دانایی فقط به معنای دانستن نیست؛ گاهی ممکن است انسان اطلاعات زیادی داشته باشد؛ اما در لحظهای که باید تصمیم بگیرد و عمل کند، نتواند از دانستههای خود استفاده کند. آنچه دانایی را ارزشمند میکند، زمانی است که تفکر، تجربه و آموزش در کنار یکدیگر قرار بگیرند و آموختههای ما از مرحله دانستن به مرحله عمل برسند. در کنگره۶۰ میآموزیم که رشد انسان تنها با افزایش اطلاعات اتفاق نمیافتد؛ بلکه باید بتوانیم آموزشها را در زندگی تجربه کنیم، از تجربه دیگران بهره بگیریم و با تفکر درست، آنها را به کار ببندیم. در این مسیر، دانایی مؤثر زمانی شکل میگیرد که آگاهی ما بتواند در رفتار، انتخابها و زندگیمان اثر واقعی بگذارد.
همسفر آسیه و مسافرشان با آنتیاکس مصرفی شیره و تریاک وارد کنگره شدند. به مدت ۱۰ ماه و ۸ روز، با متد DST و داروی OT، به راهنمایی مسافر پژمان و همسفر مهتاج سفر کردند. اکنون با لطف خداوند و دستان پرمهر آقای مهندس، ۳ سال و ۳ ماه و ۱۸ روز است که آزاد و رها هستند. ورزش ایشان دارت و ورزش مسافرشان فوتبال است. ایشان در جایگاههای دبیری کارگاه، نگهبانی و دبیری لژیون سردار، خدمت مرزبانی و همچنین در سایت و آبدارخانه خدمت کردهاند.
اینک در مورد دستورجلسه «دانایی و دانایی مؤثر» گفتوگویی با ایشان ترتیب دادهایم که توجه شما را به آن جلب میکنیم.
.jpg)
از نگاه شما، دانایی چیست و چه تفاوتی با سواد و اطلاعات دارد؟
ما در کنگره مثلث دانایی را آموزش گرفتهایم که اضلاع آن عبارتاند از: تفکر، تجربه و آموزش. زمانی یک انسان دانا است که این سه ضلع را در کنار یکدیگر رشد دهد تا دانایی او به دانایی مؤثر تبدیل شود و بتواند در زندگی خود و حتی بر دیگران تأثیرگذار باشد. اگر انسان فقط سواد و اطلاعات خود را افزایش دهد، تعادل در این مثلث از بین میرود و مشکلاتی بهوجود میآید. آقای مهندس میفرمایند که ما زمان زیادی در این دنیا نداریم که بخواهیم همهچیز را شخصاً تجربه کنیم؛ بنابراین باید از تجربه افراد دانا نیز استفاده کنیم.
دانایی چگونه شکل میگیرد و چه عواملی میتوانند در رشد و افزایش دانایی انسان مؤثر باشند؟
دانایی ابتدا با تفکر درست در همه کارها، عمل کردن به دانستهها، آموزش گرفتن و استفاده از تجربه دیگران شکل میگیرد؛ به شرط آنکه تمام این موارد در کنار یکدیگر و به موازات هم پیش بروند. این موضوع را میتوان به مادری تشبیه کرد که پا به پای فرزند کوچک خود قدم برمیدارد تا او راه رفتن را بیاموزد.
در کنگره۶۰ چگونه میتوان دانایی را از مرحله دانستن به دانایی مؤثر و کاربردی در زندگی تبدیل کرد؟
تمام کارها در کنگره۶۰ با تکرار و تمرین قوت میگیرد. اگر ما در زندگی یاد بگیریم که تفکر درست داشته باشیم، خودبهخود بخش زیادی از مشکلاتمان حل خواهد شد؛ زیرا بسیاری از مشکلات ما در اثر تفکر اشتباه به وجود میآیند. پس از آن میتوانیم آموزش صحیح بگیریم، در مواقع لازم از تجربه افراد باتجربه استفاده کنیم و تلاش کنیم از قوه حرف به قوه عمل برسیم. زمانیکه بتوانیم آموختههای خود را در زندگی به کار ببندیم، میتوانیم به دانایی مؤثر نزدیک شویم.
