هشتمین جلسه از دوره بیستوهشتم کارگاههای آموزشی عمومی کنگره ۶۰، نمایندگی باباطاهر همدان، با استادی راهنمای محترم، مسافر عبدالله، نگهبانی مسافر عمران و دبیری مسافر علی، با دستور جلسه «هفته دیدهبان»، روز پنجشنبه پنجم شهریورماه ۱۴۰۵، رأس ساعت ۱۶:۳۰ آغاز به کار کرد.
خلاصه سخنان استاد:

سلام دوستان عبدالله هستم یک مسافر
خدا را شکر میکنم که بار دیگر توفیق آموزش و خدمت در کنگره ۶۰ را پیدا کردهام. از ایجنت محترم، مرزبانان عزیز، نگهبان و دبیر محترم تشکر میکنم که این فرصت را برای حضور و خدمت در این جمع فراهم کردند. امروز درباره دو موضوع صحبت میکنیم؛ نخست هفته دیدهبان و در ادامه تولد پنجمین سال رهایی و آزادمردی مسافر رضا صالحی.
در ابتدا، درود و احترام خود را به جناب مهندس دژاکام و خانواده محترم ایشان تقدیم میکنم که بستر آموزش، درمان و رسیدن به حال خوش را برای ما فراهم کردهاند. همچنین از راهنمای خودم آقای محمود اسماعیلی و تمام عزیزانی که در این مسیر یاریام کردند صمیمانه تشکر و قدردانی میکنم.
دیدهبانان پس از نگهبان کنگره ۶۰، مسئولیتهای بسیار مهمی بر عهده دارند. آنان با دقت هم کاستیها را میبینند و هم نقاط قوت را شناسایی میکنند. شاید بتوان گفت یکی از مهمترین ویژگیهای یک دیدهبان خوب دیدن است.
همیشه برای من این سؤال وجود داشت که چرا دیدهبانان کنگره این مجموعه را تا این اندازه در اولویت زندگی خود قرار میدهند. زمانی که در جایگاه ایجنتی خدمت میکردم این موضوع را بهتر درک کردم. پذیرفتن مسئولیت یعنی بیتفاوت نبودن. دیدهبانان با وجود مشکلات شخصی، خانوادگی و کاری امور کنگره را با جدیت پیگیری میکنند. به نظر من پاسخ این سؤال فقط یک کلمه است: عشق؛ عشق به خدمت. اگر عشق به خدمت در وجود انسان باشد، خدمت وابسته به جایگاه و عنوان نیست. همانطور که گفتهاند:
دل عاشق بود گرگ گرسنه
که گرگ از هیهی چوپان نترسد
خدمت واقعی یعنی با تمام توان و عشق در مسیر بودن، نه صرفاً آمدن و رفتن. این هفته را به تمامی دیدهبانان عزیز تبریک عرض میکنم و امیدوارم با رعایت قوانین و حرمتهای کنگره ۶۰ بتوانیم در مسیر خدمت آنان مؤثر باشیم. همچنین باید بدانیم که دیدهبانان تنها مسئول نظارت بر امور نیستند؛ بلکه با نگاه عمیق و دلسوزانه خود، مسیر حرکت کنگره را روشن نگه میدارند. آنان با تجربه، صبر و دوراندیشی به ما میآموزند که در هر جایگاهی مسئولیتپذیر باشیم و برای بهتر شدن خود و مجموعه تلاش کنیم. اگر هر یک از ما وظیفه خود را به درستی انجام دهیم، احترام به قوانین را سرلوحه کار خود قرار دهیم و از حاشیهها دوری کنیم، در حقیقت بخشی از بار خدمت را بر دوش گرفتهایم.
در کنگره، آموزش و خدمت از یکدیگر جدا نیستند. هرچه بیشتر آموزش بگیریم، بهتر میتوانیم خدمت کنیم و هرچه خالصانهتر خدمت کنیم، آموزشهای ما عمیقتر و کاربردیتر خواهد شد. امیدوارم همه ما قدر این جایگاه و فرصت ارزشمند را بدانیم و با رفتار و عملکرد خود، قدردان زحمات دیدهبانان و تمامی خدمتگزاران کنگره باشیم.

