English Version
This Site Is Available In English

انسان فرمانده شهر وجودی خودش است

انسان فرمانده شهر وجودی خودش است

فرمانبرداری و فرماندهی در واقع مسیری را مشخص می‌کند که انسان از کجا و چگونه حرکت کند. فرماندهی یعنی انسان به یکسری از نیروهای درون و بیرون احاطه داشته باشد. انسان فرمانده شهر وجودی خودش است؛ مثلاً به دست خودش فرمان می‌دهد که قاشق را بر دارد و غذا را در دهانش بگذارد. هر کاری که انسان انجام می‌دهد و از انجام آن احساس خوبی به دست می‌آورد، به این معنی است که به نیروهای خودش مسلط است که این همان فرماندهی است. ما وقتی به نیروهای ناشناخته خودمان شناخت پیدا می‌کنیم و بر آن‌ها مسلط می‌شویم؛ در واقع آن نیروها از ما پیروی می‌کنند، آن زمان در ما انرژی زیادی به وجود می‌آید و ما احساس سرخوشی و خوشحالی می‌کنیم.

برعکس این قضیه هم وجود دارد؛ زمانی‌که نیرویی را از دست می‌دهیم احساس ناراحتی داریم، مواد مخدر این کار را به راحتی انجام می‌دهد. زمانی‌که انسان گرفتار اعتیاد می‌شود دیگر آن حس و حال قبل را ندارد؛ چون این فرماندهی به دست نیروهای منفی می‌افتد و از او سلب اختیار می‌شود، اعضاء بدنش دیگر از او فرمان نمی‌گیرد و نمی‌تواند روی موضوعات مختلف تمرکز کند و انجام دادن کارها برایش مشکل می‌شود. برای مسافر من هم این موضوع وجود داشت، منزوی و گوشه‌گیر شده بود و دیگر مثل قبل حوصله و توانایی انجام کارها را نداشت؛ حتی حس بویایی‌اش هم ضعیف شده بود و چیزهایی را که روزی به آن‌ها علاقه‌مند بود، فراموش کرده بود، خدا را شکر بعد از رهایی کم‌کم آن حس سرزندگی در مسافرم به وجود آمد.

من متوجه شدم این افراد برای این‌که دوباره نیروهای از کنترل خارج‌شده خودشان را در اختیار بگیرند؛ باید فرمانبرداری کنند و این فرمانبرداری در کنگره۶۰ فقط با اطاعت از راهنمایان امکان‌پذیر است. در کنگره۶۰ راهنما همان فرمانده است؛ چون کسی می‌تواند فرمان دهد که خود قادر به انجام آن فرمان باشد و راهنما خود روزی مصرف‌کننده بوده و کم‌کم با فرمانبرداری به مرحله دانایی مؤثر و به درجه فرمانده رسیده است. فرمانبرداری کار راحتی نیست و شرط آن، این است که راهنمای خود را مورد قضاوت قرار ندهیم، علم و سخنان او را زیر سؤال نبریم و فرمان‌های او را بدون کم و کاست انحام دهیم، اگر انسان توانست این کارها را انجام دهد؛ یعنی به فرمانبرداری رسیده است.

کسی که فرمانبردار فرامین الهی باشد و فرمانده خوبی برای شهر وجودی خودش باشد می‌تواند بر دیگران هم فرماندهی کند. حال ممکن است این سؤال برای ما پیش آید که چگونه می‌توانیم فرمانده‌ای با کفایت برای شهر وجودی خودمان باشیم؟ برای این کار لازم نیست کارهای بزرگ و خارق العاد‌ه‌ای انجام دهیم، کافی است از کارهای کوچک و جزئی مانند: مسواک زدن، به موقع خوابیدن و بیدار شدن و ... شروع کنیم. امیدوارم من هم بتوانم با انجام این کارها و فرمانبرداری از عقل به فرماندهی وجود خودم برسم.

نویسنده: همسفر شریفه رهجوی راهنما همسفر زهره (لژیون چهارم)
عکاس: همسفر مریم رهجوی راهنما همسفر زهرا (لژیون اول)
ویرایش و ارسال: راهنمای تازه‌واردین همسفر طیبه نگهبان سایت
همسفران نمایندگی کمال الملک تهران

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .