English Version
This Site Is Available In English

دانایی یعنی کسب دانسته‌ها و اطلاعات از واقعیت‌ها

دانایی یعنی کسب دانسته‌ها و اطلاعات از واقعیت‌ها

رهجویان راهنما همسفر فریبا از لژیون دوم درباره دستور جلسه دانایی، دانایی مؤثر و سواد بیان کردند:

همسفر زهرا:

برای به دست آوردن دانایی باید تفکر کنم، آموزش بگیرم و تجربه کسب کنم. زمانی‌که بتوانم این دانایی را در زندگی خود اجرایی کنم، دانایی من تبدیل به دانایی مؤثر می‌شود. مثل این‌که می‌دانم، پرخوری بد است؛ ولی همچنان ادامه می‌دهم و این دانایی می‌شود؛ ولی زمانی‌که بتوانم جلوی پرخوری را بگیرم و دیگر انجام ندهم، دانایی را به دانایی مؤثر تبدیل کرده‌ام و این‌که دانایی مؤثر ربطی به سواد من ندارد.

همسفر افسانه:

میزان دانایی به هیچ وجه نمی‌تواند به سطح سواد، اعتبار خانوادگی یا پوشیدن لباس‌های آنچنانی ربط داشته باشد. گاهی انسان‌ها چون تفکرات خیلی خوبی دارند و آن تفکرات را به زبان می‌آورند و در صحبت کردن تبحر دارند، خود را دانا فرض می‌کنند. شاید هم این انسان‌ها به یک سطحی از دانایی رسیده باشند؛ ولی آن دانایی باید در حل مشکلات تأثیرگذار باشد؛ یعنی به دانایی مؤثر تبدیل شود. زمانی‌که انسان در برابر حل مسائل توانست خوب اندیشه کند و راه حل پیدا کند و از پس آن مسائل بر بیاید آن وقت می‌شود گفت که آن شخص، شخص دانایی است. برای اين‌که فردی به مرحله دانایی برسد؛ باید منیت خود را کنار بگذارد، آموزش کسب کند و آموزش‌ها را کاربردی کند. کاربردی کردن آموزش‌ها، کسب تجربه می‌شود؛ باید در مورد موضوع مورد نظر خوب فکر کنیم و از آن آموزش‌ها استفاده کنیم تا راه حل درست را پیدا کنیم. اگر فردی سه نکته تفکر، تجربه و آموزش را خوب فرا بگیرد، توان انجام سخت‌ترین مشکلات را خواهد داشت. آن وقت دانایی یک فرد تبدیل به دانایی مؤثر شده است.

همسفر فریده:

قبل از ورود به کنگره، کلماتی مانند دانایی و دانایی مؤثر برایم مفهومی نداشت و درک درستی از آن‌ها نداشتم؛ ولی با کلمه دانا آشنا بودم و خودم را نیز خیلی دانا می‌دانستم. فکر می‌کردم هیچ اشتباهی ندارم و همه کارهایم عاقلانه است؛ چون خیلی می‌دانم. خیلی وقت‌ها هم می‌دانستم کارم اشتباه است؛ ولی آن را انجام می‌دادم. مثلاً می‌دانستم غیبت بد است؛ اما در شرایط مناسب غیبت قرار می‌گرفتم، این عمل را انجام می‌دادم تا این‌که وارد کنگره شدم و با مفهوم واقعی کلمات آشنا شدم. متوجه شدم که نه تنها دانا نیستم؛ بلکه غرق در جهل و نادانی هستم. تفاوت دانایی با دانایی مؤثر را در کنگره متوجه شدم. من فریده گاهی از روی ناآگاهی عمل اشتباهی انجام می‌دهم؛ ولی گاهی اوقات می‌دانم کارم اشتباه است؛ ولی انجام می‌دهم. من باید بتوانم دانایی خود را کاربردی کنم. مثلاً وقتی می‌دانم غیبت یا دروغ یک کار ضدارزشی است اگر بتوانم آن‌ها را انجام ندهم به معنی این است که دانایی من به دانایی مؤثر تبدیل شده است.

همسفر طاهره:

دانایی یعنی کسب دانسته‌ها و اطلاعات از واقعیت‌ها، پذیرش آن‌ها و البته توانایی کاربردی کردن همان دانسته‌ها است. دانایی یعنی وقتی بر سر دوراهی قرار می‌گیری، راه درست را بتوانی پیدا کنی. هدف من از آمدن به کنگره این است که علم جهان‌بینی را بیاموزم. علم بایدها و نبایدها، علم شناخت ارزش‌ها و ضدارزش‌ها، علم خداشناسی و انسان شناسی، شناخت قوانین درست زندگی کردن و عمل کردن درست به آن‌ها و پی بردن به صور پنهان و صور آشکار انسان. دانستن هر آنچه را که نمی‌دانم تا بتوانم با کسب دانایی، تفکر و اندیشه‌های درست، خواسته‌های  معقولی داشته باشم تا بتوانم در مقابل مشکلات زندگی صبر و شکیبایی داشته باشم و راه حل درست و منطقی برای آن‌ها پیدا کنم. اگر من در کنگره دانش و علم درست زندگی کردن را بیاموزم؛ اما اعمال نکنم مانند این است که کوله باری از دانایی دارم؛ ولی دانایی مؤثر نیست. فقط بار سنگین را حمل می‌کنم و حول محور خود می‌چرخم و در رنج و مشقت زیاد دست و پا می‌زنم. سواد در کسب دانایی هیچ نقش ندارد. چه بسا انسان‌هایی هستند که سواد ندارند؛ ولی با کسب تجربه‌های زیاد در طول زندگی و با اتفاقات خوب و بد، موفق و ناموفق که در زندگی برایشان رخ داده، درس آموخته‌اند و به دانایی مؤثر رسیده‌اند؛ یعنی می‌توانند از دانایی خود در شرایط مختلف استفاده کنند.

رابط خبری: راهنما همسفر فریبا (لژیون دوم)
ویرایش و ارسال: راهنمای تازه واردین همسفر طیبه
همسفران نمایندگی کمال الملک

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .