English Version
This Site Is Available In English

رفتار یک دیده‌بان بیشتر از حرف‌هایش آموزش می‌دهد

رفتار یک دیده‌بان بیشتر از حرف‌هایش آموزش می‌دهد

به‌نام قدرت مطلق الله
در کنگره۶۰، هر هفته با دستور جلسه‌ای خاص، فرصتی برای تعمق در ابعاد مختلف این سفر رهایی‌بخش است. این بار در بخش سایت نمایندگی دکترعلیرضا(مبارکه)، گفت وگویی با راهنمای محترم مسافر مهرداد، در مورد «هفته دیده بان» داشتیم؛ جایگاهی که بنیانگذار کنگره، آقای مهندس دژاکام، آن را «ستون‌های استوار» این مجموعه معرفی می‌کنند. در این گفت وگو، از نقش فراتر از نظارت و اهمیت این جایگاه والا در استحکام‌بخشی به ساختار کنگره سخن گفتیم. در ادامه شما را به خواندن این گفت وگو دعوت می کنیم.
- با سلام و عرض ادب خدمت شما، در ابتدا از اینکه وقت خود را در اختیار ما قرار دادید از شما تشکر می‌کنم.  لطفا خود را به رسم کنگره۶۰ معرفی کنید.

سلام دوستان مهرداد هستم مسافر.
آنتی ایکس مصرفی شیره، تریاک، الکل، حشیش، گل. مدت سفر ۱۰ماه و ۱۹روز، مدت رهایی ۶سال و ۸ماه، نام راهنما دیده‌بان محترم آقای مهدی صدیقی، ورزش در کنگره والیبال و شنا.
"در نگاه کنگره۶۰، «خدمت» فقط کمک‌کردن
به دیگران نیست؛ بلکه یکی از مسیرهای اصلی
رشد و تزکیهٔ انسان است"

- دلیل انتخاب دستور جلساتی مانند "هفته دیده‌بان" یا "هفته ایجنت و مرزبان" می‌تواند در جهت معرفی و آشنایی اعضای کنگره با جایگاه‌های خدمتی و در نهایت آشنایی با مفهوم "خدمت" توسط اعضای کنگره است. لطفا برداشت خود را در مورد مفهوم "خدمت در کنگره۶۰" بفرمایید.
در نگاه کنگره۶۰، «خدمت» فقط کمک‌کردن به دیگران نیست؛ بلکه یکی از مسیرهای اصلی رشد و تزکیهٔ انسان است. خدمت زمانی ارزشمند می‌شود که فرد از منافع و خواسته‌های شخصی فاصله بگیرد و بخشی از توان، وقت و انرژی خودش را برای بهبود حال دیگران و مجموعه صرف کند. در واقع خدمت باعث رشد خودِ خدمت‌کننده می‌شود. یعنی قرار نیست فقط گیرندهٔ خدمت سود ببرد؛ کسی که خدمت می‌کند نیز از این مسیر آموزش می‌گیرد و تغییر می‌کند.
خدمت باید همراه با آموزش و معرفت باشد. به نظر من صرفِ انجام یک کار کافی نیست؛ مهم این است که فرد بداند چرا و چگونه خدمت می‌کند و نکته مهم دیگر این‌که خدمت نباید وسیلهٔ مطرح‌شدن باشد. اگر خدمت برای دیده‌شدن، تأیید گرفتن یا پیدا کردن جایگاه انجام شود، از مفهوم واقعی خودش فاصله می‌گیرد.
خدمت یک مسئولیت و فرصت است، نه یک امتیاز. در این نگاه، جایگاه خدمتی نباید باعث برتری فرد نسبت به دیگران شود. در کنگره خدمت واقعی با محبت همراه است. وقتی فرد بدون توقعِ جبران خدمت می‌کند، به‌تدریج از «من» فاصله می‌گیرد و مفهوم «ما» پررنگ‌تر می‌شود.
خدمت از کارهای کوچک شروع می‌شود. رعایت نظم، حضور به‌موقع، کمک به تازه‌وارد، احترام به دیگران و انجام درست مسئولیتی که بر عهده گرفته‌ای، همگی می‌توانند خدمت باشند.
- یکی از مفاهیم مهم کنگره، «خدمت بدون چشم داشت» است. بدون هیچ نیروی محرکۀ بیرونی، از نظر شما منبع انرژی و نیروی محرکۀ دیده‌بانان برای انجام وظایف، خدمات و زحماتشان چیست؟
به نظر من نیروی محرکهٔ دیده‌بانان، محبت و عشقی است که نسبت به انسان‌ها و مسیر درمان و رهایی دارند. آن ها خدمت را مثل یک معامله نمی‌بینند که در مقابلش چیزی دریافت کنند. وقتی انسان بدون چشم‌داشت خدمت می‌کند، انرژی‌ای که صرف می‌کند در مسیر دیگری به خودش بازمی‌گردد؛ به شکل حس مفید بودن، آرامش، رضایت درونی و دیدن رشد انسان‌هایی که روزی گرفتار بودند و امروز در مسیر رهایی قرار گرفته‌اند. شاید بزرگ‌ترین پاداش یک دیده‌بان، خودِ خدمت و اثر خدمتی باشد که انجام می‌دهد البته این نکته را یادآور می‌شوم که بدون «چشم داشت» به معنی بدون «پاداش» نیست و پاداش را از دیگران مطالبه نمی کنند بلکه پاداش واقعی می تواند همان حال خوش، رشد درونی و دیدن نتیجه خدمت باشد.

- با توجه به ماهیت و ساختار کنگره۶۰ اگر به جای جایگاه دیده‌بانی جایگاه "مدیریت" داشتیم، حق مطلب ادا نمی‌شد، به عبارت دیگر می‌توان گفت یک دیده‌بان حتما یک مدیر هم هست اما هر مدیری نمی‌تواند دیده‌بان باشد. نطر شما در این مورد چیست؟
هر دیده‌بان یک مدیر است، اما دیده‌بانی فراتر از مدیریت است؛ زیرا مدیر می‌تواند یک مجموعه را اداره کند، ولی دیده‌بان علاوه بر اداره کردن، باید توان دیدنِ مسیر، توان حفظ اصول و ارزش‌ها و توان نگاه به آینده را داشته باشد. بنابراین هر مدیری نمی‌تواند دیده‌بان باشد، چون دیده‌بانی تنها یک جایگاه مدیریتی نیست، بلکه حاصل تجربه، آموزش، ظرفیت و شایستگی برای پذیرفتن یک مسئولیت بزرگ است. و شاید بتوان گفت: مدیر بیشتر اداره می‌کند، اما دیده‌بان علاوه بر اداره کردن، می‌بیند، حفظ می‌کند و آینده را در نظر می‌گیرد.
"قدرت زمانی انسان را تخریب می‌کند
که منیّت از آن تغذیه کند"
"شاید زیباترین واکسن برای یک دیده‌بان
این باشد که همیشه به خود بگوید:
«من صاحب این جایگاه نیستم؛ امانت‌دار این جایگاهم»"

- قدرت و اختیاری که در جایگاه‌های خدمتی وجود دارد می‌تواند انسان را با چالش‌های درونی روبه‌رو کند. یک نمونه بارز از این جایگاه‌های صاحبِ  قدرت، جایگاه "دیده‌بانی" است. از نظر شما دیده‌بانان کنگره۶۰ چگونه در برابر این چالش‌ها واکسینه می‌شوند؟ و یا به عبارت دیگر کدام بخش از آموزش‌ها و جهان‌بینی کنگره۶۰ برای دیده‌بانان در رابطه با عوارض قدرت مانند واکسن عمل می‌کند؟
قدرت زمانی انسان را تخریب می‌کند که منیّت از آن تغذیه کند؛ اما اگر قدرت در اختیار آموزش، قوانین و اصول حرمت کنگره۶۰، خدمت و محبت قرار بگیرد، می‌تواند تبدیل به ابزاری برای ساختن و حفظ یک مجموعه شود، و شاید زیباترین واکسن برای یک دیده‌بان این باشد که همیشه به خود بگوید:
- من صاحب این جایگاه نیستم؛ امانت‌دار این جایگاهم.
این نگاه، فاصلهٔ بسیار بزرگی بین «قدرت داشتن» و «قدرت را درست به کار بردن» ایجاد می‌کند.
"گاهی بزرگ‌ترین خدمت دیده‌بان،
کاری است که ممکن است هیچ‌کس آن را نبیند"

- شما میزان موفقیت یک دیده‌بان را چگونه می‌سنجید؟
دیده‌بان موفق کسی نیست که حضورش را پررنگ‌تر کند؛ کسی است که حضورش باعث شود مسیر درست، حتی بدون دیده‌شدن خودش، بهتر ادامه پیدا کند.
دیده‌بانی بیش از آنکه به «دیده شدن» مربوط باشد، به «درست دیدن» مربوط است.
دیده‌بان قرار نیست خودش را در مرکز اتفاقات قرار دهد؛ قرار است آنچه را که شاید در نگاه دیگران پنهان مانده، ببیند، درست تشخیص دهد و در زمان مناسب برای حفظ مسیر اقدام کند.
موفقیت یک دیده‌بان را نمی‌توان فقط با تعداد کارها، گزارش‌ها، تصمیم‌ها یا میزان حضوری که در مسائل مختلف دارد سنجید. گاهی بزرگ‌ترین خدمت دیده‌بان، کاری است که ممکن است هیچ‌کس آن را نبیند؛ یا شناساییِ مسئله‌ای پیش از تبدیل شدنش به مشکل باشد، اختلافی که پیش از عمیق شدن مدیریت شده، یا مسیری که بدون هیاهو به سمت درست برگردانده شده است.
دیده‌بان موفق کسی است که اثر حضورش از خودِ حضورش بزرگ‌تر باشد. یعنی وقتی او کاری را انجام می‌دهد، هدفش این نباشد که دیگران بگویند «این کار را او انجام داد»، بلکه نتیجه این باشد که مجموعه یک قدم را درست‌تر، آرام‌تر و محکم‌تر بردارد.

- خدمت در جایگاهی مثل دیده‌بانی کنگره۶۰ مستلزم تصمیم‌گیری، مسئولیت‌پذیری، تعهد، پاسخ‌گویی، تلاش مضاعف و گذشتن از خواسته‌های شخصی است. از نظر شما سخت‌ترین قسمت کدام یک از این موارد است؟
به‌نظر من سخت‌ترین بخش، گذشتن از خواسته‌های شخصی است؛ چون بقیه موارد تا حد زیادی با آموزش و تجربه تقویت می‌شوند، اما وقتی مسئولیتِ یک جایگاه با خواسته‌ها و آسایش شخصی در تضاد قرار می‌گیرد، انتخاب سخت‌تر می‌شود. مثلاً ممکن است خسته باشی، دلت بخواهد استراحت کنی یا کاری را انجام بدهی که برای خودت مهم است؛ اما وقتی وظیفه‌ات ایجاب می‌کند بمانی و مسئولانه عمل کنی، باید منافع و مسئولیت جمعی را بر خواسته شخصی ترجیح بدهی. این کار هم از نظر ذهنی و هم از نظر عاطفی دشوار است.
در واقع، تعهد واقعی زمانی خودش را نشان می‌دهد که انجام وظیفه با راحتی و خواسته شخصی در تضاد باشد.

- یکی از اهداف دستور جلسه هفته دیده‌بان، "یادگیریِ قدردانی" عنوان شده است؛ قدردانی از کسانی که برای رهایی و تعالی ما زحمت کشیدهاند. لطفا نظرتان را در این مورد بفرمایید.
وقتی از کسانی که برای تعالی و رهایی ما تلاش کردند قدردانی می‌کنیم، در واقع متوجه می‌شویم که رشد و رهایی ما حاصل تلاش و فداکاری آدم‌هایی بوده که شاید خیلی وقت‌ها دیده نشدند. این نگاه باعث می‌شود خودمان هم نسبت به دیگران احساس مسئولیت بیشتری داشته باشیم و بخواهیم ادامه‌دهنده همان مسیر باشیم.
به نظرم زیباترین قسمت ماجرا این است که قدردانی واقعی فقط با گفتن «ممنونم» اتفاق نمی‌افتد؛ وقتی ارزش زحمات دیگران را درک کنیم و آن را در رفتار و خدمت خودمان نشان دهیم، قدردانی معنا پیدا می‌کند.
"رفتار یک دیده‌بان
بیشتر از حرف‌هایش آموزش می‌دهد"

- به نظر شما بزرگ‌ترین تهدید برای ساختار کنگره چیست و دیده‌بانان (با توجه به مسئولیتی که بر عهده دارند) چگونه با آن مقابله می‌کنند؟
یکی از بزرگ‌ترین تهدیدها می‌تواند فاصله گرفتن از اصول و ارزش‌هایی باشد که ساختار بر پایه‌ی آن شکل گرفته؛ یعنی زمانی که منافع شخصی، قدرت‌طلبی، خودمحوری یا سلیقه‌های فردی بر خدمت، آموزش، نظم و مسئولیت‌پذیری غلبه کند.
دیده‌بان‌ها در این میان نقش مهمی دارند، چون فقط مسئول تصمیم‌گیری نیستند؛ بلکه باید حافظ اصول و تعادل ساختار باشند. مقابله با این تهدید به نظرم از چند راه انجام می‌شود:
پایبندی به قوانین و اصول حتی زمانی که اجرای آن سخت باشد.
دوری از منافع و خواسته‌های شخصی و در اولویت قرار دادن مصلحت کل کنگره۶۰.
آموزش و انتقال درست ارزش‌ها به نسل‌های بعدی.
پذیرش مسئولیت و پاسخگویی در برابر تصمیم‌هایی که گرفته می‌شود.
و مهم‌تر از همه، الگو بودن در عمل؛ چون رفتار یک دیده‌بان بیشتر از حرف‌هایش آموزش می‌دهد.
به نظرم ساختار زمانی قوی می‌ماند که افراد، خودشان را بالاتر از ساختار نبینند. دیده‌بان واقعی کسی است که از جایگاهش برای حفظ مسیر استفاده کند، نه برای تثبیت جایگاه خودش.

- و کلام آخر
به نظرم دیده‌بانی فقط یک جایگاه نیست؛ یک مسئولیت بزرگ و یک تعهد قلبی است. مسئولیتی که در آن باید گاهی از خواسته‌های شخصی گذشت، تصمیم‌های سخت گرفت، پاسخگو بود و با تلاش مضاعف برای حفظ مسیر و تعالی سیستم کنگره۶۰ قدم برداشت.
همچنین هیچ‌گاه فراموش نکنیم که از انساهایی که برای رهایی و رشد ما زحمت کشیدند قدردانی کنیم.
از صمیم قلب به همه دیده‌بان‌های عزیز، هفته دیده‌بان را تبریک می‌گویم و بابت تمام زحمات، صبوری، مسئولیت‌پذیری و خدمت‌هایی که شاید خیلی از آنها دیده نشود، تشکر می‌کنم.
امیدوارم همیشه قدر این جایگاه و این فرصت بزرگ خدمت را بدانیم و بتوانیم ادامه‌دهنده راه کسانی باشیم که برای رهایی و تعالی انسان‌ها قدم برداشتند.
- متشکرم. خسته نباشد.

طراح سوال و اجرای گفت وگو: همسفر پیمان

عکس: مسافر ابوالفضل

تایید و ارسال: مسافر حسین

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .