جلسه ششم از دوره چهل و یکم کارگاههای آموزشی خصوصی همسفران کنگره۶۰ نمایندگی فردوسی مشهد به استادی راهنما همسفر فاطمه، نگهبانی همسفر فریبا و دبیری همسفر زینب با دستور جلسه «دانایی ، دانایی مؤثر ، سواد» روز دوشنبه ۹ شهریور ماه ۱۴۰۵ ساعت ۱۷:۰۰ آغاز به کار کرد.
.jpg)
خلاصه سخنان استاد:
خداوند را شاکر و سپاسگزارم که امروز در خدمت شما عزیزان هستم تا در جمع پر عشق و محبت شما بتوانم خدمتی انجام دهم و این حال خوش را از همه شما دریافت کنم. ممنونم از نگهبان جلسه و گروه مرزبانی که اجازه این خدمت را به من دادند.
دستور جلسه امروز دانایی، دانایی مؤثر و سواد است. اگر زندگی انسان را یک بازی در نظر بگیریم، بازی انسان از خردسالی شروع میشود. زمانیکه با عروسک و ماشین بازی میکنیم تا به بزرگسالی میرسیم. همینطور که بزرگ میشویم، وسایل بازی ما هم بزرگ و بزرگتر میشود. در بچگی دغدغههایی داریم که شاید در بزرگسالی خندهدار باشند.
تمام زندگی ما باید بر اساس یک سری قوانین اجرا شود که اگر این قوانین زندگی را آموزش ببینیم، متوجه میشویم این آموزشها برای چگونه زیستن هستند، زندگی خیلی بهتر و راحتتری خواهیم داشت.
دانایی، به معنای قدرت تشخیص ماهیت خواسته، در هر شکل و رنگ و لباسی است.
در کنگره مثلثی داریم به نام مثلث دانایی که اضلاع آن تفکر، تجربه و آموزش است. تفکر با فکر کردن خیلی فرق میکند. فکر کردن مثل یک جرقه است که در ذهن انسان زده میشود.
الان که خوب به گذشته نگاه میکنم، میبینم تمام ذهن و مسائل زندگیام را همین فکر کردنها اشغال کرده بود. مثلاً یک اتفاقی که در زندگی میافتاد، همه فکر و ذهنم روی آن مسئله بود؛ طوریکه از مسائل مهم و ضروری زندگی من را عقب میانداخت. ولی تفکر کردن، حرکت از یک مبدأ به مبدأ دیگر یا از یک مجهول به معلوم است.
من چگونه باید تفکر کنم؟ من در کنگره قرار میگیرم و میبینم در اینجا آموزشهای خیلی زیادی است. راهنما میگوید: تمام افکار اضافه و آشغالهای ذهنت را بیرون بریز. برای مثال فکر میکنم: الان مسافرم کجاست؟ چه کار میکند؟ یا مادرم فلان حرف را زد، فرزندم آن رفتار را انجام داد. اینها همه آن سنگهای ذهن هستند که اجازه نمیدهند چیزهای جدیدی به ذهن من بیاید.
تفکر کردن را همه باید آموزش بگیریم. من خودم اوایل ورودم به کنگره خیلی کار کردم تا بتوانم فکرم را متمرکز کنم. در کنگره یاد میگیریم فکرمان را روی خودمان متمرکز کنیم، اگر روی خودمان متمرکز شویم، ما به جهانی بزرگ و پیچیده تبدیل خواهیم شد.
من باید یاد بگیرم فرمانروای لایقی برای خود بشوم. این چطور اتفاق میافتد؟ بر اساس تجربه کردن. حالا تجربه کردن چطور اتفاق میافتد؟ مثلاً تجربههای قدیم خودم چیزی بود که اصلاً به درد نمیخورد و تجربههایم همیشه به شکست میرسید. چرا؟ چون تجربهای که کرده بودم، کنارش آموزشهای اشتباهی گرفته بودم. کسانی که کنارم بودند میگفتند: به همسرت و بچهها خیلی محبت نکن، پررو میشوند. من هم تصور میکردم چون بزرگترِ من هستند، حرف درستی میزنند؛ اما بر اساس آموزشهای کنگره یاد گرفتم تنها چیزی که برای من میماند، همان عشق و محبت است که همه ما را به هم متصل میکند و اگر پیوند محبت بین ما نباشد، یک قرارداد محبت سوری بیش نخواهد بود. اینجا بود که به خودم گفتم باید آموزشهای درست را یاد بگیرم.
کسی که در کنگره آموزش میدهد، فردی است که خودش تمام سختیهای راه و تاریکیها را گذرانده است. من فهمیدم که اگر راهنمایم گفت: فاطمه، ماست سیاه است؛ باید قبول کنم و گوش به فرمانش باشم. میگویم این اشتباه و دید من است که میگفتم ماست سفید است.
در جهان ما مطالب بسیاری است که از آنها اطلاعات زیادی نداریم. یکی از این مطالب، چگونه زیستن است. من باید چگونه با فرزندم صحبت کنم؟ با همسرم چطور رفتار کنم؟ با افراد جامعه چطور رفتار و صحبت کنم؟
استاد امین در جزوه جهانبینی، با عنوان مثلث دانایی به خوبی بیان میکنند: دانایی به این معنا است که من یک چیزهایی را میدانم؛ یعنی فقط دانستن است. وقتیکه دانستنهایم را عملیاتی میکنم، به دانایی مؤثر میرسم. همان وادی پنجم که به ما میگوید: چیزی که میدانید را باید در جهان پیرامون خودمان عملیاتی کنیم.
یک نیروی خیلی قوی و بزرگ هست که نمیخواهد دانایی ما رشد کند. بله، همان نیروهای نفس اماره و خواستههای نامعقول من است. مثلاً من میخواستم بیایم کنگره از صبح هزار کار برایم پیش آمد که دیرتر برسم؛ اما خدا را شکر، خواسته من آنقدر قوی است که بهموقع توانستم به جلسه برسم.
در این چند سالی که در کنگره هستم، تمام مسائل زندگیام را به خواسته خودم خلاصه میکنم. خواستهام این است که آموزش بگیرم و آن چیزهایی که من را به صراط مستقیم حرکت میدهد، عملیاتی کنم. نفس اماره خیلی حواسش به ما هست؛ پس ما باید تماماً حواسمان را جمع کنیم که خواستههای نامعقول خود را بشناسیم، جلوی آنها ایستادگی کنیم تا بتوانیم وجود خودمان را پیدا کنیم.
تقدیر از اعضاء لژیون سردار

رهایی و ورود به سفر دوم جهانبینی همسفر فاطمه رهجوی راهنما همسفر زینب

رهایی و ورود به سفر دوم جهانبینی همسفر شیما رهجوی راهنما همسفر ساره


مرزبان کشیک: همسفر سحر و مسافر رضا
تایپیست: همسفر اعظم رهجوی راهنما همسفر ساره (لژیون نهم)
عکاس: همسفر اعظم رهجوی راهنما همسفر ساره (لژیون نهم)
ارسال: همسفر سمیه مرزبان خبری همسفران نمایندگی فردوسی مشهد
- تعداد بازدید از این مطلب :
288