هشتمین جلسه از دور سوم کارگاههای آموزشی عمومی کنگره۶۰ نمایندگی هشتگرد با استادی مسافر ایرج و نگهبانی مسافر مهدی و دبیری مسافر شهرام با دستور جلسه «دانایی، دانایی مؤثر، سواد» پنجشنبه 12شهریور ماه ۱۴۰۵ ساعت ۱۷ آغاز بکار نمود.

خلاصه سخنان استاد جلسه:
سلام دوستان ایرج هستم یک مسافر، خداوند بزرگ را بسیار شاکر و سپاسگزارم که توفیق حضور در این نمایندگی پرانرژی نصیبم شد. به سهم خودم و بسیاری از عزیزانی که به اینجا میآیند و بازمیگردند، تعریف این نمایندگی را شنیده بودم، از خداوند خواستم که توفیق دهد تا این حضور برای من بستری برای رشد باشد، از نگهبان جلسه نیز بسیار سپاسگزارم که هنگام معرفی، از من با عنوان “راهنما” یادکرد؛ چراکه باور دارم این عناوین، خودِ حرکت بهسوی دانایی هستند. انشاءالله سری بعد با شال نارنجی در خدمتتان خواهم بود.
همچنین از جناب مهندس و خانواده محترم ایشان سپاسگزارم که بستری فراهم کردند تا امروز در جایگاهی باشم که بتوانم برای این تعداد از انسانها سخن بگویم، شاید درگذشته، هر زمان که قصد داشتم حرفی بزنم، دیگران توجهی نمیکردند؛ اما امروز در سالنی حضور دارم که با سکوت به سخنانم گوش میسپارند و این از معجزات همین مسیر است.
امروز، آن علم و دانایی که جناب مهندس به “دانایی مؤثر” تبدیل میکند، باعث شده است که نمایندگی بانام هشتگرد ایجاد شود تا بسیاری در اینجا به درمان برسند، همه ما تعریف دانایی را میدانیم که متشکل از تفکر، تجربه و آموزش است در مسیری که به سمت اینجا میآمدم، با خود میاندیشیدم که چگونه میتوانم این دانایی مؤثر را برای خود و عزیزانم بازشکافی کنم.
در نوشتار نوشتهشده است: “آنچه باور است محبت است و آنچه نیست ظروف تهی است.” و یا در باب دانایی: “اول ندانی را بدان تا بدانی را بدانی”. این آغازِ مقدسِ دانایی است. من وقتی وارد میشوم، بااینکه هیچ نمیدانم، اما به امید درمان میآیم، در این مسیر تجربه میکنم، میفهمم و آموزش میبینم؛ این همان دانایی است؛ اما وقتی رهجویی پس از ۱۰ یا ۱۱ ماه در سالن حضور مییابد و اعلام میکند که با دستان پرتوان جناب مهندس آزاد و رهاست، این مرحله “دانایی مؤثر” است. در این میان، یک پارامتر وجود دارد که حتماً باید اتفاق بیفتد تا دانایی مؤثر شکل بگیرد و آن، “بخشش” است من با جسارت و قاطعیت میگویم که تا بخشش نباشد، دانایی مؤثر اتفاق نمیافتد.
دانایی مؤثر یعنی اینکه منِ رهاشده بیایم و ببخشم یعنی راهنما شوم، از وقت و توان خودم بگذرم تا بتوانم به کسانی که درراه هستند کمک کنم و آنها را به رهایی برسانم مثال سادهاش درخت است درخت میوه میدهد، اما میوه را خودش استفاده نمیکند، بلکه دیگران از آن بهرهمند میشوند این یعنی همان دانایی مؤثر.
ما میدانیم که آنچه باور است محبت است، اما در این جهان مادی، بخشش باید در عمل اتفاق بیفتد. در جلسه توجیهی با جناب زر کش (دیدهبان محترم لژیون سردار) نکته بسیار مهمی مطرح شد، ایشان گفتند: “اگر صدسال در کنگره باشم، رهایی بدهم، مرزبان یا ایجنت باشم، اما نبخشم و عضو لژیون سردار نباشم، گویی چیزی به دست نیاوردهام.”
دیگران کاشتند و ما خوردیم، حال وظیفه ماست که بکاریم، از بخشیدن نترسید وقتی به دانایی مؤثر میرسید، صفت گذشته در انسان صادق نیست چراکه انسان جاری میشود کلامش، نگاهش و رفتارش جاری میشود و آن حال خوبی که همه دنبالش هستیم، در سایه همین بخشش رخ میدهد.
لژیون سردار را سرسری نگیریم. فکر نکنیم چون توان مالی کمی دارم، نمیتوانم مشارکت کنم نیروهای بازدارنده بیکار نمینشینند شما به این دانایی رسیدهاید که امروز باید در خرید این صندلی مشارکت داشته باشید صندلیای که شاید برای مردی باشد که تا دیروز آرامش خانوادهاش را برهم زده بود، اما حالا میآید و در اینجا درمان میشود کنگره به ما نیاز ندارد، اما ما باید به این دانایی برسیم که دیگران برای ما زحمتکشیدهاند و مؤثر بودن، زمانی اتفاق میافتد که ما مشارکت داشته باشیم.
در پایان، حکایت بازار مصر و یوسف را به یادآورید همه برای خرید یوسف با طلا و جواهر آمده بودند، پیرزنی با کلافی آمد و گفت من هم برای خرید یوسف آمدهام گفتند با این کلاف؟ گفت میدانم نمیفروشند، اما آمدم تا نامم جزء خریداران یوسف ثبت شود. امروز اگر مبلغ کمی هم دارید، بیایید و جزء خدمتگزاران باشید. محال است شما در لژیون سردار از مال خود ببخشید و سردار به زندگی، کار یا فرزندان شما توجه نکند. در لژیون سردار پول ما زیاد نمیشود، بلکه “زورِ پولمان” زیاد میشود.
از اینکه به صحبتهای من توجه کردید، سپاسگزارم.

عکس و تایپ: مسافر پوریا لژیون سوم
تنظیم و ارائه گزارش: مرزبان خبری مسافر حسین
- تعداد بازدید از این مطلب :
349