روزهای تعلیم، تمام شدنی نیستند. اکنون که فصل خدمت عاشقانه شما در جایگاه راهنمایی به پایان رسیده، دلم خواست برایتان بنویسم. میدانم که این پایان، فقط یک تغییر مسیر و آغاز خط دیگری است، چرا که نوری که شما در قلبها روشن کردهاید هرگز خاموش نخواهد شد.

خانم زهرا عزیز شما برای من فقط در نقش راهنما یا ایجنت نبودید، شما همراه و دوستی بودید که صبر و استقامت را به من آموخت. هنوز خاطرات آن روزها برایم زنده است، آن شور و هیجانی که در مسابقات ورزشی با تشویقهای شما رنگ و بوی دیگری میگرفت و آن سفرهای پرخاطره به تهران و مشهد، در تمام آن لحظات چه در سختی و چه شادی و موفقیتها حضورت در کنارم قوت قلب بود. دلم برای آن روزهایی که در کنار هم برای رسیدن به حال خوش، تلاش و خدمت میکردیم تنگ میشود؛ اما با تمام وجود خوشحالم که بودن در کنارت را تجربه کردم و از شما آموزشهای بسیاری گرفتم.
هر زمانیکه به گذشته فکر میکنم تصویری از آن روزهای پرشور در ذهنم نقش میبندد و لبخند بر لبم نشسته و حس قشنگی در قلبم ایجاد میشود از آن مسابقات ورزشی که با حضور پرانرژی و تشویقهای دلگرم کننده شما برای اعضای مسابقه به میدان ساختن شخصیت و اعتماد به نفس تبدیل میشد.
پایان هر نقطه سرآغاز خط دیگریست. پایان این خدمت، آغاز طلوعی تازه برای شما است و من ایمان دارم که برکت دعاهای خیر رهجوهایتان و ما همیشه محافظ مسیر زندگیتان خواهد بود. از صمیم قلب سپاسگزار تمام آن لحظاتی هستم که برای کنگره وقت گذاشتید. امیدوارم در جایگاههای بهتری در زندگی و کنگره ببینمتان و همیشه سبز سبز باشید. با احترام همسفر آمنه
نویسنده: همسفر آمنه مرزبان پارک
ویراستاری و ارسال همسفر فرزانه رهجوی راهنما همسفر زهره (لژیون پنجم) نگهبان سایت نگهبان سایت
همسفران نمایندگی کاشمر
- تعداد بازدید از این مطلب :
233