این سیدی درباره اثبات و اثری که مانند تابش نور بر زندگی ما میتابد، صحبت میکند. همه ما متفاوت هستیم؛ یکی میخواند، یکی مینویسد و یکی میاندیشد؛ اما هدف اصلی این است که اینها را از مرحله فکر کردن به مرحله انجام دادن (انتقال از قوه به فعل) برسانیم. اگر اندیشه نباشد، هیچ خلقی در این جهان صورت نمیگیرد؛ اگر اندیشه نبود، نه خطی پدید میآمد و نه صوتی معنا مییافت. بسیاری از افراد برای انسان تعاریف متعددی ارائه دادهاند؛ اما تنها تعریفی که از جانب باریتعالی صادر شده، دارای سندیت و حقیقت است؛ زیرا تعاریف حق، تغییرناپذیرند. برخلاف برخی که انسان را صرفاً حیوان ناطق مینامند. من معتقد هستم که این تعریف ناقصی است. اگرچه انسان و حیوان در برخی ویژگیهای ظاهری مشترک هستند، اما فاصله میان آنها بینهایت است.
انسان موجودی فراتر از الگوپذیری است؛ او دارای اندیشه و اختیار است و قبل از هر فعالیتی، به عاقبت آن میاندیشد. درحالی که حیوان، فاقد توانایی تفکر درباره خیر و شر است. انسان با تکیه بر اختیار خود، حتی میتواند حیوانات را تحت فرمان خویش درآورد. انسان موجودی مرکب است. در شهر وجودی انسان، در کنار جسم، چند رکن زندگی میکنند: نفس، قطب مثبت (ارزشها) و قطب منفی (ضدارزشها). حرکت انسان در زندگی، نتیجه نبرد میان این قطبها است. گاهی انسان در مقاطعی، با وجود آگاهی از آسیبزا بودن یک لذت زودگذر، به سوی آن سوق داده میشود؛ مانند بیماری اعتیاد که فرد میداند مواد مخدر تنها مسکنی مخرب است، اما باز هم بهسوی آن میرود. در این میان، برای کسی که درگیر اعتیاد است، یافتن نور کنگره۶۰ و حرکت بهسوی آن، یعنی پیدا کردن قطب مثبت، تنها راه خروج از تاریکی مطلق و غلبه بر قطب منفی و تخریب است. در پایان، با این کلام عمیق به خود و شما یادآوری میکنم که: ای برادر، تو همه آن چیزی هستی که میاندیشی، مابقی تو تنها استخوان و ریشه است.
منبع: سیدی «اگر اندیشه نبود»
رابط خبری: همسفر فاطمه رهجوی راهنما همسفر اعظم (لژیون سوم)
نویسنده: همسفر آمنه رهجوی راهنما همسفر اعظم (لژیون سوم)
عکاس: همسفر نازیلا رهجوی راهنما همسفر سکینه (لژیون دوم)
ویرایش و ارسال: همسفر خدیجه رهجوی راهنما همسفر مریم (لژیون ششم)
همسفران نمایندگی وحید
- تعداد بازدید از این مطلب :
117