در جهانبینی کنگره۶۰، انسان پیوسته در تقابل نیروهای درونی خود و در حال انتخاب میان روشنایی و تاریکی، یا تکامل و سقوط است. یکی از کلیدیترین مفاهیم در متون و آموزشهای بنیان کنگره۶۰؛ جناب مهندس حسین دژاکام و استاد جهانبینی، استاد امین دژاکام، مقوله دانایی و تفکیک آن از دانایی مؤثر است. این مفهوم، پاسخ مستقیمی است به این پرسش بنیادین: چرا با وجود اینکه انسانها به مضر بودن رفتارهایی چون اعتیاد، دروغ، حسادت یا بینظمی واقف هستند، باز هم مرتکب این رفتارها میشوند؟ کنگره۶۰ با ترسیم مدلهای کاربردی، چرایی و چگونگی عبور از دانستن صرف به عمل کردن را تبیین میکند.
اگر بخواهیم یک تعریف از دانایی و مثلث دانایی داشته باشیم باید بگوییم؛ بر اساس متون جهانبینی کنگره۶۰، دانایی عبارت است از؛ توانایی تشخیص ماهیت خواستهها در هر شکل و لباس معقول یا نامعقول. نفس انسان دائماً در حال تولید خواستهها است. معمولاً خواستههای نامعقول را در زیباترین و فریبندهترین ظاهر لباس تقوا، دلسوزی یا لذت آنی عرضه میکند. انسانی که به دانایی رسیده باشد، فریب ظاهر را نمیخورد و میتواند ماهیت واقعی خواسته را تشخیص دهد. دانایی، ساختاری سه وجهی دارد که به مثلث دانایی معروف است. اول آموزش است یعنی؛ یادگیری فرد از معلمان، اساتید و تجارب انباشته دیگران.
دوم تجربه است که شامل رویدادها و چالشهایی است که انسان شخصاً در زندگی از سر میگذراند و حسی را در او پدید میآورد. سوم تفکر است که با حرکت از یک نقطه مجهول به یک نقطه معلوم با بهرهگیری از توان عقل میباشد. در دانایی عام، ممکن است این سه ضلع با یکدیگر برابر نباشند؛ مثلاً فردی مطالعه و آموزش بسیار زیادی دارد، اما تجربه عملی یا تفکر عمیق او ضعیف است. این مثلث، رشد کرده اما نامتقارن است. در برابر مثلث دانایی، ساختار منفی با عنوان مثلث جهالت قرار دارد که مانع از رشد اضلاع دانایی میشود؛ منیت، مانع دریافت آموزش است چون فرد تصور میکند همهچیز را میداند، ترس مانع تفکر درست است و انرژی و تمرکز ذهن را از بین میبرد.
ناامیدی، مانع تجربه و حرکت است و انسان را به سکون و پوچی میکشاند. بزرگترین مغالطه ذهنی انسانها، اشتباه گرفتن سواد و اطلاعات با دانایی مؤثر است. در دانایی عام، انسان میداند پرخوری، غیبت، خشم بیجا یا مصرف مواد مخدر به او آسیب میزند، اما توان مقابله با کشش آن را ندارد. در اینجا اضلاع تفکر، تجربه و آموزش رشد کردهاند اما متقارن نیستند؛ در نتیجه، دانایی به مرحله اجرا نمیرسد. دانایی مؤثر، زمانی شکل میگیرد که هر سه ضلع، آموزش، تفکر و تجربه بهطور متوازن و هماندازه رشد کنند. بزرگترین مثلث متساویالاضلاعی که میتوان درون مثلث دانایی رسم کرد، همان مثلث دانایی مؤثر است.
توازن اضلاع، تفکر، تجربه و آموزش در دانایی مؤثر، دانستهها از بایگانی ذهن خارج شده و به رفتار روزمره، تزکیه و عمل سالم تبدیل میشوند. دانایی مؤثر، همان توانایی به اجرا درآوردن فرامین عقل است. در روش DST کنگره۶۰، درمان تنها کاهش تدریجی داروی OT نیست؛ بلکه مثلث درمان شامل جسم، روان و جهانبینی است. یک مسافر، در ابتدای سفر، ممکن است از مضرات اعتیاد کاملاً آگاه باشد؛ اما قادر به مهار، کشش خماری یا وسوسه نیست. درمان قطعی زمانی رخ میدهد که مسافر با شرکت منظم در کارگاهها و لژیونها، بازنگری در خطاهای گذشته و حرکت در مسیر درست تفکر و عبور از سختیهای پلهکمکردن و آزمایشهای عملی زندگی، تجربه و دانایی خود را به دانایی مؤثر تبدیل کند.
با ارتقای دانایی مؤثر، ساختار عقل، قدرت اجرایی یافته و فرماندهی شهر وجودی به دست نیروهای الهی و مثبت بازمیگردد. سواد، الزاماً دانایی نیست و دانایی تا زمانی که به توازن آموزش، تفکر و تجربه نرسد، قادر به حل گرههای درونی انسان نخواهد بود. تبدیل دانایی به دانایی مؤثر، نیازمند تزکیه، پالایش مستمر و غلبه بر موانع مثلث جهالت، ترس، منیت و ناامیدی است. همانگونه که در آموزههای کنگره۶۰ مطرح میشود؛ میزان دانایی به سواد و تمدن نیست؛ مانند انسان بودن به لباس پوشیدن نیست، بلکه باید انسانی اندیشید و در عمل آن را به اثبات رساند.
منبع: سایت کنگره۶۰
نویسنده: همسفر مریم رهجوی راهنما همسفر شکوفه(لژیون سوم)
رابط خبری: همسفر مریم رهجوی راهنما همسفر شکوفه (لژیون سوم)
ویرایش و ارسال: همسفر اکرم رهجوی راهنما همسفر معصومه(لژیون دوم)نگهبان سایت
همسفران نمایندگی بردسکن
- تعداد بازدید از این مطلب :
25