حس چه نقشی در مسیر رسیدن به دانایی دارد و حسهای منفی مانند ترس، ناامیدی و منیت چگونه میتوانند مانع رشد دانایی شوند؟
مهمترین قسمت زندگی انسان، حس است. اگر حس درست نباشد، ادامه دادن مسیر زندگی به شکل صحیح امکانپذیر نیست. همه ما همسفران در ابتدا نسبت به مسافران خود حس خوبی نداشتیم و حتی احساس نفرت میکردیم؛ اما امروز این حس منفی به عشق تبدیل شده است، زیرا آموزش گرفتیم و آموختیم که مصرفکننده مواد، انسانی بیمار و قابل درمان است. مواردی که به آنها اشاره شد، از اضلاع مثلث جهالت هستند. با رشد هرکدام از این اضلاع، دانایی انسان کاهش پیدا میکند و فرد به انسانی جاهل تبدیل میشود و دیگر نمیتواند بهدرستی آموزشپذیر باشد.

به نظر شما، آموزش و تجربه چه نقشی در تبدیل دانایی به دانایی مؤثر دارند و ارتباط میان این دو را چگونه میبینید؟
برای اینکه به انسانی دانا تبدیل شویم، باید اطلاعات و آگاهی خود را افزایش دهیم و آموزش بگیریم. میدانیم که در سکون، زایشی وجود ندارد؛ بنابراین در کنار آموزش باید تجربه نیز کسب کنیم تا زمانیکه با مشکلی مواجه میشویم، بتوانیم آن را حل کنیم. آموزش و تجربه رابطه مستقیمی با یکدیگر دارند و برای عملی کردن آموزشهایی که کسب کردهایم، لازم است تجربه را نیز به کار بگیریم.
اگر بخواهید یک پیام مهم از دستورجلسه «دانایی و دانایی مؤثر» به اعضای کنگره، بهویژه تازهواردین، منتقل کنید، چه میگویید؟
پیام من این است که بسیاری از همسفران به دلیل مشکلاتی که در اثر مصرف مواد مسافرشان در زندگی داشتند، به انسانهایی پژمرده تبدیل شده بودند و برای حل مشکلاتشان از همه کمک میخواستند، بهجز خودشان، در آن زمان، ترس، منیت و ناامیدی را در خودمان رشد داده بودیم. به واسطه ترس، تفکرمان ضعیف شده بود و همیشه اضطراب داشتیم. از طرفی ناامید بودیم و از تجربه دیگران استفاده نمیکردیم. به دلیل منیت نیز آموزش را کنار گذاشته بودیم و دوست نداشتیم بگوییم؛ «نمیدانم.» یا «بلد نیستم.» کنگره به ما آموخت که با آموزش، تفکر و استفاده از تجربه دیگران، میتوانیم از این شرایط خارج شویم و دانایی خود را به دانایی مؤثر تبدیل کنیم.
در مورد واژههای زیر، احساس و نظر شما چیست؟
دانایی: پایه یک زندگی درست
دانایی مؤثر: رسیدن به قوه عقل
کنگره۶۰: بهترین جای دنیا
کلام آخر:
از آقای مهندس و خانواده محترمشان کمال قدردانی و تشکر را دارم و همچنین از تمام راهنمایان کنگره۶۰ که با عشق خدمت میکنند، بهخصوص راهنمای خودم همسفر مهتاج، سپاسگزارم. از خداوند میخواهم تمام انسانهای دردمند اعتیاد را نجات دهد و با جهانی شدن کنگره۶۰، حتی یک نفر هم در بند اعتیاد نباشد.
سپاسگزارم از اینکه فرصت خود را در اختیار ما گذاشتید.
طراح سوال: راهنما همسفر فاطمه
مصاحبهکننده: همسفر زهرا رهجوی راهنما همسفر مهتاج (لژیون اول)
عکاس: راهنمای تازهواردین همسفر اعظم
ارسال: راهنمای تازهواردین همسفراکرم نگهبان سایت
همسفران نمایندگی اردستان
- تعداد بازدید از این مطلب :
92