وقتی اتحاد بین نفس و عقل صورت بگیرد، در انسان اعتمادبهنفس بهوجود میآید؛ اما اگر عقل بیعرضه باشد، هر آنچه نفس سفارش میدهد را میپذیرد و در مقابل آن عاجز است. در این صورت، اعتمادبهنفس از بین میرود. من قبل از کنگره، در بسیاری از مواقع و حتی در روزمرگیام، حکم عقل را به موقع اجرا نمیکردم و به همین دلیل اعتمادبهنفس نداشتم. اراده همان «خواست» است؛ اما برای انجام کارهای بزرگ، اراده به تنهایی کافی نیست؛ مانند درمان اعتیاد. قبلاً به مسافرم میگفتم: «تو اراده نداری که ترک کنی» و این از ناآگاه بودن من بود. اراده با کمک عقل و نیروی بدنی پیش میرود و باید با تفکر حرکت کرد. خداوند جهان را به گونهای آفریده است که اگر موجودی خواستهای داشته باشد، آن خواسته مهم است و به او بهاء داده میشود؛ یعنی بستری برای انجام آن فراهم میگردد، خواه خواسته منفی و خواه مثبت باشد.
برای اینکه بتوانیم راه مثبت و درست را برویم، باید راه منفی را بشناسیم؛ درست مانند زمانی که کسی درگیر اعتیاد میشود و در اوایل، قبول ندارد که کار بدی انجام میدهد؛ فکر میکند دیگران معتاد شدهاند و خودشان را به نابودی کشاندهاند و میگوید: «برای من اینگونه نیست، من میدانم چه کار میکنم»؛ اما چون دانایی و آگاهی ندارد، راه منفی را میرود تا زمانی که در تاریکی و ظلمت اعتیاد گرفتار شود یا در ضدارزشها غوطهور گردد؛ آنجاست که بارها و بارها خودش را سرزنش میکند که راه اشتباه را انتخاب کرده و دوست دارد به رهایی برسد و سلامتیاش را دوباره بهدست آورد، باز هم کائنات راه را برای او باز میکنند و بستر را فراهم میسازد؛ درست مانند راه کنگره که برای من و مسافرم باز شد؛ چون دیگر راه تاریک و منفی را میشناسد و از آن ضربه و صدمه دیده است، میتواند تشخیص دهد که چه چیزی به نفع او و چه چیزی به ضررش است؛ پس درست انتخاب میکند و راه مثبت و ارزشها را بهتر میشناسد و در آن راه قدم برمیدارد تا به رهایی، سلامتی و پاکی برسد.
انسانی که ایمان دارد، وجودش از نیروهای منفی و تخریبگر امن است و این نیروها به راحتی نمیتوانند در او رسوخ کنند؛ اما کسی که اعتیاد دارد، این ایمان را ندارد یا آن را از دست میدهد و کالبدش توسط نیروهای مخرب تسخیر میشود و فرمانرواییِ وجودش را به اعتیاد میسپارد؛ اما وقتی در راه درست قدم میگذارد، از کنگره آموزش میگیرد، سیدی مینویسد، آگاهی کسب میکند و دانایی خود را بالا میبرد، آنجاست که ذراتِ نفسِ بد، به خوبی تبدیل میشوند؛ مانند فلزی که به طلا تبدیل میشود. انسانی که اعتیاد او را به نابودی کشانده بود، در کنگره به رهایی میرسد و از تمام بندهای مخرب آزاد شده و از تاریکی به روشنایی میرسد؛ او قدر این روشنایی را میداند و سپاسگزار است؛ زیرا ایمان در او قویتر شده است؛ چرا که کسی که ایمان داشته باشد، ناسپاس و فراموشکار نیست.
من هم به عنوان یک همسفر، اگر ناسپاس باشم و فراموش کنم که قبل از کنگره چه بودم، چه حالی داشتم و در چه وضعیتی بودم و اکنون چگونه هستم، این از بیایمانی من است و خیلی زود آن را از دست خواهم داد و باز به همان ظلمت و تاریکی برمیگردم. من باید همیشه به یاد بیاورم که کنگره چه چیزهای بدی را از من گرفت و چه چیزهای خوب و ارزشمندی به من بخشید. خداوند در قرآن میگوید: «انسانی که ایمان داشته باشد، از زیانکاران نیست.» افکار منفی، انرژی را از دست ما میبرد. زمان تابع انرژی است؛ وقتی ما انرژی نداریم، زمان را هم از دست میدهیم و میگوییم «وقت ندارم»، در حالی که در حقیقت «انرژی نداریم». وقتی هر کاری را با بیحوصلگی انجام میدهیم یا کارها را به موقع انجام نمیدهیم، انرژیمان را از دست میدهیم و با بیحوصلگی کل روزمان را سپری میکنیم و یک روز را از دست میدهیم. من باید مواظب باشم، قدر این روزها را بدانم و زمان را بیهوده از دست ندهم تا پشیمانی سراغ من نیاید.
منبع: سیدی «ایمان و اراده، زمان و انرژی»
نویسنده: همسفر فرزانه رهجوی راهنما همسفر زهرا (لژیون اول)
عکاس: همسفر هانیه رهجوی راهنما همسفر محدثه (لژیون سوم)
رابط خبری و ویرایش: همسفر ریحانه رهجوی راهنما همسفر زهرا (لژیون اول)
ارسال: همسفر راضیه رهجوی راهنما همسفر زهرا (لژیون پنجم) نگهبان سایت
همسفران نمایندگی ارگ کرمان
- تعداد بازدید از این مطلب :
65