جلسه ششم از دوره نوزدهم کارگاههای آموزشی عمومی کنگره۶۰ نمایندگی اردستان با استادی راهنما مسافر مهرداد، نگهبانی مسافر حمید و دبیری موقت مسافر رسول با دستور جلسه «دانایی، دانایی مؤثر و سواد» روز پنحشنبه ۱۲ شهریورماه ۱۴۰۵ رأس ساعت ۱۶ آغاز بهکار کرد.
خلاصه سخنان استاد:
خدا را شاکر و سپاسگزارم که امروز این لطف شامل حال من شد که بتوانم روی این صندلی بنشینم و در کنار شما دوستان آموزش بگیرم. دستور جلسه امروز «دانایی، دانایی مؤثر و سواد» است. در گذشته هر کس خواندن و نوشتن بلد بود، باسواد محسوب میشد؛ اما امروزه سواد، شکل گستردهتری پیدا کرده و شامل سواد مالی، عاطفی، رایانه و موارد دیگر میشود؛ اما چیزی که برای من در کنگره پررنگتر شد، این بود که فهمیدم سواد بهتنهایی دانایی نیست.
ممکن است انسان مدرک و دانش زیادی داشته باشد؛ اما اگر نتواند از آن در مسیر درست استفاده کند، هنوز به دانایی واقعی نرسیده است. حتی گاهی سواد، اگر با دانایی و خرد همراه نباشد، میتواند باعث آسیب به خود و دیگران شود. من در گذشته خیلی چیزها را میدانستم؛ اما دانستن من همیشه باعث تغییر در رفتارم نمیشد. شاید میدانستم چه چیزی درست است و چه چیزی اشتباه؛ اما در عمل نمیتوانستم آن را اجرا کنم. کنگره به من یاد داد که فاصله زیادی بین دانستن و عمل کردن وجود دارد.
دانایی مؤثر؛ یعنی چیزی را که یاد گرفتهام، بتوانم در زندگی به کار ببرم. ممکن است بدانم مواد مخدر یا سیگار مضر است؛ اما اگر باز هم به سمت آن بروم، یعنی هنوز دانایی من مؤثر نشده است. زمانی میتوانم بگویم آموزش گرفتهام که آن آموزش در رفتار، تصمیمها و زندگی من خودش را نشان بدهد. همانگونه که آقای مهندس در جهانبینی بیان کردهاند، دانایی از سه ضلع تفکر، تجربه و آموزش تشکیل شده است و این سه باید در کنار هم رشد کنند. من در کنگره یاد گرفتم که فقط شنیدن آموزش کافی نیست؛ باید تفکر کنم، تجربه به دست بیاورم و آنچه را آموختهام در زندگی به کار بگیرم.
برای خود من، یکی از زیباترین نشانههای دانایی مؤثر این است که ببینم آیا آرامش بیشتری پیدا کردهام یا نه. آیا رفتار من باعث آرامش خانواده و اطرافیانم شده است؟ آیا وقتی کسی در کنار من قرار میگیرد، حال بهتری پیدا میکند؟ اگر پاسخ این سؤالها مثبت باشد، میتوانم امیدوار باشم که آموزشها در من اثر کردهاند. کنگره به من یاد داد که خردمند بودن خیلی بالاتر از باسواد بودن است. ممکن است کسی دکتر، مهندس یا فردی بسیار باهوش باشد؛ اما اگر از علم و توانایی خودش در مسیر درست استفاده نکند، آن سواد نمیتواند به او کمک کند. همانطور که افراد باهوشی مانند تیمور لنگ و هیتلر با وجود هوش بالا، باعث آسیب و کشته شدن انسانهای زیادی شدند.
وقتی به آقای مهندس نگاه میکنم، میبینم که علم و دانش خود را در مسیر نجات انسانها و رساندن آنها به آرامش قرار دادهاند. برای من این یعنی خردمندی؛ یعنی دانشی که فقط در ذهن نمانده و تبدیل به عمل و خدمت شده است. من فکر میکنم ما هم در کنگره آمدهایم که همین مسیر را یاد بگیریم. سفر اولی آمده است تا خودش را از تاریکی و دام اعتیاد نجات دهد و سفر دومی آمده است تا با خدمت و رفتار درست، به دیگران کمک کند.
