انسان در طول زندگی، دائماً در حال آموزش و یادگیری است؛ اما آیا هر چیزی که میدانیم، باعث تغییر ما میشود؟ ممکن است فردی اطلاعات زیادی داشته باشد و حتی از تحصیلات بالایی برخوردار باشد اما در زمان تصمیمگیری نتواند از دانستههای خود استفاده کند؛ بنابراین میان دانستن و عملکردن فاصلهای وجود دارد. مسئله فقط افزایش اطلاعات نیست؛ بلکه مهم این است که آموزش چگونه در زندگی انسان اثر بگذارد و باعث تغییر شود.
سواد را معمولاً با خواندن، نوشتن و مدرک تحصیلی میشناسیم؛ اما سواد، بهتنهایی به معنای دانایی نیست. ممکن است فردی تحصیلات زیادی داشته باشد، اما نتواند خشم خود را کنترل کند، مسئولیت اشتباهاتش را بپذیرد یا تصمیم درستی بگیرد؛ بنابراین میتوانیم بگوییم سواد میتواند ابزار یادگیری باشد، اما دانایی، نتیجهٔ درست استفادهکردن از آموختههاست. اما دانایی فقط جمعآوری اطلاعات نیست؛ بلکه قدرت تشخیص و انتخاب است.
انسان در زندگی دائماً با انتخاب روبهروست؛ اینکه چه چیزی را انجام دهد، چه چیزی را انجام ندهد و در شرایط مختلف چگونه رفتار کند. ممکن است کسی بداند یک کار اشتباه است، اما باز هم آن را انجام دهد. این نشان میدهد که «دانستن» هنوز به مرحلهٔ عمل نرسیده است.
در آموزشهای جهانبینی، دانایی دارای مراتب است و از علمالیقین به عینالیقین و سپس حقالیقین حرکت میکند؛ یعنی شناخت میتواند از شنیدن و دانستن، به دیدن و در نهایت به تجربه و عمل برسد.
دانایی مؤثر زمانی شکل میگیرد که آموزش وارد زندگی شود. اگر دربارهٔ صبر آموزش دیدهام، باید بتوانم در یک شرایط سخت صبر کنم. اگر دربارهٔ مسئولیتپذیری آموختهام، باید بتوانم اشتباه خودم را بپذیرم. اگر دربارهٔ نظم آموزش دیدهام، باید بتوانم آن را در زندگی اجرا کنم. پس دانایی مؤثر، یعنی داناییای که در رفتار انسان دیده میشود.
در جهانبینی، تفکر، آموزش و تجربه از پایههای مهم رشد دانایی هستند. آموزش به ما آگاهی میدهد، تفکر باعث فهم و تحلیل آن میشود و تجربه، آموختهها را وارد زندگی میکند. در کتاب عبور از منطقه ۶۰ درجه زیر صفر، تغییر انسان یک حرکت تدریجی و مرحلهبهمرحله است. انسان برای رسیدن به مقصد، فقط به دانستن مسیر نیاز ندارد؛ بلکه باید حرکت کند. از این منظر، آموزش زمانی ارزش واقعی پیدا میکند که انسان بتواند آن را در مسیر زندگی خود به کار گیرد.
در چهارده مقاله نیز اهمیت تجربه و عمل بسیار پررنگ است. تجربههای شکلگرفته در مسیر فعالیت کنگره نشان میدهد که یک اندیشه، زمانی ارزشمندتر میشود که بتواند در میدان واقعی زندگی و درمان به کار گرفته شود. این همان پیوند میان آموزش، تجربه و دانایی مؤثر است.
بنابراین، سؤال اصلی شاید این نباشد که چقدر میدانم؟ بلکه باید از خویش سؤال کنم از چیزهایی که میدانم، تا چه اندازه در زندگی خودم اجرا میکنم؟ زیرا ارزش دانایی زمانی مشخص میشود که بتواند در انتخابها، رفتار و زندگی ما تغییر ایجاد کند.
منابع: کتاب عبور از منطقه ۶۰ درجه زیر صفر، کتاب چهارده مقاله، جزوهٔ جهانبینی ۱ و ۲، سایت کنگره ۶۰
نویسنده: راهنما همسفر الهام
ویرایش: همسفر پرستو رهجوی راهنما همسفر فاطمه (لژیون نهم) دبیر اول سایت
تنظیم و ارسال: همسفر شیوا رهجوی راهنما همسفر فاطمه (لژیون نهم) نگهبان سایت
همسفران نمایندگی زنجان
- تعداد بازدید از این مطلب :
105