English Version
This Site Is Available In English

دانایی مؤثر، همان اوجِ دانایی است

دانایی مؤثر، همان اوجِ دانایی است

همیشه از تماشای انسان‌هایی که در برابر مشکلات، بهترین تصمیم‌ها را می‌گرفتند و رفتاری معقول داشتند، لذت می‌بردم. وقتی به آن‌ها فکر می‌کردم، می‌دیدم بسیاری از آن‌ها شاید سواد تحصیلی چندانی نداشتند؛ اما در حل مشکلات، بسیار توانمند بودند. در مقابل، استاد دانشگاهی را به یاد دارم که با وجود مدارک بالا و مقالات علمی معتبر، حتی نمی‌توانست با یک دانشجو گفتگو کند یا مشکل کوچکی را حل کند؛ و همین ناتوانی، باعث شد آن دانشجو از درس باز بماند و با هزاران مشکل روبه‌رو شود.

همیشه با خودم می‌گفتم: «اگر من جای آن‌ها بودم، چه واکنشی نشان می‌دادم؟» اما تازه فهمیدم که دانشِ حل مسئله، بدون آسیب زدن به خود و دیگران، علمی است که باید آموخت؛ اما آیا این علم در مدارس و دانشگاه‌ها تدریس می‌شود؟ اگر نیاز به یادگیری دارد؛ پس چرا آن افرادِ کم‌سواد، آن را بلد بودند؟ آیا ابزاری برای سنجش این توانایی وجود دارد؟ این‌ها سوالاتی بودند که پاسخ دادن به آن‌ها برای من بسیار دشوار بود.

این سوالات زمانی به اوج خود رسید که با حقیقتِ تلخ، اعتیاد همسرم، روبرو شدم. در آن روزها، علاوه بر تاریک شدن دنیای درونی‌ام و از دست دادن امید به آینده، جمله‌ای که بیش از همه من را می‌آزارد، «تو که درس‌خوانده‌ای، چرا متوجه نشدی همسرت مصرف‌کننده است؟» این جمله نه تنها من را آزار می‌داد؛ بلکه مرا به فکر فرو می‌برد: «من که این همه درس خوانده‌ام؛ چرا هیچ‌کجا به من یاد ندادند که در برابر مشکلات چگونه رفتار کنم؟» تمام آن حفظیات و مدارک تحصیلی، در برابر بحران زندگی، بی‌معنا بودند. من مانده بودم با رتبه‌های اول و مدارک تحصیلی، اما در برابر بحران اعتیاد، کوچک‌ترین تصمیمی نمی‌توانستم بگیرم. آن سواد، مشکلی از من حل نمی‌کرد؛ مگر اینکه فقط یک عنوان «خانم مهندس» برایم به همراه داشت.

اما روزها گذشت و من برای درمان همسرم، با کنگره ۶۰ آشنا شدم. آنچه در کنگره یافتم، فراتر از تصورات قبلی‌ام بود. در کنگره، هر هفته دستورجلسه‌ای توسط بنیان‌گذار، آقای مهندس دژاکام، تدوین می‌شود که یکی از آن‌ها «دانایی، دانایی مؤثر و سواد» است. پاسخ تمام سوالات دیرینه‌ی من، در همین دستورجلسه و از زبان استاد امین، معلم جهان‌بینی ما، پیدا شد.

دانایی، به سواد، لباس یا مدرک تحصیلی نیست. سواد تنها دروازه‌ای برای ورود به دانایی است؛ و زمانی که آنچه آموخته‌ایم را در زندگی به‌کار می‌بریم، دانایی ما به «دانایی مؤثر» تبدیل می‌شود. دانایی مؤثر، همان اوجِ دانایی است. من در دانشگاه سواد آموخته بودم، اما دانایی مؤثر در من رشد نکرده بود؛ چرا که آموخته‌هایم را عملی نکرده بودم.

آقای دکتر امین در جزوه جهان‌بینی، دانایی را به مثلثی تشبیه کرده‌اند که سه ضلع آن «تفکر، تجربه و آموزش» است. این سه ضلع باید به شکلی متوازن رشد کنند تا «دانایی مؤثر» در مرکز آن‌ها شکل بگیرد. در مقابل، ما با «مثلث جهالت» روبرو هستیم که مانع رشد ما است. اضلاع این مثلث، «ترس، منیت و ناامیدی» هستند. ترس، تفکر ما را می‌بلعد؛ ناامیدی، اجازه تجربه‌کردن را از ما می‌گیرد، منیت، ما را از آموزش‌پذیری باز می‌دارد.

من برای درمان همسرم آمده بودم تا مشوق او باشم؛ اما اکنون که نزدیک به سه سال از این مسیر می‌گذرد، می‌بینم زمان چقدر زود گذشت. همسرم درمان شد و من به معنای واقعی کلمه، حالِ خوب پیدا کردم. اینجا نه مدرک تحصیلی نیاز است و نه به کسی مدرک می‌دهند؛ تنها چیزی که انسان را «شاگرد اول» می‌کند، دانایی مؤثر اوست. من آمده بودم که این مسیر سریع تمام شود؛ اما اکنون هر روز که می‌گذرد، تشنه‌ آموزش‌های بیشتری هستم.

این حالِ خوش را مدیون آقای مهندس دژاکام، خانواده محترم ایشان و تمامی خدمتگزاران کنگره ۶۰ هستم. برای همگی از خداوند بزرگ، سلامتی و توفیق روزافزون خواستارم.

نویسنده: همسفر مریم رهجوی راهنما همسفر محبوبه (لژیون اول)
رابط خبری: همسفر مریم رهجوی راهنما همسفر محبوبه (لژیون اول)
ارسال: همسفر آزاده رهجوی راهنما همسفر الهام (لژیون سوم) دبیر سایت
همسفران نمایندگی نائین

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .