر کار می‌رود و در پایان روز مزد همان روز خود را دریافت می‌کند؛ آن مزد حاصل تلاش همان روز است.
ما نیز باید هر روز تلاش کنیم، سی‌دی بنویسیم و آموزش بگیریم تا انرژی درونی خود را به انرژی و پتانسیل مثبت تبدیل کنیم و بتوانیم علم و دانایی خود را افزایش دهیم.
در مقابل مثلث دانایی، مثلث جهالت قرار دارد که یکی از اضلاع آن «ناامیدی» است؛ ناامیدی در بسیاری از مواقع می‌تواند انسان را از حرکت بازدارد و حتی او را از پا درآورد.
برای مثال، روز اول که به یک سفر اولی گفته می‌شود باید حدود 10 ماه سفر کند تا به درمان برسد، ممکن است احساس ناامیدی به سراغ او بیاید و با خود بگوید: «این روش هم فایده‌ای ندارد و باید خودم فکری به حال خودم بکنم» همین تفکر می‌تواند باعث شود که فرد از ادامه مسیر منصرف شود.
ناامیدی مانند تلفن همراهی است که در یک نقطه کور قرار گرفته و از دسترس خارج می‌شود؛ زمانی که انسان دچار ناامیدی می‌شود نیز مانند این است که از دسترس خارج شده باشد؛ در نتیجه انرژی و آموزش‌هایی که باید از کنگره دریافت کند، به او منتقل نمی‌شود؛ در چنین شرایطی، انسان مانند دیواری می‌شود که خودش در برابر آگاهی قرار داده و اجازه نمی‌دهد آموزش‌ها به او برسند.
امیدوارم بتوانیم آموزش‌ها و اطلاعاتی را که در کنگره ۶۰ به دست می‌آوریم، در زندگی خود کاربردی کنیم و به مرحله عمل برسانیم؛ آموزش‌های جناب آقای مهندس در کنگره، فقط مربوط به درمان اعتیاد نیست، بلکه در تمام زمینه‌های زندگی، از جمله مسائل خانوادگی، کاری و نحوه ارتباط با دیگران، کاربرد دارد.
هرچه بتوانیم دانایی و سواد خود را افزایش دهیم، بهتر می‌توانیم با مسائل زندگی روبه‌رو شویم و با آرامش بیشتری زندگی کنیم؛ چه خوب است که با رسیدن به تعادل، بتوانیم دوستان و ارتباطات سالم خود را افزایش دهیم و تخریب‌هایی را که در دوران اعتیاد به همسفران خود وارد کرده‌ایم، جبران کنیم.
در پایان، از جناب آقای مهندس حسین دژاکام تشکر و قدردانی می‌کنم که این بستر را برای ما فراهم کردند تا بتوانیم آموزش بگیریم و مسیر درمان و زندگی سالم را پیدا کنیم؛ همچنین از دیده‌بان‌های محترم و تمامی خدمتگزاران کنگره ۶۰ تشکر می‌کنم که تلاش کردند تا ما در این سفر به تعادل و آرامش برسیم.
از اینکه به صحبت‌های من گوش کردید، از شما سپاسگزارم.

نگارش و ویرایش: مسافر مسعود لژیون 5 
ویرایش: مسافر مهدی لژیون 1
عکس: مسافر علی لژیون 4
صوتی: مسافر یعقوب لژیون 26
مرزبان خبری: مسافر داوود
تنظیم و ارسال: مسافر مهدی لژیون 17

تهیه شده در سایت نمایندگی میرداماد
تقدیم به نگاه زیبای شما

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .