English Version
This Site Is Available In English

دانایی یعنی دانستن، دانایی مؤثر یعنی توانستن

دانایی یعنی دانستن، دانایی مؤثر یعنی توانستن

هشتمین جلسه از دوره چهل و نهم کارگاه‌های آموزشی عمومی کنگره ۶۰ نمایندگی شعبه حر به استادی راهنمای محترم مسافر مرتضی، نگهبانی مسافر سعید و دبیری مسافر مصطفی با دستور جلسه دانایی، دانایی موثر و سواد در تاریخ هفتم شریور ماه ۱۴۰۵ راس ساعت هفده آغاز به کار نمود.

خلاصه سخنان استاد:

سلام دوستان، مرتضی هستم یک مسافر خدا را شکر می‌کنم که در کنگره هستم و آموزش‌ها را یکی‌یکی سپری می‌کنم. خودم را همچنان یک مسافر و جویای آموزش می‌دانم. به نظر من تا زمانی که خودمان را نیازمند آموزش بدانیم، می‌توانیم حرکت کنیم و پیش برویم. در مورد دانایی و دانایی مؤثر، آقای مهندس خیلی زیبا تفاوت این دو را برای ما توضیح داده‌اند. دانایی یعنی دانستن و دانایی مؤثر یعنی توانستن. ممکن است من خیلی چیزها را بدانم، اما زمانی که در موقعیت واقعی قرار می‌گیرم، نتوانم دانسته‌هایم را اجرا کنم. من می‌دانم اعتیاد بد است، دروغ بد است، غیبت، حسادت و دزدی بد است. خیلی از ما این مسائل را می‌دانیم و آموزش‌های زیادی هم گرفته‌ایم. اما سؤال اینجاست که وقتی زمان انتخاب می‌رسد چه می‌کنیم؟ آیا می‌توانیم درست را از غلط تشخیص بدهیم و انتخاب درست داشته باشیم؟ مثلاً ممکن است بدانم غیبت کار درستی نیست، اما وقتی کنار چند نفر می‌نشینم و صحبت از شخص دیگری می‌شود، آیا می‌توانم جلوی خودم را بگیرم؟ اگر توانستم، یعنی دانسته من تبدیل به دانایی مؤثر شده است. در درمان اعتیاد هم همین‌طور است. ممکن است آموزش‌های زیادی بگیرم و بدانم راه درست چیست، اما زمانی که در یک موقعیت سخت قرار می‌گیرم، آن لحظه است که مشخص می‌شود واقعاً چقدر توانسته‌ام آموزش‌ها را به عمل تبدیل کنم در کنگره خیلی «بتوانم» داریم. بتوانم سفرم را درست انجام بدهم، بتوانم خوابم را تنظیم کنم، بتوانم ورزش کنم، بتوانم به قوانین احترام بگذارم، بتوانم در خانه آرامش ایجاد کنم، بتوانم خشمم را کنترل کنم و بتوانم در لحظه‌ای که شرایط سخت می‌شود، انتخاب درست داشته باشم.

به نظر من کنگره بهترین جای آزمون و خطاست. ما اینجا آمده‌ایم که بدون هزینه، آموزش بگیریم و خودمان را آزمایش کنیم. وقتی مرزبان به من تذکر می‌دهد، وقتی راهنما حرفی می‌زند که شاید باب میل من نباشد، وقتی مجبور می‌شوم کاری را انجام بدهم که دوست ندارم، همان لحظه‌ها زمان آموزش گرفتن من است.
حتی اگر در کنگره اشتباه کنم، می‌توانم از همان اشتباه آموزش بگیرم. مدتی قبل در یک بازی دوستانه، اتفاقی افتاد که برای من تبدیل به یک آموزش بزرگ شد. دیدم حتی کسی که سال‌ها در کنگره حضور داشته و جایگاه راهنمایی دارد، ممکن است در یک لحظه تحت تأثیر شرایط قرار بگیرد. این برای من یک سؤال ایجاد کرد: اگر من در آن شرایط بودم چه می‌کردم؟ اگر طرف مقابل اشتباه می‌کرد، آیا من هم عصبانی می‌شدم؟ آیا می‌توانستم شرایط را مدیریت کنم؟
همان‌جا متوجه شدم که دانایی مؤثر فقط با دانستن به دست نمی‌آید؛ باید در شرایط واقعی بتوانم آموزش‌هایم را اجرا کنم. بنابراین اگر منِ مرتضی اشتباه می‌کنم، نباید اشتباه خودم را به پای کنگره بگذارم. کنگره آموزش درست را در اختیار من قرار داده است. این من هستم که باید آموزش‌ها را بگیرم، در زندگی اجرا کنم و دانایی خودم را به دانایی مؤثر تبدیل کنم. به مسافر سفر اولی می‌گویم خیلی چیزها در اختیار خودت است. به مسافر سفر دوم و همین‌طور به همسفر عزیز هم همین‌طور. آرامشی که می‌تواند در یک خانواده به وجود بیاید، نتیجه عملکرد خود ماست. اگر من آموزش گرفته‌ام، باید بتوانم آن را در خانه، در محل کار و در جامعه به کار ببرم. در پایان می‌خواهم درباره راهب هم بگویم که واقعاً از ته دل برایش خوشحالم و به او افتخار می‌کنم. به نظر من بهترین روز یک راهنما فقط روز تولد رهجو نیست؛ بهترین روز زمانی است که می‌بیند رهجویش آموزش‌ها را گرفته و توانسته زندگی‌اش را به شکل درست ادامه بدهد و به آرامش برسد. راهِب با حال بسیار بدی وارد کنگره شد. قبل از آن در انجمن دیگری سال‌ها پاکی داشت، اما خودش می‌گفت با وجود آن سال‌ها آرامش نداشته و حال خوبی را تجربه نمی‌کرده است. وقتی با کنگره آشنا شد، یک جمله مهم گفت: «اگر هرچه کنگره بگوید انجام بدهم، پایه‌اش هستم.»
و واقعاً هم در سفرش گوش‌به‌فرمان بود. شاید سواد زیادی نداشت، اما سی‌دی‌ها را می‌نوشت، آموزش‌ها را دنبال می‌کرد و چیزی را که یاد می‌گرفت، در عمل انجام می‌داد.
برای من این یعنی تبدیل دانایی به دانایی مؤثر؛ یعنی فقط ندانیم، بلکه بتوانیم. در پایان از خداوند می‌خواهم کمکمان کند که آموزش‌های کنگره فقط در ذهن ما باقی نماند و بتوانیم آن‌ها را در زندگی اجرا کنیم؛ چون ارزش واقعی آموزش زمانی مشخص می‌شود که در سخت‌ترین لحظه‌ها بتوانیم انتخاب درست داشته باشیم. سپاسگزارم که به صحبت‌هایم گوش دادید.

 

خلاصه سخنان راهنمای همسفر:

سلام دوستان، خدیجه هستم همسفر.خدا را شکر می‌کنم که امروز به واسطه جشن این خانواده عزیز، خانم مینا و مسافر راهب، در اینجا حضور داریم و این روز زیبا را جشن می‌گیریم.به نظر من این جشن‌ها یک پیام خیلی مهم برای سفر اولی‌ها دارد؛ اینکه ما هم روزی مثل شما بودیم. اگر امروز حالمان خوب است و در جایگاه دیگری قرار داریم، نتیجه زحمات، تلاش و حرکت خودمان در مسیر درمان بوده است. بنابراین هر سفر اولی هم می‌تواند با ادامه مسیر و به‌کارگیری آموزش‌ها، فردا حال امروز این عزیزان را تجربه کند.امیدوارم به برکت این تولد و این دستور جلسه، بتوانیم آموزش‌های کنگره را فقط در حد دانستن نگه نداریم، بلکه در تمام ابعاد زندگی‌مان کاربردی کنیم و به مرحله عمل برسانیم.در پایان از مسافر عزیزم و تمام مسافرانی که با تمام وجود همسفران خود را یاری و حمایت می‌کنند تا بتوانند در کنگره خدمتگزار باشند، تشکر می‌کنم.ممنون که به مشارکت من گوش دادید.

خلاصه سخنان همسفر:

سلام دوستان، مینا هستم همسفر.خدا را هزاران بار شکر می‌کنم که از دل تاریکی‌های زندگی، چنین روز زیبایی را برای ما رقم زد. از آقای مهندس تشکر می‌کنم بابت روش DST؛ روشی که فقط برای درمان اعتیاد نیست، بلکه به ما یاد می‌دهد بسیاری از مشکلات زندگی را هم با آموزش و حرکت درست حل کنیم.خدا را شکر می‌کنم که کنگره و آموزش‌هایش را در مسیر زندگی ما قرار داد. از راهنماهای عزیزم، خانم زهرا خدابخشی و خانم خدیجه عزیز، و همچنین راهنمای مسافرم، آقا مرتضی نوروزی، که برای ما بسیار زحمت کشیدند، تشکر می‌کنم.این روز زیبا را به مسافرم تبریک می‌گویم و از تمام خدمتگزاران کنگره سپاسگزارم.ممنون که به مشارکت من گوش دادید.

تایپ : مسافر علی 

عکس : مسافر مهدی 

بارگزاری : مسافر بهروز

مرزبان خبری : مسافر حامد 

مرزبان کشیک : مسافر بهروز

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .