اولین جلسه از دوره چهارم سری کارگاههای آموزشی عمومی مسافران و همسفران کنگره ۶۰ نمایندگی تربت حیدریه در روزهای پنجشنبه با استادی راهنما محترم مسافر احسان و نگهبانی مسافر حمید و دبیری مسافر مهدی با دستور جلسه " دانایی، دانایی موثر وسواد "در تاریخ 12 شهریور ماه 1405 رأس ساعت 17 آغاز به کار نمود.
خلاصه سخنان استاد:
سلام دوستان احسان هستم مسافر.
از نگهبان جلسه و گروه مرزبانی تشکر می کنم که مسئولیت اداره این جلسه را به من واگذار کردند تا خدمت کنم و آموزش بگیرم.

من اول باید بفهمم که دانایی چه هست بعد در موردش صحبت کنم، من قبل از کنگره فکر میکرد کسی که زرنگ است دانا است و خیال میکردم من زرنگ هستم که مصرف موادم را خانوادم نفهمیدن و نمی توانستم خوب را از بد تشخیص بدهم.
دانایی موثر این است که اگر شرایط برای انجام عمل ضد ارزشی فراهم بود و شما انجام ندادی دانایی موثر است. سواد این است که در رابطه با یک موضوع سر رشته داری.
مثلا یک دکتر که جراحی قلب انجام می دهد فقط در آن مسیری که آموزش دیده سواد دارد، دانایی با سواد متفاوت است. من در چند سال پیش دچار حادثه تصادف شدم که از ناحیه صورت آسیب دیدم.
دکتری که مسئولیت عمل صورت من را پذیرفت درخواست مبلغ زیادی زیر میزی کرد که معادل با پول پرایدی بود که پدرم بابت هزینه عمل من فروخت، دکتر سواد عمل را داشت ولی دانایی نداشت.
من روزی که خدمت جناب مهندس برای دریافت شال رفتم قسم خوردم که مدت 4 سال خدمت کنم و به جایگاهم خیانت نکنم. دکتر هم همین طور است قسم میخورند برای خدمت به مردم، البته منظورم با تمام دکتر ها نیست تعداد اندکی خیانت می کنند و بعضی بدون دریافت وجه خدمت به مردم را در هر زمینه ای انجام می دهند.
سواد با دانایی دو مقوله متفاوت اند، دانایی یعنی آگاهی داشتن و دانایی موثر یعنی علاوه بر آگاهی عملکرد هم داشته باشی. سفر اولی ها با سفر در کنگره و رعایت پروتکل درمان به دانایی میرسند، اما میتوانند این دانایی را در بیرون از کنگره به دانایی موثر تبدیل کنند.

من فکر میکردم اعتیاد بزرگترین مشکل من است اما بعد اتمام سفر اول متوجه شدم که کوچکترین مشکل من بوده و درگیر کار هایی از جمله : قضاوت، کینه، نفرت، حسادت، منیت و.... هستم.
درمان اعتیاد زمانی اتفاق می افتد که من علاوه بر اعتیاد بتوانم اعمال ضد ارزشی دیگرم را هم ذره ذره کنار بگذارم و با انجام تزکیه و پالایش توانستم به یک آرامش نسبی دست پیدا بکنم.
رسیدن به آرامش قطعا به آسانی اتفاق نمی افتد و همانند کتری آبی که تا به جوش نیامده تسویه آب صورت نمی گیرد، ضد ارزش ها هم باید بجوشد تا از بدن ما خارج شود.
سفر اول که تمام شود از مواد بی نیاز می شوید، در سفر دوم برای رسیدن به خود باید بهایش را پرداخت کنیم و من خدا را شکر میکنم که در لژیون سردار شرکت کردم و خیلی از مشکلاتم از درون و بیرون حل شد نه از نظر مالی بلکه مشکلات دیگرم در زندگی و خانواده حل شد.ممنون که با سکوت خود به حرفام گوش کردید.
عکاس: مسافر حسین
تایپ: مسافر رامین
ویراستار: مسافر احسان
مرزبان کشیک: مسافر حمید
ارسال خبر: مسافر مسعود
- تعداد بازدید از این مطلب :
75