سلام به جمع دوستان محبت؛ عزیزانی که دور هم جمع شدهاند تا محبت خویش را نشانی از محبت بیکران بدانند.
اولین باری که برای خودم قدم برداشتم، حضورم در کنگره بود؛ البته پس از گذشتِ چند ماه از حضورم در کنگره، متوجه شدم که آمدن به کنگره برای حالِ خوش خودم است؛ چرا که من هم در مسیرِ زندگی مقصر بودم و در قعر تاریکیها قرار داشتم، انسانی طلبکار بودم و تمام اشتباهاتم ناشی از ناآگاهی و نادانیام بود.
خداوند را شاکرم که با آموزشهای کنگره و راهنمای عزیزم، کمکم رشد کردم و ذرهذره از تاریکیها خارج شدم. اکنون دنیا را جور دیگری میبینم؛ نقطه تحملم بیشتر شده، از ضدارزشها دوری میکنم و آرامش، مهر و محبتم نسبت به دیگران و خودم افزایش یافته است. من در کنگره یاد گرفتهام که خداوند صفات خود را درون ما انسانها نهاده است تا عاشق باشیم.
وقتی به روزهایی که گذراندهام و جایگاهی که در آن بودم فکر میکنم، احساس میکنم اکنون در بهترین زمان زندگیام هستم. با آموزشهای ناب راهنمای عزیزم یاد گرفتم مسئولیت زندگیام را بپذیرم و با عملی کردن این آموزشها، داناییام به دانایی مؤثر تبدیل شود.
زمانی که سفر ویلیام را شروع کردم، هدفم رسیدن به درمان، حال خوب و آرامش بود و هیچ وقت فکر نمیکردم روزی خودم خدمتگزار کنگره باشم و در جایگاه راهنمای ویلیام خدمت کنم. امیدوارم بتوانم دست انسانهایی را بگیرم که مثل خودم در تاریکی بودند و زکات حال خوبم را پرداخت کنم.
از راهنمای عزیزم، خانم زهرا سپاسگزارم؛ اگر امروز آرامش بیشتری دارم و امید در دلم ریشه زده، حاصلِ از خودگذشتگی، صبر و مهربانی ایشان است. از ایشان ممنونم که با عشق، راه را به من نشان دادند. انشاءالله همیشه در مسیر نور باشند و حضور خدا را در لحظهلحظه زندگیشان احساس کنند.
نویسنده: همسفر حمیده رهجوی راهنما همسفر زهرا (لژیون اول)
عکاس: همسفر هانیه رهجوی راهنما همسفر محدثه (لژیون سوم)
رابط خبری و ویرایش: همسفر ریحانه رهجوی راهنما همسفر زهرا (لژیون اول)
ارسال: همسفر راضیه رهجوی راهنما همسفر زهرا (لژیون پنجم) نگهبان سایت
همسفران نمایندگی ارگ کرمان
- تعداد بازدید از این مطلب :
90