امروز اگر بعد از مدتی حضور در کنگره، در رفتار و کردار من تغییری ایجاد شده باشد، اگر در خانواده و جامعه آرامش بیشتری داشته باشم و اگر کسی با دیدن رفتار من به کنگره امیدوار شود، آن زمان میتوانم بگویم: آموزشهای کنگره در من به دانایی مؤثر تبدیل شده است. در نهایت، برای من مهم نیست که امروز دقیقاً در چه جایگاهی هستم؛ مهم این است که به چه سمتی حرکت میکنم. امیدوارم همه ما بتوانیم از تاریکیها فاصله بگیریم، به سمت نور حرکت کنیم و دانایی خود را به دانایی مؤثر تبدیل کنیم. از خداوند میخواهم کمک کند آنچه را در کنگره آموزش میگیریم، فقط در حد حرف و دانستن باقی نگذاریم و بتوانیم آن را در زندگی، رفتار و خدمت به دیگران به کار بگیریم.
سواد اگر در مسیر درست قرار نگیرد، میتواند حتی بیشتر از بیسوادی به انسان آسیب بزند. به همین دلیل در ابتدای ورود به کنگره به ما گفته میشود هرچه داریم، از مدرک و جایگاه گرفته تا پول و داشتههای قبلی، پشت در بگذاریم و با ذهنی آماده وارد شویم؛ زیرا اگر خود را بالاتر از دیگران ببینیم، همان داشتهها مانند پردهای مانع آموزش و کسب دانایی میشوند. همه ما برای رسیدن به حال خوب به کنگره آمدهایم. اگر اینجا آرامش و چیزی ارزشمند به ما نمیداد، در این روز و ساعت، به جای برنامههای دیگر، در اینجا حضور نداشتیم.

انسان همیشه به دنبال حال خوب است و در کنگره میآموزیم که این حال خوب از طریق کسب دانایی و کمک و خدمت به دیگران به دست میآید. هدف ما تنها کسب دانایی نیست؛ بلکه تبدیل آن به دانایی مؤثر است؛ یعنی آموزشها در رفتار و عمل ما دیده شود. اگر به من گفته شود کاری را انجام دهم یا سیدی بنویسم و من انجام ندهم، دانایی من هنوز به مرحله عمل نرسیده است.
انسان دانا و خردمند همواره به سمت نور حرکت میکند. مهم نیست امروز در کجا قرار داریم، مهم جهت حرکت ماست؛ ممکن است کسی در تاریکی باشد؛ اما به سوی روشنایی حرکت کند و دیگری در روشنایی باشد؛ اما مسیرش به سمت تاریکی باشد. در کنگره میآموزیم که «مصرفکننده» فقط به کسی که مواد مصرف میکند محدود نمیشود؛ انسانی که تنها از امکانات جامعه و خانواده استفاده میکند و چیزی به آن اضافه نمیکند نیز میتواند مصرفکننده باشد.
هدف ما این است که از حالت مصرفکننده خارج شویم و با خدمت و رفتار درست، برای دیگران نیز مفید باشیم. رفتار و کردار ما خود میتواند یک آموزش باشد. بنابراین باید خودمان را صادقانه قضاوت کنیم و ببینیم پس از مدتی حضور، سفر دوم و خدمت در کنگره، آیا در خانواده، محله و اجتماع به گونهای رفتار کردهایم که دیگران با دیدن ما بگویند: «برو کنگره تا مثل فلانی شوی.» اگر توانسته باشیم الگویی برای دیگران باشیم، یعنی در مسیر نور حرکت کرده و دانایی خود را به دانایی مؤثر تبدیل کردهایم.
تایپیست و ویراستار: مسافر رسول (لژیون دوم)
عکاس: راهنمای تازهواردین مسافر ابراهیم
ارسال: راهنما مسافر محمدرضا نگهبان سایت
مسافران نمایندگی اردستان
- تعداد بازدید از این مطلب :
55