English Version
This Site Is Available In English

کنگره ۶۰؛ آینه‌ای برای شناخت خود

کنگره ۶۰؛ آینه‌ای برای شناخت خود

چهارمین جلسه از دوره چهل و چهارم کارگاه‌های آموزش خصوصی کنگره ۶۰ نمایندگی صالحی تهرانپارس، به استادی مسافر مهدی، نگهبانی مسافر محسن و دبیری مسافر نعیم، با دستور جلسه «دانایی، دانایی موثر، سواد»، روز دوشنبه 9 شهریور ماه ۱۴۰۵، ساعت ۱۷ آغاز به کار نمود.
خلاصه سخنان استاد:
سلام دوستان، مهدی هستم، یک مسافر.
قبل از هر چیز، خدا را شکر می‌کنم که با کنگره ۶۰ آشنا شدم و خدا را شکر می‌کنم که پیام کنگره ۶۰ را متوجه شدم. واقعاً هرچقدر هم خدا را شکر کنم، باز هم کم است.
هرطور که حساب می‌کنم، می‌بینم با ورشکستگی کامل روحی، روانی، جسمی، کاری و روابط اجتماعی وارد کنگره ۶۰ شدم. از همه لحاظ واقعاً یک ورشکسته کامل بودم.
از لحاظ جسمی، مدتی بود که به دلیل دیسک کمر به‌شدت اذیت می‌شدم. پزشک گفته بود باید عمل کنم و اگر عمل نکنم، هر لحظه امکان دارد حتی دچار قطع نخاع یا فلج شوم. تحمل این شرایط برایم بسیار سخت بود و احساس می‌کردم مانند کسی هستم که در تصادف کمرش شکسته است.
از لحاظ روحی نیز این مسئله تأثیر زیادی روی من گذاشته بود. کارم هم کاملاً به‌هم ریخته بود و به انسانی عصبی و آشفته تبدیل شده بودم. حتی نمی‌توانستم تشخیص بدهم چه کسی دوست من است و چه کسی دشمن من.
وقتی وارد کنگره ۶۰ شدم، راهنمای تازه‌واردین من آقا علیرضا بود. وقتی به ایشان رسیدم، گفتم: «من خیلی اوضاعم به‌هم ریخته است و هر لحظه به دنبال کسی می‌گردم که به هر شکلی بتواند به من کمک کند.»
آن زمان تصور می‌کردم اگر وارد کنگره ۶۰ شوم، همه‌چیز بلافاصله درست خواهد شد. با چنین دیدگاهی وارد کنگره شدم؛ اما به‌مرور زمان و با ادامه مسیر، متوجه شدم که مسئله به این سادگی نیست.
در اینجا لازم است برای کسانی که تازه وارد کنگره ۶۰ می‌شوند، فقط به‌عنوان یک دوست و نه از روی نصیحت، بگویم که در جلسات آموزشی کنگره ۶۰ شرکت کنند و به هر قیمتی که شده، حضور داشته باشند. این جلسات آموزشی واقعاً به من کمک کرد.
من هرطور که می‌شد خودم را به جلسات می‌رساندم. گاهی دیرتر می‌رسیدم، اما تمام تلاشم را می‌کردم که در جلسه حضور داشته باشم. همین حضور و استمرار باعث شد که آمدن به جلسات برایم ادامه پیدا کند و به‌مرور، حال من از لحاظ روحی و روانی هر روز بهتر شود.
در ارتباط با دستور جلسه «دانایی مؤثر» باید بگویم که دانایی مؤثر، دانایی‌ای است که اثرگذار باشد؛ یعنی دانایی‌ای که عملکرد داشته باشد. منظور این است که دانایی فقط در حد دانستن باقی نماند و همراه با عمل باشد.
من به‌تدریج متوجه شدم اگر در افکارم این باشد که از کسی سوءاستفاده کنم یا حق کسی را پایمال کنم، مطمئناً حق من هم پایمال خواهد شد و دیگران نیز از من سوءاستفاده خواهند کرد. اگر به کسی جواب سربالا بدهم یا دچار غرور کاذب شوم، مطمئناً همان برخورد، حتی شدیدتر، با خودم خواهد شد.
در جایگاه کاری خودم، زمانی به‌گونه‌ای فکر می‌کردم که هیچ‌چیز نمی‌تواند مرا تکان دهد؛ اما واقعاً به من نشان داده شد که خیلی راحت می‌توانم سقوط کنم و سقوط هم کردم.
از طریق دانایی، دردهایی که کشیدم و برخوردهایی که از اجتماع دریافت کردم، به‌تدریج به این مسائل پی بردم. وقتی با مردم بد رفتار می‌کنید، فرصت‌هایی که در اختیار دارید از شما گرفته می‌شود.
زمانی که جنس درجه یک و نیم را به جای جنس درجه یک به مشتری می‌فروختم، فکر می‌کردم طرف مقابل متوجه نمی‌شود؛ اما آن پول برای من برکت نداشت. مردم نیز متوجه می‌شوند. چون در آن کار ناصادقی وجود داشت، برای من هیچ خیر و برکتی به همراه نداشت و همین مسئله باعث شد به‌مرور اعتماد اطرافیانم را از دست بدهم و در کارم نیز پسرفت کنم.
خدا را صد هزار مرتبه شکر می‌کنم که کنگره ۶۰ دانایی‌های بسیاری به من آموخت. کنگره ۶۰ مانند یک آینه تمام‌قد، روبه‌روی من قرار گرفت.

من فکر می‌کردم می‌دانم؛ اما وقتی وارد کنگره ۶۰ شدم، متوجه شدم که تقریباً هیچ‌چیز نمی‌دانم و آنچه را هم که می‌دانستم، فقط در حد یک دانستن سطحی بوده است. زمانی که انسان چیزی را که می‌داند به مرحله عمل می‌رساند، آن‌وقت با تمام وجود درک می‌کند که چرا دروغ گفتن بد است و چرا ناصادقی کار نادرستی است.
من در سال ۱۳۸۲ با NA آشنا شدم و در آنجا یک سال پاکی داشتم؛ اما پس از آن دچار لغزش شدم. بعد از لغزش، پیام کنگره ۶۰ به من رسید؛ اما متأسفانه پیامی اشتباه درباره کنگره ۶۰ به من منتقل شد. به من گفته بودند که در کنگره ۶۰ مواد را به‌صورت کنترل‌شده مصرف می‌کنند.
درحالی‌که کنگره ۶۰ چنین روشی نداشت. اما این تصور در ذهن من شکل گرفته بود که در کنگره ۶۰ مواد را به‌صورت کنترل‌شده مصرف می‌کنند و به همین دلیل، آمدن به کنگره ۶۰ را کاملاً از ذهنم خارج کرده بودم.
این پیام‌های اشتباه و حس‌های آلوده باعث شده بود که نتوانم حقایق را به‌درستی درک کنم. در جهان‌بینی، آقای دکتر امین بسیار زیبا توضیح می‌دهند که وقتی حس آلوده باشد، انسان پیام‌ها را اشتباه دریافت می‌کند یا حتی اگر پیام درستی به او منتقل شود، نمی‌تواند درستی آن پیام را به‌درستی درک کند.
من نیز به دلیل حس آلوده، کنگره ۶۰ را قبول نداشتم؛ اما امروز روزی نیست که خدا را به خاطر حضورم در کنگره ۶۰ شکر نکنم.
در هر چالش و اتفاقی که در زندگی برایم پیش می‌آید، وقتی وارد شعبه می‌شوم، به‌محض حضور در کنگره، تمام افکار منفی و استرس‌ها از من دور می‌شود.
در کنگره ۶۰ نیت‌ها پاک است و وقتی گفته می‌شود «دست‌های غیب» در کنگره ۶۰ وجود دارد، من واقعاً این موضوع را با تمام وجودم درک کرده‌ام. احساس می‌کنم این دست‌ها مراقب ما هستند.
برای خود من، کنگره ۶۰ مانند هاله‌ای است که به دورم قرار گرفته و اجازه نمی‌دهد افکار منفی به‌راحتی به سراغم بیایند؛ اما بیرون از کنگره ۶۰ این شرایط برایم وجود ندارد.
به این نتیجه رسیده‌ام که به‌تنهایی نمی‌توانم. اگر می‌توانستم، کسانی که می‌آیند و می‌روند و دیگر در جلسات حضور ندارند، احتمالاً وضعیت متفاوتی داشتند. من نمی‌دانم حال آنها چگونه است و نمی‌توانم درباره آنها قضاوت کنم، اما خودم این موضوع را تجربه کرده‌ام.
اگر دو روز در هفته به کنگره نمی‌آیم، روز سوم که می‌رسد، خودم متوجه می‌شوم که تعادل ندارم و این به دلیل آن است که مطالبی که در قالب سی‌دی‌ها و آموزشهای تکرار میشود  در اختیار خود قرار نمی دهم .
یکی از دوستان می‌گفت: «زندگی واقعاً یک بازی است و باید قوانین بازی را بدانی.» آقای دکتر امین نیز در جهان‌بینی به‌طور کامل توضیح می‌دهند که اگر قوانین این بازی را ندانیم، یا از آن کنار گذاشته می‌شویم یا خودمان از آن کنار می‌رویم.
واقعاً هم همین‌طور است. اگر یک بازی، مثلاً فوتبال، را در نظر بگیریم، وقتی وارد زمین می‌شوید و نمی‌دانید وظیفه شما چیست، نمی‌دانید در چه جایگاهی قرار دارید، به کدام سمت باید حرکت کنید، کجا باید بایستید، چه زمانی باید بدوید و با چه کسی باید بازی کنید، علاوه بر اینکه خودتان نمی‌توانید عملکرد درستی داشته باشید، ممکن است بازی دیگران را نیز خراب کنید.
اگر هم شما را از بازی بیرون نکنند، به‌مرور خودتان متوجه می‌شوید که در حال خراب کردن بازی هستید و ممکن است خودتان کنار بروید.
احساس می‌کنم درباره کسانی هم که از این مسیر خارج می‌شوند، نمی‌توان گفت همه آنها چنین شرایطی دارند؛ اما شاید بخشی از آنها نتوانسته‌اند قوانین این مسیر را رعایت کنند.
در کنگره ۶۰، قوانین زندگی آن‌قدر به ما آموزش داده می‌شود که به‌مرور در ذهن ما نهادینه می‌شود. من نیز خدا را شکر می‌کنم که همچنان در حال یادگیری هستم.
از خداوند می‌خواهم به همه ما کمک کند و ما را در مسیر درست هدایت نماید.
ممنونم که به صحبت‌های من گوش دادید.

تایپ و ویرایش: مسافر مهیار لژیون دوم
عکس: مسافر کمال لژیون دوم
بارگذاری خبر: مسافر مهیار لژیون دوم
مرزبان خبری: مسافر کیانوش
مرزبان کشیک: مسافر اصغر
شهریور ماه ۱۴۰۵
شعبه صالحی (تهرانپارس)

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .