English Version
This Site Is Available In English

از گیاهی ناتوان به درختی تنومند و استوار تبدیل شدم

از گیاهی ناتوان به درختی تنومند و استوار تبدیل شدم

با سلام و درود به خداوند بزرگ که در تاریک‌‌‌ترین لحظات زندگی نوری در مسیر من قرار داد تا از میان ظلمت خارج شوم و به سوی روشنایی قدم بردارم از خداوند سپاسگزارم که راهنمای دلسوز و فداکاری در مسیر زندگی من قرار داد در گذشته دچار آشفتگی‌های زیادی بودم؛ اما اکنون با آرامشی بی‌کران، مسیر زندگی‌ خود را ادامه می‌دهم این حال خوب امروز من برگرفته از روزهایی است که با دلی شکسته در کنار شما بودم و با هدایت شما به آرامش رسیدم از خدای بزرگ می‌خواهم که حال همه‌ عزیزان همیشه خوب باشد و همه در کنار یکدیگر همانند ستارگان بدرخشیم و به آرزوهایی که داریم برسیم تنها کاری که از من بر می‌آید دعا می‌کنم همان آرامشی که به من بخشیدید همیشه در قلب و زندگی شما جاری باشد همچنین صمیمانه از تمامی راهنمایان تشکر و قدردانی می‌کنم و از آقای مهندس، دکتر امین و خانم شانی سپاسگزارم که این بستر پر از نور و فرصت رشد را برای ما فراهم آوردند.

نویسنده: همسفر مهناز رهجوی راهنما همسفر سمانه (لژیون یکم)

با تنی خسته و دلی لبریز از یأس و ناامیدی مسیر خود را طی می‌کردم و همیشه در جستجوی نوری بودم؛ اما امید در دلم خاموش و تنها آرزوی من این بود که دریچه‌ای به سوی روشنایی گشوده شود همانند گیاهی بودم که برای رشد به دنبال نور می‌رفتم؛ اما انگار علف‌های هرز زندگی به من اجازه رشد و نمو نمی‌دادند گویا می‌خواستند من را در میان خود خفه کنند با این حال دست از تلاش برنداشتم ناگهان باغبانی از راه رسید و حس کردم که در میان انبوه علف‌های هرز گرفتار شده‌ام ‌با دستان مهربان خود علف‌های هرز را از میان برداشت و راه نفس کشیدن را برای من گشود او هر روز به من سر می‌زد و جوانه‌ امید را در دل من زنده می‌کرد با خود فکر کردم که هنوز انسان‌هایی هستند که می‌توانند یاری‌گر من باشند، پس با تمام توان به رشد و نمو ادامه دادم اکنون ساقه‌های نازکم قوی‌تر از گذشته شده‌است؛ اما همچنان در تلاش هستم تا از گیاهی ناتوان به درختی تنومند و استوار تبدیل شوم در این مسیر پر پیچ‌ و خم باز هم به دستان توانمند و مهربان این باغبان نیازمند هستم.

نویسنده: همسفر صدیقه رهجوی راهنما همسفر سمانه (لژیون یکم)

کنگره‌۶۰، مکانی است که در تاریک‌‌ترین لحظات زندگی مسیر نور را به من نشان داد از تمام تلاش‌ها و حمایت‌های بی‌دریغی که به من و عزیزانم داشتید صمیمانه سپاسگزارم حضور در این جمع به من آموخت که حتی در اوج سختی‌ها نیز می‌توان دوباره ایستاد و برخاست از این‌که به زندگی من و فرزندم معنایی دوباره بخشیدید تشکر می‌کنم، این نوشته تنها راهی برای ابراز قدردانی از نقش بی‌بدیل کنگره در تحول زندگی‌ من است و فضای امنی را برای خلوت با خویش فراهم کردید و یاری‌گر من بودید تا دوباره مسیر زندگی‌ خود را پیدا کنم پنج سال طولانی در تاریکی گم شده بودم؛ اما اکنون راه خود را یافته‌ام پس از سال‌ها توانستم دوباره قلم به دست بگیرم جامه سفید بر سر بگذارم و در کنار فرشتگان کنگره بنشینم و راهنمایی همانند خواهری مهربان و دختری پر مهر و محبت داشته باشم این جمع برای من فراتر از یک سازمان یا یک خانواده است کنگره حال روحی و روانی من را دگرگون کرد امیدوارم بتوانم این همه حال خوب را که به من و عزیزانم بخشیدید، جبران کنم و روزی خدمت‌گزار این جمع باشم جمعی که بزرگ‌ و استاد آن آقای مهندس دژاکام هستند.

نویسنده: همسفر مهری رهجوی راهنما همسفر سمانه (لژیون یکم)

رابطه خبری: همسفر زهرا رهجوی راهنما همسفر سمانه( لژیون یکم)
ویرایش: همسفر اکرم رهجوی راهنما همسفر ساجده (لژیون بیست‌وهشتم)
عکس: همسفر کوثر رهجوی راهنما همسفر سمانه (لژیون یکم)
ارسال: همسفر زهره رهجوی راهنما همسفر سمیه (لژیون بیستم) نگهبان سایت
نمایندگی همسفران سلمان فارسی اصفهان

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .