همسفر لیلا:
آقای مهندس دانایی را به دو بخش دانایی عام و دانایی خاص تقسیم میکنند.دانایی خاص یعنی اینکه انسان در یک زمینه مشخص به تخصص و مهارت برسد مثل پزشک متخصص یا مهندس و یا هر تخصص دیگری.
اما دانایی عام برای من مفهوم عمیقتری دارد و آن یعنی یاد بگیرم درست زندگی کنم و بتوانم در ارتباط با دیگران رفتار درستی داشته باشم و در شرایط مختلف زندگی تصمیم درست بگیرم.استاد امین درباره مثلث دانایی صحبت زیبایی دارند که سه ضلع آن تفکر تجربه و آموزش است وبه نظر من این سه ضلع باید در کنار هم و به صورت متعادل رشد کنند.
من قبل از ورود به کنگره همیشه فکر میکردم خیلی باسواد و خیلی دانا هستم.در رشته تحصیلی خودم و در ورزش همیشه تلاش میکردم بهترین باشم و همیشه سعی میکردم دانش و مهارت بیشتری به دست بیاورم.
در زندگی حرفهای مسافرم هم خیلی تلاش کردم که به او کمک کنم تا در ورزش پیشرفت کند و خودش را نشان بدهد و خدا را شکر به مرحله تیم ملی هم رسید.اما امروز که به گذشته نگاه میکنم میبینم که من در بعضی زمینهها دانش زیادی داشتم ولی دانش درست زندگی کردن را به اندازه کافی نداشتم.
تمام تمرکزم روی موفقیت ورزشی مسافرم بود و فکر میکردم وقتی در محیط ورزش باشد همه چیز خوب پیش میرود و مشکلی برایش به وجود نمیآید.اما غافل از اینکه زندگی فقط یک بُعد ندارد.در قسمتهای دیگر زندگی مسافرم توجه کافی نداشتم و درست همان جایی که فکر میکردم نقطه قوت اوست مشکلات زیادی به وجود آمد و مسافرم وارد تاریکیهای زیادی شد.
این اتفاق برای من یک آموزش بسیار بزرگ بود.فهمیدم که ممکن است انسان در یک زمینه متخصص و باسواد باشد ولی در قسمتهای دیگر زندگی هنوز دانایی لازم را نداشته باشد.کنگره به من یاد داد که دانایی فقط اطلاعات داشتن نیست.دانایی زمانی ارزشمند میشود که بتوانم آن را در زندگی به کار ببرم.
به نظر من انسان برای رشد کردن باید مثل پرندهای باشد که دو بال دارد و این دو بال باید متعادل رشد کنند.اگر یک بال قوی باشد و بال دیگر ضعیف بماند پرنده نمیتواند درست حرکت کند و ممکن است فقط به دور خودش بچرخد.
در مقابل مثلث دانایی مثلث جهالت قرار دارد که اضلاع آن ترس منیت و ناامیدی است.
ترس میتواند جلوی حرکت ما را بگیرد.هر کدام از این اضلاع میتواند مانع رشد ما شود.منیت باعث میشود فکر کنیم همه چیز را میدانیم و نیازی به آموزش نداریم.ناامیدی هم باعث میشود حتی اگر راه درست را پیدا کرده باشیم ادامه ندهیم.
من خودم امروز بهتر میفهمم که خیلی وقتها فکر میکردم دانا هستم چون اطلاعات و موفقیت داشتم ولی در واقع هنوز در بعضی قسمتهای زندگی نیاز به آموزش داشتم.
کنگره به من یاد داد که آموزش باید از ذهن وارد زندگی شود و در رفتار و عملکرد من خودش را نشان بدهد.اگر میدانم صبر کردن درست است باید بتوانم در شرایط سخت صبر کنم.
اگر میدانم کنترل کردن دیگران درست نیست باید بتوانم کنترل کردن را کنار بگذارم.
اگر میدانم باید به دیگران احترام بگذارم باید این احترام در رفتار من دیده شود.
این یعنی دانایی مؤثر.
یعنی تبدیل دانستن به عمل.
امروز برای من دانایی یک مقصد نیست بلکه یک مسیر است.
مسیر آموزش گرفتن تفکر کردن تجربه کردن و تبدیل آموختهها به عمل.امیدوارم بتوانم همیشه در این مسیر حرکت کنم و هر روز بیشتر یاد بگیرم که چگونه درست زندگی کنم و دانایی خودم را به دانایی مؤثر تبدیل کنم.
رابط خبری :همسفر اکرم رهجوی راهنما همسفر بهاره (لژیون چهارم)
ارسال:همسفر فاطمه رهجوی راهنما همسفر بهاره (لژیون چهارم)
همسفران کنگره۶۰ نمایندگی امیرکبیر تهران
- تعداد بازدید از این مطلب :
58