زندگی چیزهای زیادی را به ما یاد داده است. مدرسه رفتیم، کتاب خواندیم، اطلاعات زیادی در ذهن انباشته کردیم. حالا باید ببینیم از آنها چقدر استفاده کردهایم؟ کنگره۶۰ به من یک چیز خیلی قشنگ یاد داد، یک نگاه تازه به مفهوم دانایی. آنجا فهمیدم که دانایی واقعی آن است که در زندگی به کارمان بیاید. بسیاری از ما صدها کتاب خواندیم، کلاسهای زیادی رفتیم، ولی وقتی در کوچه پس کوچههای زندگی گیر میکنیم، هیچکدام به درد ما نمیخورد؛ چون دانایی واقعی، موقع تصمیمگیری دست ما را میگیرد و راه درست را به ما نشان میدهد. در کنگره۶۰ به ما یاد دادند که دانایی؛ یعنی بدانی ضعفهایت کجاست؟ برای همان ضعف یک راه عملی پیدا کنی. نه اینکه بیایی از ضعفهایت حرف بزنی و بس، نه! باید بیایی و قدم برداری. در کنگره۶۰ انسان دانا در جلسات شرکت میکند، حرف میزند، راهنمایی میگیرد، قدم برمیدارد، زمین میخورد، بلند میشود و باز ادامه میدهد. اینجا، کسی دانا محسوب میشود که فرمان سفر را به خوبی درک کرده باشد. سفری از نمیتوانم تا میتوانم، از نمیدانم تا دانستم و به کار بستم. دانایی این راه، در گام کوچکی است که هر روز برای رهایی یک نفر برداشته میشود. در لبخندی که به امید روشنایی فردا بر لب مینشیند. در دستی که برای گرفتن دست دیگری، از آستین غرور بیرون میآید.
دانایی مؤثر در کنگره۶۰؛ یعنی درک این حقیقت که من امروز، حاصل من دیروز نیست، حاصل انتخاب امروز من است و این انتخاب، تنها با چراغ دانایی ممکن میشود. دانایی که از کلاس درس سختیها فارغالتحصیل شده و مدرک صبر و تغییر را گرفته است. کسی که این مسیر را پیموده، به عمق این سخن ساده اما ژرف پی برده که: دانایی؛ یعنی به تماشای توانایی خود نشستن و از تماشا، به تحول رسیدن؛ یعنی بدانی که چه میخواهی و برای آن، از چه چیزهایی باید گذشت. در کنگره ۶۰، دانایی مؤثر؛ یعنی گوش دادن به سیدیها؛ اما نه فقط گوش دادن، باید عمل کنیم و در زندگی پیاده کنیم؛ یعنی هر روز یک کار کوچک انجام بدهیم که دیروز انجام نمیدادیم. دانایی مؤثر؛ یعنی هر روز از تجربههای خود و دیگران، یک چیز یاد بگیریم و آن را در زندگی به کار ببندیم. دانایی مؤثر؛ یعنی حرفهایی که در جلسات میزنیم در رفتار ما هم دیده شود و اگر به مشکل برخوردیم برای حل آن بکوشیم نه اینکه از آن فرار کنیم. دانایی، یک چیز ساده است، اینجا به ما یاد دادند که دانایی، یک چیز لوکس و فانتزی نیست، اینکه بدانیم چکار باید بکنیم و بعد، همان کار را انجام بدهیم و زیبایی قضیه این است که این دانایی، هر روز با ما بزرگتر میشود. هر کاری که انجام میدهیم، به ما یک دانایی تازه میدهد. هر اشتباهی که میکنیم، به ما یک درس تازه میدهد به شرطی که از آن عبور کنیم.
به نظر من ما در کنگره۶۰ یک مسیر سهگانه را یاد میگیریم که خیلی ساده و زیبا است. باید بدانیم، توانا شویم، رها شویم؛ یعنی اول باید بدانیم مشکل کجاست، بعد باید توانایی حل آن را در خود ایجاد کنیم، و در آخر به آرامش و رهایی برسیم که همه دنبال آن هستیم. این مسیر، هیچوقت تمام نمیشود؛ چون همیشه یک چیز تازه برای آموختن و یک قدم تازه برای برداشتن در آن وجود دارد. کنگره ۶۰، مدرسهای نیست که دیوارهایش از آجر و سیمان باشد، دیوارهایش از همت است و سقفش از آسمان باور. دانش این مکتب، دانش چگونه زیستن است، نه در حباب خیال، بلکه در کویر واقعیت. دانایی مؤثر، همان نسیمی است که بذر امید را در دل خاکزدهی آدمی، به بار مینشاند و از دل تاریکترین شبها، سپیدهای میدمد. پس ای رهگذر طریق دانایی، بدان که در این محفل، علم، آن نیست که در سینه نهی، که آن را بر گامهای استوار خویش جاری سازی، تا هر گام، گواهی باشد بر این که: دانستم، توانستم و رها شدم.
نویسنده: همسفر منصوره رهجوی راهنما همسفر ملیحه (لژیون جونز)
رابط خبری: همسفر زینب
ارسال: راهنمای تازهواردین همسفر زهرا رهجوی راهنما همسفر مهتاب (نگهبان سایت)
نمایندگی همسفران خمین
- تعداد بازدید از این مطلب :
18