English Version
This Site Is Available In English

داشته‌ای ارزشمند

داشته‌ای ارزشمند

روزی که وارد کنگره۶۰ شدم فکر می‌کردم دانایی؛ یعنی خیلی چیزها را بدانم، فکر می‌کردم اگر درباره مشکلات زندگی، بیماری، انسان‌ها و حتی خودم اطلاعات بیشتری داشته باشم حتماً می‌توانم همه‌چیز را درست کنم؛ اما در مسیر همسفری، آرام‌ آرام فهمیدم که دانستن با دانایی فرق دارد. من خیلی چیزها را می‌دانستم؛ اما همیشه نمی‌توانستم آن دانسته‌ها را در زندگی اجرا کنم، می‌دانستم صبر خوب است؛ اما در خیلی از لحظه‌ها صبور نبودم. می‌دانستم قضاوت کردن درست نیست؛ اما گاهی قبل از این‌که حقیقت را بدانم، قضاوت می‌کردم. می‌دانستم محبت لازم است؛ اما گاهی محبت من با ترس، نگرانی و کنترل کردن مخلوط می‌شد. کنگره به من یاد داد که سواد فقط خواندن و نوشتن و داشتن اطلاعات نیست، سواد؛ یعنی توانایی آموختن و فهمیدن. دانایی زمانی شکل می‌گیرد که بتوانم از این آموخته‌ها در مسیر زندگی استفاده کنم. در کنگره فهمیدم که ممکن است یک انسان بسیار باسواد باشد؛ اما در رفتار و تصمیم‌هایش دانایی مؤثر نداشته باشد. دانایی مؤثر؛ یعنی چیزی را که آموزش گرفته‌ام، به عمل تبدیل کنم. برای منِ همسفر، دانایی مؤثر یعنی وقتی نگران هستم، به جای کنترل کردن، اعتماد کنم. یعنی وقتی خسته و ناراحت هستم، به جای سرزنش، آرامش را انتخاب کنم؛ یعنی یاد بگیرم که هر انسانی مسیر خودش را دارد و من مسئول درمان و تغییر دیگری نیستم، من باید روی خودم کار کنم. شاید یکی از سخت‌ترین آموزش‌های کنگره برای من این بود که فهمیدم برای کمک به مسافرم، اول باید خودم را تغییر دهم. من نمی‌توانستم با زور، نگرانی، گریه، نصیحت و کنترل، مسیر دیگری را تغییر دهم. اما می‌توانستم خودم را آموزش بدهم، صبر کنم، تفکر کنم و اجازه بدهم هر انسانی مسیر رشد خودش را طی کند. امروز وقتی به گذشته نگاه می‌کنم می‌بینم خیلی از چیزهایی که فکر می‌کردم محبت هستند، در واقع ترس بودند. خیلی از چیزهایی که اسم‌شان را دلسوزی گذاشته بودم، گاهی کنترل‌ کردن بودند و خیلی از چیزهایی که فکر می‌کردم دانایی هستند؛ فقط اطلاعاتی بودند که هنوز به مرحله عمل نرسیده بودند. کنگره به من یاد داد که دانایی مؤثر، فاصله بین دانستن و انجام دادن است. امروز شاید هنوز کامل نباشم، هنوز اشتباه کنم و هنوز گاهی در مسیر زندگی کم بیاورم؛ اما تفاوت من با گذشته این است که دیگر نمی‌خواهم فقط بدانم، می‌خواهم آموخته‌هایم را زندگی کنم، می‌خواهم وقتی از صبر، صحبت می‌کنم، در رفتارم صبر دیده شود. وقتی از محبت حرف می‌زنم، محبت را بدون توقع تجربه کنم. وقتی از بخشش می‌گویم، بتوانم گذشته را رها کنم و وقتی از دانایی حرف می‌زنم، رفتارم گواه دانایی من باشد. امروز می‌دانم که سواد می‌تواند ذهن من را پر کند؛ ولی دانایی می‌تواند مسیر من را روشن کند، اما دانایی مؤثر است که زندگی من را تغییر می‌دهد. من به عنوان یک همسفر، در کنگره یاد گرفتم که سفر من همزمان با سفر مسافرم آغاز شده است؛ اما مقصد این سفر فقط رسیدن به یک نقطه مشخص نیست. مقصد، انسانی شدن است، آگاه‌تر شدن است، کم‌کردن تاریکی‌های درون است و تبدیل دانسته‌ها به عمل. امروز از خداوند می‌خواهم کمکم کند که هر آموزشی در کنگره می‌گیرم، فقط در دفتر و ذهنم باقی نماند، بلکه در رفتارم، در خانواده‌ام و در تمام لحظه‌های زندگی‌ام جاری شود؛ چون حالا باور دارم: دانایی فقط آن چیزی نیست که می‌دانم؛ دانایی واقعی آن چیزی است که به آن عمل می‌کنم و چه زیباست که انسان روزی به جایی برسد که دیگر برای ثابت کردن دانایی‌اش حرف نزند، بلکه رفتارش، خودش گویای دانایی او باشد.

نویسنده: همسفر مبینا رهجوی راهنما همسفر شهناز ( لژیون اول)
رابط خبری: همسفر شیما رهجوی راهنما همسفر شهناز ( لژیون اول)
عکاس: همسفر راضیه رهجوی راهنما همسفر فاطمه (لژیون پنجم)
ویرایش: همسفر محدثه رهجوی راهنما همسفر فاطمه (لژیون پنجم) دبیر سایت
  ارسال: همسفر توران رهجوی راهنما همسفر نرگس (لژیون هفتم) نگهبان سایت
همسفران نمایندگی گنجعلی‌خان

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .