English Version
This Site Is Available In English

با لمس جایگاه دنور مانند پرنده تیز‌پرواز شدم

با لمس جایگاه دنور مانند پرنده تیز‌پرواز شدم

نخستین جشن گلریزان که در کنگره حضور داشتم آن‌چه در من بیدار و نیز شکل گرفت انسانیت و لذت بخشش بود لذتی که تاکنون نظیر آن را هیچ کجا احساس نکرده بودم گویی جنس این بخشش بسیار تفاوت داشت لطیف، زلال، قوی و خروشان بود اغلب بخشش برای نجات انسان‌ها طعم و مزه دیگری دارد آن‌ روز دریچه‌های بسته قلب من به روی دریایی باز شد که امواج آن تمام قلب من را شستشو داد گویی یک‌باره از خشم و کینه خالی شدم و در گوشه قلبم نهال کوچکی به نام محبت جوانه زد و با چشمه‌های زلالی که به قلبم سرازیر شده بود آن‌ را آبیاری کردم و نیز از آن مراقبت نمودم اکنون بعد از گذشت ۴ سال آن نهال تبدیل به درخت تنومندی شده که هر سال از ثمره آن به دیگران می‌بخشم و هر‌ اندازه بیشتر می‌بخشم سال آینده ثمره بیشتری می‌دهد.

چندین سال گذشته از سر کنجکاوی عضو لژیون سردار شدم تا علت استقبال افراد برای بخشیدن را متوجه شوم؛ اما امروز با آگاهی می‌بخشم و خوب می‌دانم چه کاری انجام می‌دهم و هربار خوشحال‌‌تر و مشتاق‌‌تر از گذشته این‌کار را انجام می‌دهم سال بعد با عضو شدن در لژیون سردار آگاهی بیشتری در من شکل گرفته بود و تصمیم گرفتم انشعاب بیشتری از دریای لطف الهی در زندگی‌ خود جاری کنم و همچنین منتظر بازگشت کاری که انجام داد‌ه‌ام نباشم؛ اما این وعده خداوند است که ذره‌ای عمل خیر انجام دهیم به خود ما باز می‌گردد با لمس جایگاه دنور پرنده تیزپروازی شدم که در بهشت جاری خداوند به پرواز در آمده و هر بار که تیری از کمان روزگار رها می‌شد و به بال‌های من اصابت می‌کرد دست خدا به سرعت مرهم زخم‌های من می‌شد و جان تازه‌ای می‌گرفتم.

از روزی که انگشتر دنور را از دستان پر‌ مهر دکتر امین دریافت نمودم گویی نمادی به همراه داشتم که اغلب به خاطر داشته باشم که از چه زندگی سخت و پر چالشی به این زندگی آرام امروز دست پیدا کرده‌ام این انگشتر به من یادآوری می‌کند که اگر خالصانه بخشیدی آن‌ زمان به حق بودن وعده خداوند پی خواهی برد امیدوارم روزی بتوانم در جایگاه پهلوانی قرار بگیرم و قبل از کمک به دیگران ابتدا خدمت بزرگی به خود کرده باشم آن‌چه در این چند سال خداوند به زندگی‌ من جاری کرده از نعمت و برکت فراتر رفته و همای سعادتی شده که بر شانه‌های من نشسته است این موهبت‌ها را مدیون کنگره هستم تنها جایی‌ که بخشش در آن چنان صیقل خورده که بازتاب آن هزاران برابر به زندگی خود ما باز می‌گردد.

نویسنده: همسفر مهرو رهجوی راهنما همسفر حلوه (لژیون بیست‌و‌هفتم)
عکس: همسفر زهره رهجوی راهنما همسفر زهرا (لژیون یازدهم)
ویرایش و ارسال: همسفر عاطفه رهجوی راهنما همسفر سمیه (لژیون بیستم) دبیر‌اول سایت
همسفران نمایندگی سلمان فارسی اصفهان

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .