ما در زندگی مسافریم و در حال سفر کردن هستیم، کسانی که راه را به ما نشان میدهند جایگاه بسیار مهمی دارند، مثل معلمها که در کودکی راه را به ما نشان دادهاند و جایگاه آنها در ذهن ما حک شده است؛ حتی آنهایی که راه غلط را به ما نشان دادند در ذهن و دل ما حک شدهاند. من در زندگی راهنما و معلمهای زیادی داشتم و هر کدام مطالب زیادی را به من آموزش دادند و قسمتی از وجودشان در ذهن من شکل گرفته است. کسانی که راهنماهای فهمیده و دانایی داشتند بیشتر رشد کردند. اگر انسان پذیرای راهنماهایش باشد خوشبخت است.
یکی از مهمترین چیزهایی که انسان در کنگره میآموزد این است که از راهنمایش به خوبی بهره ببرد. انسان در کنگره طوری تربیت میشود که بتواند از راهنماها، آموزشها و امکانات استفاده کند. همیشه در بدترین جامعهها و شرایط هم معلم خوب پیدا میشود و اگر شخصی آمادگی داشته باشد او را پیدا میکند و بهره میبرد.
افرادی که در کنگره هستند در هر زمینهای وارد میشوند موفق هستند؛ چون با آموزش، علم درست زندگی کردن و جهانبینی در کنگره، آماده دریافت مطالب از معلمان دیگر میشوند و در واقع زمین وجودی آنها آماده کاشت میشود. زمانیکه در ۴۲ سالگی به دانشگاه رفتم ذهن من برای یادگیری آمادهتر بود؛ چون آموزشهای کنگره را گرفته بودم، آگاهی من بالاتر بود و ذهنم آرامتر شده بود.
اگر انسان میخواهد موفق باشد؛ باید آموزشپذیر باشد و برای آموزشپذیر بودن باید منیت را کنار بگذارد. موفق ترین انسانها در کنگره افرادی هستند که سواد و دانش یا ضریب هوشی بالایی ندارند. کسانی که در کنگره خیلی سخت درمان میشوند افرادی هستند که ضریب هوشی یا سواد بالایی دارند و دچار منیت هستند، به همین دلیل آموزشپذیر نیستند و در آخر بهای آن را خوشان پرداخت میکنند.
انسان باید بفهمد که هر قدر سرش را خم کند در آینده سرهای بیشتری برای او خم میشوند و این هیچ ربطی به سواد و تجربه انسان ندارد. اینکه ما بتوانیم از علم راستین استفاده کنیم بستگی به این دارد که منیت خود را کنار بگذاریم و بگوییم من نمیدانم. اگر انسان به نقطهای برسد که بگوید من چیزی نمیدانم، میتواند آموزشها را بگیرد و مشکلاتش را حل کند.
نمیدانیم چگونه با دیگران رفتار کنیم، چطور درس بخوانیم، از چه طریق پول در بیاوریم و چگونه لاغر شویم و موارد دیگر و اگر فهمیدی که نمیدانی همه چیز تغییر میکند و آن موقع آماده پذیرش آموزشها میشوید؛ حتی در چیزهای منفی مثل خلاف، بلد بودن و یا بلد نبودن تأثیر مهمی دارد. معلم، استاد و دانش راستین هست و میماند. با گفتن نمیدانم هیچ چیزی از انسان کم نمی شود.
هیچ انسانی پیدا نمیشود که همه چیز را بلد باشد. نباید فکر کنیم معلم خوب کسی است که همه چیز را می داند. دانستهها در طول زمان حاصل میشود. معلم خوب کسی نیست که همه چیز را بلد باشد، کسی است که هر چه را میداند با محبت و ساده کردن مطالب به دیگران یاد بدهد. کسی که اعتیاد را درمان میکند آموخته است یا کسی که وزنش را کم میکند در این زمینه آموخته است و میتواند آموزش بدهد.
معلمی که صدها مطلب میداند؛ ولی نمیتواند به خوبی آموزش بدهد آموزگار خوبی نیست. کسی که شروع به آموزش دیگران میکند خودش هم مطالب بیشتری میآموزد. استادی که سواد بالایی ندارد و از ترس ضایع شدن درس نمیدهد از منیت او است. شاگردی هم که درسش را گوش نمی دهد از منیت است و هر دو باید از این منیت عبور کنند. مؤدبترین شاگرد موفقترین است.
تا زمانی که احساس انسان خوب عمل کند خودش هم خوب عمل میکند؛ ولی اگر از نظر حسی به هم بریزد عملکرد خوبی ندارد. ما مالک هیچ چیز نیستیم؛ چون هیچ چیز را خلق نکرده ایم؛ حتی مالک بدن خودمان هم نیستیم؛ چون اگر خلق کرده بودیم، در صورت خراب شدن میتوانستیم آن را درست کنیم. ای دوست شکر خوشتر یا آنکه شکر سازد، خوبی قمر بهتر یا آنکه قمر سازد؟ ما فقط میتوانیم مدتی از آن برخوردار باشیم و بعد از آن به دیگری داده میشود. اگر انسان این موضوع را یاد گرفت رنجهایش کم میشود.
