سلام دوستان مرضیه هستم همسفر
مشارکت راجعبه دانایی، دانایی مؤثر و سواد است. دانایی بر اساس تفکر، تجربه و دیدگاه ما پایهریزی میشود؛ به عبارتی؛ وقتی در زندگی با مشکلات و چندراهیها مواجه میشویم، بتوانیم درستترین راه را انتخاب کنیم. هر سه این مؤلفهها باید در اندازهای باشند که بتوانیم آنها را به مرحله عمل و کاربردی تبدیل کنیم؛ آنگاه است که این باورها ارزشمند میشوند. در غیراینصورت، دانستن چه فرقی با ندانستن دارد؟ دانایی ربطی به میزان سواد و تحصیلات عالیه ندارد و انسان بیسواد لزوماً انسان نادانی نیست بلکه دانایی به تفکر، تجربه و دید ما بستگی دارد و به این که چگونه بتوانیم این سه را در زندگی به کار ببریم.
دانایی نیاز به فریاد زدن ندارد، زیرا به خوبی قابل تشخیص است، بهشرط آنکه برای تفاخر نباشد. در کنگره۶۰، نیز به همین شکل است؛ با آموزشی که در مسیر به ما داده میشود، در نهایت با رهایی از اعتیاد، داشتن عمل سالم، دانایی و تعادل به آرامش خواهیم رسید. با عنایت خداوند، امیدواریم که روزهایمان تکراری نباشد و از یکنواختی و رکود دور بمانیم تا دچار ضرر نشویم. به امید روزی که همه به تعادل برسند و جهانبینی پاک حاکم شود.

سلام دوستان نوشین هستم همسفر
اگر بخواهیم دانایی را تعریف کنیم، یعنی تشخیص ماهیت خواستهها در هر شکل و لباسی. یعنی به آن قدرت تشخیص برسیم که بدانیم خواستههای معقول و نامعقول نفس چیست. انسان دانا کسی است که پیش از پرداختن به خواستهها، آنها را بررسی و تحلیل کند. دانایی مثلثی است از سه ضلع: تفکر، آموزش و تجربه. اضلاع این مثلث باید به یک اندازه باشند، نه بیشتر و نه کمتر، باید تمام اضلاع به یک اندازه رشد کنند. اگر یکی از اضلاع بیشتر رشد کند، به دانایی مؤثر دست نمییابیم. در مثلث دانایی، تفکر یعنی حرکت از مجهول به معلوم یا از یک مبدأ به مبدأ دیگر. تجربه نیز رویدادی است که با تمام وجود یا بخشی از وجودمان حسش میکنیم؛ پس در تجربه، حس نقشی کلیدی دارد.
آموزش در اینجا به این معنا است که شخصی پیشتر مسیری را رفته و در آن زمینه به دانایی رسیده، یعنی با مسیر راه آشنا شده است؛ مانند راهنمایان کنگره۶۰، که خودشان مسیر را رفتهاند، آموزش دیدهاند و در زمینه درمان اعتیاد تجربه کسب کردهاند. حالا ما آن تجربیات را به مرحله عمل درمیآوریم و با عمل به آنها، دانایی را به دانایی مؤثر تبدیل میکنیم؛ یعنی با تشخیص عمل سالم از عمل ناسالم، آن را به دانایی مؤثر بدل میسازیم. الزاماً هر انسان باسوادی انسان دانایی نیست؛ سواد به اطلاعات و آموختههای ما مربوط میشود و چه بسا انسانهایی که از سواد بالایی برخوردار نیستند، اما از دانایی زیادی برخوردارند. پس دانایی واقعی با تفکر، تجربه و آموزش به دست میآید و همین باعث میشود انتخاب بهتری داشته باشیم.

سلام دوستان توران هستم همسفر
در مورد دستور جلسه دانایی، دانایی مؤثر و سواد باید گفت: برای رسیدن به یک زندگی آرام و باکیفیت، به سه رکن نیاز داریم: «تفکر، یادگیری و تجربه». دانش به تنهایی کافی نیست و اگر این سه را به مرحله عمل در نیاوریم، دانایی واقعی حاصل نمیشود. وظیفه ما این است که «دانایی» را به «دانایی مؤثر» تبدیل کنیم؛ یعنی دانش را در رفتار و عمل خود جاری سازیم. فراموش نکنیم که دانایی، محصول سواد تحصیلی نیست بلکه بسیاری هستند که سواد چندانی ندارند، اما با دانایی عمیقی زندگی میکنند و هدف ما این است که از همین گروه و کسانی باشیم که دانستههایشان در عمل و رفتارشان نمایان میشود و این همان معنای واقعی دانایی مؤثر است.
رابط خبری: همسفر فاطمه رهجوی راهنما همسفر اعظم (لژیون سوم)
عکاس: همسفر نازیلا رهجوی راهنما همسفر سکینه (لژیون دوم)
ویراستار و ارسال: همسفر زهرا رهجوی راهنما همسفر سکینه (لژیون دوم) نگهبان سایت
همسفران نمایندگی وحید
- تعداد بازدید از این مطلب :
131