میزان دانایی به سواد نیست، تمدن نیست، مانند انسان بودن به لباس پوشیدن نیست؛ بایستی انسانی اندیشید.
باسواد بودن، امروزی بودن، باکلاس بودن، نشانههای دانایی نیست؛ بلکه دانایی به تفکر و تجربه ماست. ما امکان دارد در طول روز سر دوراهی یا چند راهی قرار بگیریم و اینکه کدام راه را انتخاب میکنیم نشانه دانایی ماست. همه ما دانایی خیلی از کارها را داریم؛ ولی اینکه بتوانیم زمانی که در موقعیت قرار میگیریم دانایی خود را به دانایی موثر تبدیل کنیم مهم است.
دانایی؛ به معنای یادگیری قوانین و چگونه زیستن است، دانایی ما با تصمیمهای درستی که در زندگی میگیریم نشان داده میشود و یا اینکه در آزمایشهای الهی چگونه مورد قبول قرار میگیریم.
در مثلث دانایی که اضلاع آن تفکر، تجربه و آموزش میباشد به خوبی بیان شده زمانی دانایی ما به دانایی موثر تبدیل میشود، که همه اضلاع آن برابر باشد؛ یعنی به یک اندازه رشد کرده باشد؛ مثلاً تجربه زیاد باشد و تفکر کم و یا آموزش کافی نباشد مثل این است که من بسیاری از کارهایم را بدون تفکر انجام بدهم و تجربه زیادی داشته باشد نتیجه خوبی به دست نمیآید و فقط وقت و نیروی خود را از دست دادهام.
در مقابل مثلث دانایی، مثلث جهالت قرار دارد که از اضلاعی آن ترس، ناامیدی و منیت است که اضلاع مثلث جهالت مانع رشد تفکر، تجربه و آموزش میشود. ما میتوانیم با آموزشهایی که از کنگره دریافت میکنیم مثلث دانایی خود را تقویت کنیم و مانع رشد مثلث جهالت شویم.
سواد یکی از ابزارهای دانستن است؛ اما کافی نیست. بسیاری از افراد سواد بالایی دارند؛ اما آنان آرامش کافی و تعادل لازم را ندارند، سواد مهارت خواندن ،نوشتن و کسب مدرک نیست کسی با سواد اطلاق میگیرد، که بتواند از دانش و سواد خودش در مسیر درست استفاده کند و در تمامی ابعاد علمی، عقلی، اجتماعی و عاطفی اندیشهی سازندهای داشته باشد و به مرحله انجام و عمل تزکیه و پالایش رسیده باشد و تحصیلات دیگران را رشد داده باشد در اینجاست که میتوان او را با سواد خواند.
انسان دانا انسانی است که خواستههایش را با تفکر و تعقل انتخاب کند و به مرحله اجرا بگذارد از آنجایی که دانایی نگهبانان قلعه عقل هستند، به مانند یک فیلتر عمل میکنند و اجازه ورود خواستههای نامعقول نفس به قلعه عقل را نمیدهند؛ اما اگر میزان دانایی کم باشد در تشخیص ماهیت خواستهها دچار اشتباه میشود و این امر همان نادانی است؛ چون نفس خواستههای نامعقول و نادرست خود را به بهترین شکل در ذهن تصویرسازی میکند، در اینجا اگر دانایی ضعیف باشد نمیتواند تشخیص دهد، که این خواسته نامعقول است و نتیجه آن یک فرمان نادرست، از طرف عقل است.
زمانی که مثلث دانایی ما متساوی الاضلاع باشد و هر سه ضلع دانایی در حد مطلوب و یکسان رشد کرده باشد، ما می توانیم به دانستههای خود عمل کنیم و این می شود دانایی موثر.امیدوارم با آموزش های که از کنگره میگیرم با کاربردی کردن آنها بتوانم مثلث دانایی خود را تقویت کنم و دانایی را به دانایی موثر تبدیل کنم.
نویسنده: همسفر فاطمه رهجوی راهنما همسفر نرگس (لژیون پنجم)
رابط خبری: همسفر زهرا رهجوی راهنما همسفر نرگس(لژیون پنجم)
ویرایش و ارسال: همسفر پریسا رهجوی راهنما همسفر زینب (لژیون سوم) دبیر سایت
همسفران نمایندگی زاگرس
- تعداد بازدید از این مطلب :
53