"به نام قدرت مطلق الله"

چطور با لژیون سردار آشنا شدید؟
در سفر اول که بودم وقتی از لژیون سردار صحبت میشد و در ادامه با صحبتهای راهنما وارد لژیون سردار شدم.
چه اتفاقی افتاد که در ادامه به فکر جایگاه پهلوانی افتادید؟
وقتی این بستر کنگره را دیدم و همچنین جمله، دیگران کاشتند و ما خوردیم،ما بکاریم دیگران بخورند خیلی روی من تأثیر گذاشت و مرتب در جلسات لژیون سردار این جمله را میشنیدم و من هم وظیفه خودم میدانستم که یک کار کوچک هم که شده انجام دهم در انتهای سفر اول بودم که اجازه دنوری به من داده شد و بعداً به فکر جایگاه پهلوانی افتادم.
از دیدار با مهندس دژاکام و کسب مجوز پهلوانی برایمان بگویید؟
آن روز واقعاً حس عجیبی داشتم و یک استرسی همراه من بود و زمانی که آقای مهندس اجازه دادند ناخودآگاه به گریه افتادم حس تازه ای داشتم.
از کسب مجوز پهلوانی تا پرداخت کامل وجه برای شما چگونه گذشت؟
شرایط طوری بود که گاهی اوقات بالا و پایینهایی وجود داشت و گاهی اوقات هنگام پرداختها چون با خودم عهد کرده بودم ماهانه پرداخت کنم نیروی منفی گاهی به سراغم میامد که این پول را جاهای دیگر هم میشود هزینه کرد ولی زمانی که پرداخت میکردم احساس سبکی میکردم و حس خوبی داشت
بخشش درکنگره یک حس بهتری به من داده است یک رهایی دارد انگار مادیات از انسان جدا میشود.
با توجه به اینکه بهزودی شال و قرآن از آقای مهندس دریافت میکنید چه احساسی دارید؟
آن شال و قرآن را خیلی دوست دارم در خانه داشته باشم، اولین باری که آن قرآن را دیدم آرزو کردم که یکی از آنها را داشته باشم.
چه توصیهای برای کسانی که به پهلوان شدن شک دارند یا دو دل هستند، دارید؟
چیزی که من تجربه کردم و حس کرد اینکه در این راه اصلاً نباید بترسیم و ترس را از خودمان دور کنیم.
.jpg)
- تعداد بازدید از این مطلب :
564