همسفر راضیه:
اضلاع مثلث دانایی عبارت است از: تفکر، تجربه و آموزش؛ یعنی اگر ما در مقولهای به اندازه کافی تفکر، تجربه و آموزش داشته باشیم میتوانیم ادعا کنیم که در آن مقوله به دانایی رسیدهایم؛ اما اگر اضلاع برابر نباشد مثلاً تجربه زیاد باشد؛ اما تفکر کم باشد یا تفکر باشد؛ اما آموزش کافی نباشد آن وقت آن دانایی در حد دانستن است که توان عمل به آن را نداریم. اکثر انسانها دارای مثلث بزرگی از دانایی هستند بسیاری از مسائل را میدانند اما مثلث دانایی موثر آنها که در درون مثلث دانایی قرار میگیرد معمولاً خیلی کوچک است، یعنی میزان دانایی موثر بهمراتب کمتر از میزان دانایی است.
در دنیای ما بعضیها اینگونه تصور میکنند که انسانهای باسواد یا با درجه علم و دانش بالا قطعاً انسانهای دانایی هستند؛ اما گاهی اوقات با انسانهایی روبهرو میشویم که از علم و دانش و سواد بالایی برخوردار هستند؛ اما در مجموع انسانهای دانایی نیستند، ما شاهد رفتارهایی از آنها هستیم که در اوج بیتعادلی و حال خرابی هستند، پس سواد یا علم و دانش نمیتواند به مفهوم دانایی هم باشد و یا بالعکس ممکن است با انسانهایی روبهرو شویم که حتی سواد خواندن و نوشتن هم نداشته باشند؛ اما در رفتار و تفکر آنها ممکن است نشانههایی از تعادل و دانایی ببینیم که متعجب شویم. دانایی در نهایت به تفکر و اعمال ما منتهی میشود، اینکه "انسانی" بیندیشیم. امیدوارم در مسیر صراط مستقیم به دانایی لازم برسیم.
همسفر فهیمه:
در کنگره۶۰ آموختم نفس چیزی است که تعیین موجودیت میکند و ویژگیاش این است که خواسته دارد، این خواستهها یا معقولند یا غیرمعقول، فرقی که انسانها باهم دارند در برخورد با این خواستهها است《دانایی یعنی تشخیصِ ماهیت خواستهها》هرچه میزان داناییِ یک شخص بیشتر باشد، درست یا غلط بودن خواستههایش را بهتر تشخیص میدهد، تشخیص دادن بهمنزله سرکوب کردن نیست؛ یعنی عقل با اطلاعاتی که دارد میسنجد این خواسته برایش مفید یا مضر است، مثلاً شخصی که موادِ مخدر مصرف میکند یا سیگار میکشد اگر بخواهد خواسته کشیدن مواد را در خود سرکوب کند و موادش را یکباره قطع کند، دچار مشکلات بسیاری میشود؛ حتی ممکن است منجر به مرگش شود؛ اما اگر تحت آموزش قرار بگیرد و اطلاعات درستِ درمانِ اعتیاد را به دست بیاورد، آنوقت میتواند با آگاهی و با کمترین رنج، اعتیادش را درمان کند یا همسفری که مسافر را در درمان اعتیاد همراهی میکند، اگر به دانایی برسد، تشخیص میدهد که او آمده تا دشواری راه را برای مسافر کم کند نه اینکه بر آن بیفزاید، مثلاً میداند مسافرش حال و حوصله مهمانی ندارد پس خانه را شلوغ نمیکند، تمرکزش را صرف بهبود کیفیت درمان مسافرش میکند، گاهی از خواستههای خودش میگذرد تا باری بر دوش مسافر اضافه نکند، تشخیص میدهد این یک دوره درمان برای احیاء خانواده است پس صبر میکند. دانایی نیازمند آموزش، تجربه و تفکر است، این سه باید با هم رشد کنند، اگر تمام مطالب دنیا را هم بدانیم؛ اما درمورد آن تفکر نکنیم به هیچ نقطهای نمیرسیم، اگر شخصی پروتکل DST، زمان و اندازه مصرف دارو را از حفظ باشد؛ اما اگر در کلاسهای آموزشی شرکت نکند و از تجربه دیگران بهرهمند نشود نمیتواند خودش را درمان کند.
همسفر زینب:
در گذشته فکر میکردم افراد باسواد انسانهای بسیار دانایی هستند ولی درکنگره متوجه شدم که سواد هیچ ربطی به دانایی ندارد؛ چون انسانهای باسواد زیادی هم هستند که درگیر اعتیاد شدهاند یا گاهی اوقات رفتارهایی از خود بروز میدهند که نشاندهنده اوج حال خرابی و نادانی آنهاست، پس سواد هیچ ربطی به دانایی ندارد و متوجه میشویم که انسانهای بیسواد هم میتوانند از دانایی موثر برخوردار باشند. دانایی از مثلثی تشکیل شده است که شامل؛ تفکر، تجربه و آموزش است، برای اینکه این مثلث متقارن باشد باید این سه ضلع همسان با هم رشد کند تا انسان به دانایی موثر برسد. در مقابل مثلثِ دانایی، مثلثِ جهالت وجود دارد که شامل ترس، ناامیدی و منیت است که هر کدام از اینها جلوی یکی از اضلاع دانایی را میگیرد.
در کنگره۶۰ منیت را کنار میگذاریم، آموزشها را میگیریم و از تجربیات راهنماها استفاده میکنیم تا دانایی را به دانایی موثر تبدیل کنیم. رفتارها و انتخابهای ما نشانه دانایی ماست، پس دانایی به سواد نیست، به تمدن نیست، مثل لباس که نشانه انسانیت نیست؛ بلکه باید انسانی اندیشید، پس شروع به حرکت کنیم، حرکت به سوی ارزشها و زیباییها و به شناخت دنیای درون و بیرون برسیم.
خداوند را هزاران بار شکر، به خاطر تمام نعمتهایش و نعمت بینظیر کنگره۶۰ که مسیر زیبای زندگی کردن را به ما آموخت.
همسفر سپیده:
طبق فرموده دکتر امین دانایی از سه قسمت تشکیل شده است نه بیشتر نه کمتر، اول تفکر است که توسط عقل صورت میگیرد، دوم تجربه است که آن را حس میکنیم، سوم آموزش است که در کنگره۶۰ این ضلع به زیبایی و بهترین شکل در راهنمایان دیده میشود. کسی که برای اولین بار وارد کنگره۶۰ میشود با دیدن اشخاص میتواند ضلع تجربه را ببیند، اشخاصی که درمان شدهاند الگویی بینقص هستند و شخص میتواند با کمی تفکر متوجه شود که چه جایی آمده است، بعد با راهنماها روبهرو میشود که این هم ضلع آموزش است. خود راهنما روزی در تاریکی اعتیاد بوده است، پس خیلی خوب میتواند حال او را بفهمد و تجربههای خود را در قالب آموزش در اختیار او قرار بدهد.
کنگره هدف نیست بلکه یک مسیر است که با قرار گرفتن در آن میتوان به دانایی موثر رسید.
دانایی موثر یعنی عملیکردن آموزشها. اگر مرتب در مسیر آموزش قرار بگیریم ذرهذره میشود به دانایی موثر که همان از قوه به فعل درآمدن است رسید.
رابط خبری: همسفر سپیده رابط خبری لژیون مرزبانی
ویرایش: همسفر ساناز رهجو راهنما همسفر فاطمه( لژیون چهارم) دبیر سایت
ارسال: همسفر مریم نگهبان سایت
همسفران نمایندگی اسبیکو خرمآباد
- تعداد بازدید از این مطلب :
150