جلسه دهم از دوره چهاردهم سری کارگاههای آموزشی عمومی کنگره ۶۰ نمایندگی شوشتر، به استادی راهنمای محترم مسافر اکبر، نگهبانی مسافر احمد و دبیری مسافر امین، با دستور جلسه « دانایی، دانایی مؤثر، سواد» در روز پنجشنبه مورخ1405.06.12 رأس ساعت 17:00 آغاز به کار نمود.
خلاصه سخنان استاد:
.jpg)
سلام دوستان، اکبر هستم یک مسافر، خداوند را شاکرم که باز فرصتی ایجاد شد تا بتوانم آموزش بگیرم و خدمت کنم.
دستور جلسه امروز «دانایی، دانایی مؤثر و سواد» است. ما دانایی عمومی داریم و دانایی خاص. همه ما خیلی از مطالب را میدانیم و میدانیم چه چیزی خوب است و چه چیزی بد. اما زمانی دانایی به درد انسان میخورد که بتواند آن را عملی کند، برای مثال، من میدانم سیگار بد است، اما وقتی میآیم و سیگار مصرف میکنم، یعنی دانایی من در این زمینه مؤثر نبوده است. در یک پیام گفته شده است: «میزان دانایی، سواد نیست؛ تمدن نیست؛ انسان بودن به لباس پوشیدن نیست، بلکه باید انسانی اندیشید.»
(1).jpg)

.jpg)
ما خیلی از مطالب را میدانیم، اما چرا قادر به انجام آنها نیستیم، یادم میآید زمانی در لژیون شخصی بود که در حد تخصص پزشکی تحصیل کرده بود و خودش هم مصرفکننده بود. او به لژیون آمده بود و مرتب از اصطلاحات پزشکی استفاده میکرد و درباره مسائل مختلف صحبت میکرد، ولی از نظر درمان هیچ پیشرفتی نداشت، یک روز راهنمایم در لژیون صحبت کرد و گفت: « اگر کسی متخصص فوقالعادهای باشد و مصرفکننده هم شده باشد، یعنی آن دانایی حتی یک ریال هم به دردش نخورده است.»
ما زمانی میتوانیم از دانایی خود استفاده کنیم که بتوانیم آن را عملی کنیم، مثلث دانایی بر مبنای «آموزش، تجربه و تفکر» است. ما آموزش میگیریم؛ برای مثال، راهنما به ما میگوید دارو را سر ساعت مصرف کن، غذایت را در زمان مشخص بخور و برنامه منظمی داشته باش، اگر شخص بتواند آموزشی را که میگیرد عملی کند، زمانی که آن را اجرا کرد، تجربهاش میکند. وقتی تجربه کرد، درباره آن تفکر میکند و میبیند که چه تغییراتی در او ایجاد شده و حالش بهتر شده است. آن زمان است که این آموزش به «دانایی مؤثر» تبدیل میشود، اما اگر من مرتب مطالعه کنم و آموزش بگیرم، ولی نتوانم آموزشهایی را که دریافت میکنم عملی کنم، در واقع در حال درجا زدن هستم و هیچ پیشرفتی در کارم حاصل نمیشود؛ چون چیزی را تجربه نمیکنم که درباره آن تفکر کنم.
استاد در مورد خواب هم همین موضوع را مطرح میکند. درباره اهمیت خواب شب صحبت میکند و میگوید اگر میخواهی ساعت خوابت را تنظیم کنی، باید آن را بهتدریج تغییر بدهی. اگر الان ساعت ده یا یازده صبح از خواب بیدار میشوی، کمکم ساعت بیدار شدنت را جلو بیاور تا به ساعت شش صبح برسی، این موضوع را باید خودم تجربه و اجرا کنم تا بتوانم درباره نتیجه آن تفکر کنم، آن زمان است که میتوانم به دانایی مؤثر برسم. تا زمانی که آموزشهایی را که یاد میگیرم عملی نکنم، هیچ توفیقی در کار من حاصل نمیشود.
امیدوارم بتوانیم تلاش کنیم که هر آموزشی که در کنگره دریافت میکنیم، از حالت دانستن خارج شود و به مرحله عمل برسد.
میگویند: «دو صد گفته چون نیم کردار نیست.» با حرف زدن و گفتن، تغییری در انسان ایجاد نمیشود. اگر بخواهیم در کارمان موفق باشیم، باید تمام چیزهایی را که راهنمایمان به ما آموزش میدهد، بتوانیم در زندگی خودمان عملی کنیم تا به دانایی مؤثر برسیم.همینطور که در کنگره میگوییم، دانایی زمانی ارزشمند است که بتوانیم آن را به عمل تبدیل کنیم.
مرزبان کشیک: مسافر سجاد
تنظیم و ارسال: مسافر منصور
- تعداد بازدید از این مطلب :
98