English Version
This Site Is Available In English

میوه شیرین دانایی، دانایی موثر و میوه تلخ آن تجسس است

میوه شیرین دانایی، دانایی موثر و میوه تلخ آن تجسس است

راهنما همسفر نسرین:

در دنیای امروزی باور براین است که انسان‌های باسواد و یا با درجه و مدارک بالا، انسان‌های دانایی هستند، اما همه ما با انسان‌هایی روبه‌رو شده‌ایم که از مدارک تحصیلی و سواد بالایی برخوردارهستند اما  انسان‌های دانایی نیستند و ما شاهد رفتارهایی از آن‌ها هستیم که اوج بی‌تعادلی و حال خرابی است یا بالعکس با انسان‌هایی روبه‌رو شده‌ایم که حتی سواد خواندن و نوشتن هم ندارند، اما در گفتار، رفتار و تفکرات آن‌ها نشانه‌هایی از تعادل و دانایی می‌بینیم که متعجب می‌شویم، پس بی‌سواد بودن به معنی نادان‌بودن نیست. سواد یا علم و دانش هم نمی‌تواند به مفهوم دانایی باشد.

در مورد تاثیر سواد بر دانایی و دانایی‌موثر، این‌که اگر سواد را مثل یک کلید در نظر بگیریم، دانایی یعنی این‌که کی و کجا از این کلید استفاده کنیم؛ پس دانایی‌موثر به معنی قدرت به اجرا در آوردن و عملی کردن است. وقتی دانایی‌ به دانایی‌‌موثر تبدیل شود ما می‌توانیم کار‌های مورد نظرمان را به اجرا در بیاوریم. با آموزش‌های کنگره60، فهمیدم مراتب دانایی سه مرحله است: مرحله اول، علم الیقین: این مرحله جزء اطلاعات عمومی است. مرحله دوم، عین الیقین: در این مرحله وارد دانایی می‌شویم و کسانی به این مرحله رسیدند که مسئله را حس کرده و تجربه کافی دارند و مرحله سوم، حق الیقین است که مقام حق و حقیقت است و شخص مسئله را با تمام  وجودش حس می‌کند.

آقای مهندس حسین دژاکام فرمودند: «میزان دانایی به سواد نیست، همان‌طور که انسان بودن به لباس پوشیدن نیست.» پس من باید آموزش بگیرم؛ با تغییر افکار، آموخته‌های خود را به دانایی‌موثر تبدیل کنم و فهمیدم  که دانستن به تنهایی کافی نیست! باید دانسته‌ها را به توانایی تبدیل کنم و به اجرا در بیاورم.

دانایی‌موثر، قدرت تشخیص درستی و نادرستی به اجرا درآوردن و عمل کردن به خواسته‌ها است؛ فرد می‌تواند با تفکر درست و کسب دانش و معرفت به عمل سالم برسد تا با کسب تجربه، عدالت جاری شود.

آگاهی و دانایی  به معنای یادگیری قوانین چگونه زیستن و چگونه زندگی‌کردن است. اگر ما به‌واسطه آن آگاهی و اطلاعات بتوانیم، تصمیمات درستی در زندگی بگیریم و در مقوله حل مشکلات بتوانیم آن  را کاربردی کنیم؛ این آگاهی و دانایی، تبدیل به دانایی‌موثر می‌شود.

در جزوه «جهان‌بینی» از دکتر امین دژاکام، جانشین بنیان و دیده‌بان، شکل کاملی از دانایی و دانایی‌موثر آمده است که اضلاع آن: تفکر، تجربه و آموزش است. زمانی دانایی ما به دانایی‌موثر تبدیل می‌شود که همه اضلاع مثلث با هم برابر و به یک اندازه رشد کرده باشد.

راهنما همسفر شیرین:

طبق فرمایش آقای مهندس حسین دژاکام، «جهان‌بینی، علم محافظت از خود در برابر جهل و نادانی خودمان است.» این علم ابتدا در عقل انسان جای گرفته، سپس پس از تکرارهای متوالی رهسپار قلب می‌شود. در اینجاست که پدیده تبدیل دانایی به دانایی‌موثر انجام می‌شود‌. در واقع دانایی موثر، دانایی تاثیرگذاری است، به این معنا که انسان دارای دانایی موثر، هم قدرت تشخیص مسائل را دارد و هم قدرت اجرای آن‌ها را.

در سیستم جمعیت احیای انسانی کنگره۶۰، می‌گوییم که «برای باورها هیچ ارزشی نیست؛ مگر این‌که پشت آن‌ها عمل باشد.» گاهی حتی دانایی ممکن است چیز غیرمفیدی برای انسان باشد به این معنا که دانستن بعضی مطالب بارهای اضافه است که حمل می کنیم. من در مسیر زندگی خود باورهایی را آن‌قدر با خود حمل کرده و بهای بسیار به آن‌ها داده‌ام که واقعا محکم شدند؛ پس از ورود به کنگره زمانی‌که متوجه آن‌ها شدم، تلاش صد چندانی کردم تا آن‌ها را شکست دهم، منشا آن باورهای غلط، دانایی‌هایی بود که برای من مفید نبودند. راه درمان، جایگزینی آموزش‌های درست به جای آموزش‌های نادرست بود.

سیستم هستی هر چه به انسان می‌دهد؛ امتحانش را می‌گیرد، در صورتی دانایی به من داده می‌شود که توان تحمل آن یا عمل به آن را داشته باشم. میوه شیرین دانایی، دانایی موثر و میوه تلخ آن تجسس است. دانایی‌موثر به ایمان بالا نیاز دارد؛ انسان باید به تفکرات خود ایمان داشته تا بتواند پس از شکست ادامه داده و به هدف برسد. اثر دانایی‌موثر انسان فقط برای خودش نبوده و اطرافیانش را هم پوشش می‌دهد.

تفاوت فعالیت و عمل این‌جا مشخص می‌شود، فعالیت امری است که فرد در ابتدا انجام داده ولی با تکرارهای مداوم آن‌را تبدیل به عمل می‌کند، همانند آن‌که می‌فرمایند: «حی علی خیر العمل» یعنی در این‌جا نمازخواندن به عمل تبدیل شده و فرد فقط نماز را برای نمازمی‌خواند. در انجام عمل؛ دلیل فرد برای انجام، لذت بردن است. در واقع عملی که تبدیل به دانایی‌موثر شده برای فرد تولید انرژی داشته و در اثر کسب انرژی، لذت نصیب فرد می‌کند؛ بنابراین انسان به خواندن نمازی دعوت می‌شود که بهترین عمل است، زیرا تبدیل به دانایی‌موثر شده و تولید انرژی و لذت می‌کند.

دانایی از رشد همزمان و متوازن سه ضلع آموزش، تجربه و تفکر حاصل شده و تکرار مکرر آن فرد را به دانایی‌موثر آن مطلب می‌رساند. مابین دانایی و سواد تفاوت بسیار است؛ شاید فرد سواد بالا داشته باشد اما دانایی کم، سواد بالا اگر با دانایی همراه نباشد، ایجاد منیت می‌کند.

دانستن و دریافت دانایی اجازه می‌خواهد. شکر که این اجازه به ما داده شده است؛ اجازه سفر از نادانی به دانایی، از دانایی به دانایی‌موثر، از دانایی‌موثر به خدمت بلاعوض و در نهایت رهسپار عشق شدن.

راهنمای ‌تازه‌واردین، همسفر زهرا:

دستور جلسه «دانایی، دانایی‌موثر و سواد»  بیان کننده این موضوع است که ابتدا باید بدانیم سواد، فقط  داشتن مدرک دانشگاهی نیست، درست است که میزان سواد؛ میزان علم و‌  دانش ما را در حیطه یا رشته‌ای خاص نشان می‌دهد، اما داشتن سواد و مدرک تحصیلی صرفا به معنای داشتن دانایی نیست یا الزاما شخصی که با سواد است، از دانایی برخوردار نیست. در واقع می‌توان گفت؛ سواد یکی از ابزارهای کسب دانایی است، اما خودش به‌تنهایی دانایی محسوب نمی‌شود.

در این‌جا معیار ما برای میزان دانایی، صرفا علم، دانش و اطلاعاتی که داریم نیست؛ دانایی در اصل توانایی‌ ما برای تشخیص ماهیت خواسته‌هایمان است. این‌که بتوانیم خواسته‌های معقول را از نامعقول، تشخیص دهیم. دانایی زمانی اثرگذار می‌شود که بتواند نگرش و رفتارمان را تغییر دهد.

در مورد دانایی‌موثر؛ صرفا دانایی، آگاهی و تشخیص کافی نیست. اگر بخواهم به دانایی‌موثر برسم لازم است بتوانم آنچه می‌دانم را از قوه به فعل در بیاورم، بتوانم آنچه که می‌خواهم را عملی کنم و آنچه برایم ضرر دارد را انجام ندهم.

ممکن است یک نفر تحصیلات خیلی بالایی داشته باشد، کتاب‌های زیادی خوانده باشد و اطلاعات زیادی داشته باشد، ولی در زندگی خودش نتواند از این اطلاعات استفاده کند. در مقابل، ممکن است فردی تحصیلات دانشگاهی زیادی نداشته باشد، اما دانایی‌موثر بالایی داشته باشد؛ یعنی تجربه کرده و درعمل می‌تواند آن اطلاعات  را به کار گیرد و به خوبی از قوه به فعل تبدیل کند. در واقع زمانی که من راجع به موضوعی دانایی و اطلاعات دارم، می‌دانم چه چیزی برایم مفید یا مضر است؛ اما در مرحله دانایی‌موثر می‌توانم آموخته‌‌هایم را عملی کنم؛ یعنی به سمت چیزهای مفید قدم بردارم و از چیزهایی که به من آسیب می‌زند دوری کنم.

از دیدگاه من اگر بتوانم سطح سوادم را بالا ببرم بسیار عالی است؛ اما بسیار بهتر این است که سواد را به دانایی تبدیل کنم؛ یعنی فقط به دنبال کسب مدارج تحصیلی نباشم، بتوانم در راه کسب علم، از آن دانش و آگاهی برای رسیدن به دانایی و‌ تشخیص ماهیت خواسته‌ها استفاده کنم و در نهایت آن‌‌ها را به دانایی‌موثر تبدیل کنم. شاید تفاوت اصلی بین یک انسان باسواد و یک انسان دانا این باشد که سواد، فقط به من آگاهی در حیطه‌ای خاص می‌دهد ولی دانایی به من می‌گوید چه چیزی درست یا چه چیزی غلط است و در نهایت دانایی‌موثر به من کمک می‌کند تا کار درست را در زندگی‌‌ام اجرا کنم.

رابط خبری: راهنما همسفر مینا (لژیون راهنمایان)
ارسال: همسفر پرتو رهجوی راهنما همسفر آسیه (لژیون اول) نگهبان سایت
همسفران نمایندگی عمان‌سامانی شهرکرد
 

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .