English Version
This Site Is Available In English

گروه خانواده- دانایی؛ یعنی تشخیص ماهیت خواسته‌ها

گروه خانواده- دانایی؛ یعنی تشخیص ماهیت خواسته‌ها

هفتمین جلسه از دوره سوم کارگاه‌های آموزشی خصوصی کنگره ۶۰ همسفران نمایندگی فیروزآباد با استادی همسفرخدیجه، نگهبانی همسفرثریا و دبیری همسفرثریا با دستور جلسه «دانایی، دانایی موثر و سواد» روز دوشنبه ۹ شهریور ماه ۱۴۰۵ ساعت ۱۶:۰۰ برگزار گردید.

خلاصه سخنان استاد: 
دستور جلسه امروز دانایی، دانایی مؤثر و سواد است. آقای مهندس و استاد امین برای هر کدام از این‌ واژه ها برای ما تعریفی کرده اند. دانایی، دانایی موثر، سواد، حس، لذت و چیزهای دیگر. دانایی؛ یعنی تشخیص ماهیت خواسته‌ها یا معقول است یا نامعقول، در هر شکل و رنگ و لباس، نقابی که به چهره زده است، ما باید بتوانیم آن خواسته‌ها را بشناسیم. دانایی مؤثر، یعنی این که تشخیص ماهیت خواسته‌ها با هر رنگ و لباس و عمل کردن به آن؛ یعنی همه ما یاد می‌گیریم به دانایی برسیم، عمل کنیم. فقط فهمیدن یک چیز، دانایی نیست؛ چون اضلاع دانایی اصلاً با هم برابر نیست.

اضلاع دانایی: تفکر، تجربه و آموزش است یا آموزش بیشتر از تجربه است یا تجربه بزرگتر از تفکر است. چیزی که مد نظر کنگره است، دانایی مؤثر هست که سه ضلع اش با همدیگر برابر است. سواد یک چیز است که از ازل در انسان نهادینه شده؛ یعنی خداوند این چیزهایی که به آن می‌رسیم کشف می‌کنیم. حالا با تحصیل، آموزش به آن می‌ رسیم، این‌ ها را خداوند در ما نهادینه کرده است.

مثلاً اگر من بخواهم زبان فرانسوی را یاد بگیرم با یک دوره می‌توانم زبان فرانسوی را یاد بگیرم؛ چون خداوند این را نهادینه کرده در من و با آموزش می‌توانم آن را شکوفا کنم. در حیوانات چنین نیست. حالا رسیدن به دانایی مؤثر به این راحتی نیست، ما باید موانع را پشت سر بگذاریم که برای هر کدامش یک مثلثی تعریف کرده. اولین مانعی که نمی‌گذارد ما را به دانایی مؤثر برسیم مثلثی است به نام مثلث جهالت یا نادانی یا ناآگاهی است.

مثلاً من می‌دانستم قلیان کشیدن بد است، در من تخریب ایجاد می‌کند؛ ولی باز می‌کشیدم. صرفاً این که دود بد است، عامل بازدارنده برای من نبود؛ چرا؟ چون اضلاع‌ها با هم برابر نبود، تعادل نداشت؛ یعنی آموزش، تفکر، تجربه من یکی از تعادل خارج بود. حالا یا ضلع آموزش بلندتر بود، یا ضلع تجربه؛ ولی من به آن دانایی موثر بخواهم برسم، اول؛ باید آن جهالت را پشت سر بگذارم. خوب جهالت همان نادانی ابزار نیروهای منفی است، که سه ضلع تعریف کردند، منیت، ناامیدی، ترس. من اگر بخواهم به دانایی برسم، آن دانایی هم سه تا ضلع دارد، تفکر، تجربه، آموزش. ترس می‌آید، تفکر من را می‌خورد، از ترس اتفاقات آینده من به خیلی چیزها فکر نمی‌کنم؛ یا آن منیت نمی‌گذارد من خوب آموزش بگیرم.

یکی بالا صحبت می‌کند می گوید، من این‌ ها را از بر هستم. اصلاً نمی‌گذارد گوش کنم ببینم این چه می‌گوید؛ شاید یک مطلبی بگوید که به درد من بخورد، یا آن ناامیدی؛ چون ناامید هستم اعتماد به نفسم را از بین می‌برد، نمی‌گذارد چیزهای نو را در زندگی تجربه کنم. خوب ابزار نیروهای منفی است ما بخواهیم به آن دانایی برسیم؛ باید این را پشت سر بگذاریم که این هم خیلی کار راحتی نیست که من یک مرتبه بخواهم بیایم با این‌ها بجنگم و یک مرتبه آن را از بین ببرم.

استاد امین مثالی می‌زنند: مثل یک استخری می‌ماند که نیاز نیست من آب استخر آلوده را عوض کنم؛ اگر بخواهم با پارچ بیرون بریزم خیلی سخت است؛ ولی اگر من بیایم یک لوله‌ای را در ورودی استخر بگذارم و از آن طرف آب آلوده از خروجی بیرون برود، خیلی بهتر است. و استخر به مرور پاک می‌شود. این مثال برای نیروهای منفی هم است؛ من نمی‌توانم مستقیماً با نیروهای منفی مبارزه کنم، همین که من دانش و آگاهی خودم را بالا ببرم، سطح دانایی و دانایی مؤثر را تقویت کنم، نیازی نیست با نیروهای منفی کاری داشته باشم. من از این طرف که دانایی را بالا ببرم خودش می‌فهمد که جایش دیگر اینجا نیست. از آن طرف خودش بیرون می‌رود، اصلاً این کارش است.

یکی از کارهای خوب مبارزه با نیروهای منفی این است که بتوانیم سطح دانایی خودمان را بالا ببریم، چرا؟ چون نیروهای منفی با هر رنگ با هر لباسی که بیاید ما می‌ شناسیم. دانایی همان نگهبان قلعه عقل است، این نگهبان هر قدر قوی‌تر باشد، نمی‌گذارد خواسته‌های نامعقول وارد عقل بشود. حالا یک نگهبان خبره آن کسی است که دانایی‌ اش بیشتر باشد و نیروی تخریبی در هر رنگ و لباس باشد می‌شناسد.

مراتب دانایی سه مرحله دارد: علم الیقین، عین الیقین، حق الیقین. علم الیقین؛ یعنی دانستن در اطلاعات عمومی. عین الیقین؛ یعنی از این مرحله وارد دانایی می‌شویم کسانی که این مسئله را حس می‌کنند تجربه آن را دارند.حق الیقین؛ در مقام حقیقت است، گاهی اوقات در زندگی‌مان افرادی را می‌بینیم که حتی نمی‌توانند چیزی را بخوانند، یا حتی حروفی بنویسند، اما به قدری دانا و عاقل هستند که آدم از بودن با آنها لذت می‌برد و یا حتی برعکس آن هم هست، دانایی که سواد، تحصیل و علم نیست، سواد و علم در همه ما وجود دارد فقط نیازمند آموزش و تمرین است و در آخر هر عالمی دانا نیست.

مرزبان کشیشک: مسافر اسماعیل، همسفر گلزار
عکاس: همسفر رویا رهجوی راهنما همسفر فاطمه(لژیون اول)
تایپیست و ویرایش: همسفر خدیجه رهجوی راهنما همسفر فاطمه(لژیون اول)
ارسال: راهنما همسفر سهیلا (لژیون دوم) نگهبان سایت
همسفران نمایندگی فیروزآباد فارس

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .