گاهی با خودم فکر میکنم چقدر چیزها را میدانستم، ولی نمیدانستم با دانستههایم چطور زندگی کنم. من میدانستم سیگار خوب نیست، میدانستم به جسمم آسیب میزند و میدانستم وابستگی است، ولی با تمام این دانستنها، باز هم مصرف میکردم. انگار دانستن فقط در ذهنم بود، اما هنوز به قلب و رفتارم نرسیده بود.
وقتی وارد کنگره شدم، کمکم فهمیدم دانایی فقط زیاد دانستن نیست. فهمیدم ممکن است آدم سواد داشته باشد، اطلاعات زیادی داشته باشد و حرفهای قشنگ زیادی هم بلد باشد، ولی وقتی پای عمل میرسد، نتواند از دانستههایش استفاده کند.
برای من، دانایی از جایی شروع شد که کمکم خودم را شناختم. فهمیدم همیشه مشکل از بیرون من نیست؛ خیلی وقتها باید برگردم و به خودم نگاه کنم؛ ببینم چرا کاری را انجام میدهم، چرا چیزی را میخواهم و چرا با اینکه میدانم یک مسیر اشتباه است، باز هم انتخابش میکنم.
در سفر نیکوتین، خیلی وقتها فهمیدم که رهایی، فقط نگفتن «دیگر سیگار نمیکشم» نیست؛ رهایی یعنی تغییر کردن. یعنی وقتی یک خواسته سراغم میآید، بتوانم تشخیص دهم که این خواسته از کجا میآید و آیا واقعاً به نفع من هست یا نه. اینجاست که معنای «دانایی مؤثر» برای من زیبا میشود؛ اینکه چیزی را که یاد گرفتم، فقط در دفترم ننویسم و فقط در جلسه دربارهاش حرف نزنم، بلکه آن را در زندگیام اجرا کنم.
شاید خیلی وقتها فکر میکردم آدم دانایی هستم، چون خیلی چیزها را میدانستم؛ اما امروز میفهمم دانایی من زمانی ارزش دارد که در رفتارم دیده شود؛ در انتخابهایم، در صبرم، در برخورد با آدمها و حتی در لحظاتی که هیچکس مرا نمیبیند. سواد میتواند راه یادگیری را باز کند و آموزش میتواند آگاهی بدهد، اما این خود من هستم که باید این آگاهی را به حرکت تبدیل کنم.
رابط خبری لژیون ویلیام: همسفر غزل
نویسنده: همسفر غزل رهجوی راهنما همسفر اعظم (لژیون ویلیام) درمان نیکوتین
ویرایش و ارسال: همسفر نیکی رهجوی راهنما همسفر اعظم (لژیون پنجم) نگهبان سایت
همسفران نمایندگی ارتش
- تعداد بازدید از این مطلب :
56