یکی از موانعی که در سفر ما به وجود می آید و مسیر ما را خراب میکند دلشکستگی است که ممکن است قبل از شروع سفر یا در حین سفر اتفاق بیفتد؛ وقتی انسان دلش شکست انرژی از دست میدهد؛ وقتی این اتفاق میافتد که شما به آن شخص حس خوبی داری و به او اعتماد میکنی و یک رابطه شکل میگیرد، اگر دلشکستگی به وجود بیاید همه چیز خراب میشود؛ یعنی پیوندی شکل گرفته که پاره میشود و تمام انرژی انسان تبدیل به ناامیدی میشود و انسان به تاریکی برمیگردد.
زمانیکه پیوندی به وجود میآید؛ در واقع یک جابهجایی انرژی صورت گرفته است و مثل یک جاده دو طرفه است. محبت بین انسانها تبادل انرژی را انجام میدهد. کار نیروهای تاریکی این است که پیوندهای محبت را قطع میکند. زمینی که آب به آن نرسد، غم و اندوه میرسد. اگر من زحمات مسافر یا راهنمایم را نبینم دیگر محبت رد و بدل نمیشود، انرژی جابهجا نمیشود و هیچ رشدی اتفاق نمیافتاد. پس دلشکستگیها در اثر جابهجایی انرژی اتفاق میافتد.
ما در کنگره اشکال را در دیگران جستجو نمیکنیم بلکه درون خودمان جستجو میکنیم، پس اگر پیوند محبت به هم خورد یا قطع شد؛ باید اول علت را در خودم جستجو کنم. تزکیه و پالایش واقعی و قدرت جهان بینی در همین است که من اشکال خودم را پیدا کنم؛ وقتی تغییر از درون باشد پیوند محبت دوباره برقرار می شود و حال ما از درون خوب میشود.
راه دوم این است که اگر کسی انرژی پیوند محبت شما را به سمت خودش جذب کرد؛ باید به آن حس منفی غلبه کنید؛ ولی برخورد منفی نکنید؛ چون اگر دلشکستگی و عصبانیت نشان بدهید، انرژی بیشتری به آن سمت می رود و رابطه شما به هم میخورد، این به هم خوردن رابطه، مثل زهر است و شما باید یک پادزهر بسازید. ساختن پادزهر فقط از روی زهر ممکن است؛ وقتی پادزهر ساختید، دیگر از به هم خوردن رابطه به هم نمیریزید و دیگر انرژی شما به او منتقل نمیشود، بلکه انرژی آن به شما برمیگردد.
کسانی که با خیانت انرژی دیگران را میگیرند، جزء نیروهای منفی محسوب میشوند. پس اگر شما دچار خشم و نفرت میشوید؛ در واقع انرژی خود را به او دادهاید و نیروی منفی قویتر میشود و شما ضعیفتر، ناتوانتر و دچار شکست و افسردگی میشوید؛ ولی اگر یاد گرفتید صبر کنید و کاری نکنید در درون شما پادزهر آماده میشود؛ وقتی به پادزهر دست پیدا کردید، دیگر خیانتها شما را به هم نمیریزد و اگر به هم نریخت میتوانید به کسی که دوستش دارید محبت کنید و نیروی منفی شکست میخورد و این مبارزه با تاریکی فقط با ساختن پادزهر ممکن میشود.
وقتی پادزهر در شما ساخته شد هر کجا به شما ضربه زدند، کارگر نمیشود و شما انرژی از دست نمیدهید، کسی را که دوست دارید از چشم شما نمیافتد و محبت شما به آن میرسد. نیروی منفی شکست میخورد و مغلوب میشود. ساختن پادزهر کار سادهای نیست؛ ولی راهی است که به جواب ختم میشود. کسی میتواند پادزهر را در درون خودش بسازد که صبر و از خودگذشتگی داشته باشد.
برداشت من از سیدی «پادزهر» این بود که برای رهایی از مشکلات، فقط از بین بردن ظاهر مسئله کافی نیست؛ باید ریشه و علت آن را پیدا کنیم. همانطور که پادزهر میتواند اثر سم را خنثی کند، آموزش و دانایی هم میتواند افکار و رفتارهای نادرست ما را اصلاح کند. اگر آگاهی خود را بالا ببریم و به تدریج در مسیر درست حرکت کنیم، میتوانیم از بسیاری از مشکلات و آسیبها رها شویم.
رابط خبری: همسفر سهیلا رهجوی راهنما همسفر اشرف (لژیون اول)
عکاس خبری: همسفر محبوبه رهجوی راهنما همسفر صدیقه (لژیون ششم)
ویراستاری و ارسال: همسفر فرشته رهجوی راهنما همسفر مریم (لژیون هفتم) دبیر سایت
همسفران نمایندگی هاتف
- تعداد بازدید از این مطلب :
83