در بخش دوم، پنجمین سال رهایی و آزادمردی آقای رضا صالحی را تبریک عرض میکنم. آقای رضا در سال ۱۳۹۹، با معرفی ایجنت محترم کبودراهنگ، آقای جلال، وارد کنگره و لژیون سوم شدند. میزان مصرف ایشان سه تا چهار گرم شیره بود. با وجود سختیها روزهای نخست، با صبوری سفر خود را ادامه دادند و در تاریخ ۱۳ دیماه ۱۴۰۰، رهایی خود را از دستان جناب مهندس دریافت کردند.
نظم، حضور در کارکردهای کنگره، ورزش و نوشتن سیدیها، از جمله عوامل موفقیت ایشان در این مسیر بود. همچنین همراهی و حمایت همسفر محترمشان نقش بسیار مهمی در این مسیر داشت.
پس از رهایی، ایشان در بخشهای صدور کارت، نشریات و OT خدمت کردند و به مدت چهارده ماه نیز در جایگاه مرزبانی خدمتگزار بودند. به ایشان خداقوت میگویم و برای ادامه مسیر خدمت، آرزوی موفقیت و سربلندی دارم.
پنج سال رهایی، نتیجه یک تصمیم درست، حرکت مستمر و پایبندی به آموزشهاست. آقای رضا در این سالها نشان دادند که رهایی پایان راه نیست، بلکه آغاز مرحلهای تازه برای ساختن زندگی، جبران گذشته و خدمت به دیگران است. امیدوارم این پنج سال، مقدمهای برای سالهای پربارتر و خدمتهای بیشتر باشد و ایشان همچنان با همان نظم، محبت و مسئولیتپذیری در مسیر کنگره حرکت کنند.
این تولد را به ایجنت محترم، مرزبانان عزیز، همسفر محترم، خانواده ایشان، راهنمایان، آقای جلال، اعضای لژیون سوم و تمامی عزیزان تبریک عرض میکنم. در رأس، این تولد را به جناب مهندس دژاکام تبریک عرض میکنم؛ چراکه بدون این بستر و تفکر، چنین رهاییهایی امکانپذیر نبود. برای تمامی مسافران، آرزوی رهایی، حال خوش و سربلندی دارم.
دعای مسافر:

اولین دعای من این است که از صمیم قلب آرزو میکنم همه بچههایمان عاقبتبهخیر شوند. دومین آرزویم این است که روزی برسد که شعبه باباطاهر نیز زمینی به نام خودش داشته باشد.
دعای همسفر:

امیدوارم روزی برسد که هیچ فرزندی به خاطر حال بد پدر و مادرش، اشک در چشمان و حسرت و بیمهری در دلش نداشته باشد. دوم اینکه از خداوند میخواهم مسافرم همچنان خدمتگزار باقی بماند و جزو شالدارها باشد و خودم نیز تا زمانی که نفس میکشم، خدمتگزار مخلوق خدا باشم.
سخنان راهنمای همسفر:
سلام دوستان راحله هستم همسفر.
تولد پنجمین سال رهایی خانم فاطمه را تبریک عرض میکنم؛ همچنین به مسافر محترمشان و آقاپسرهای گلشان تبریک میگویم.
رهاییها و جشن تولدها حاوی پیام هستند و افراد بسیاری دست به دست هم میدهند تا این جشن تولدها و رهاییها اتفاق بیفتد. در کتاب «عبور از منطقه ۶۰ درجه زیر صفر» داریم که تولدها شبیه یکدیگر هستند، اما در جزئیات تفاوتهای عظیمی دارند. شاید فردی عمق تاریکی را نچشیده باشد، اما بسیاری از انسانها تا عمق تاریکی اعتیاد پیش رفتهاند؛ بااینحال خدا را شکر که کنگره وجود دارد و بستری فراهم شده است تا افراد مصرفکننده بتوانند به درمان برسند.
همیشه یک راهنمای خوب، بهترینها را برای رهجوی خود میخواهد و این رابطه مانند رابطه پدر و فرزند یا مادر و فرزند است. در تربیت، گاهی لازم است تلنگری به رهجو زده شود تا بتواند مسیر خود را بهتر ببیند.
خانم فاطمه گوش بهفرمان بودند و بهصورت مرتب و منظم در لژیون حضور داشتند. همچنین در جایگاههای مختلف خدمتی که دارند و داشتهاند، به نحو احسن انجام وظیفه کردهاند و همواره گوشبهفرمان و فرمانبردار خوبی بودهاند. به خانم فاطمه تبریک عرض میکنم. این جایگاه، ثمره پنج سال تلاش و حرکت ایشان است. در پنجمین سال رهایی، خانم کرمی فرمودند که این پنج سال، پنج سال «نه گفتن» به نیروهای منفی بوده است و به نظر من، این موضوع واقعاً در مورد این عزیزان اتفاق افتاده است. برای خانم فاطمه، مسافر محترمشان و خانواده عزیزشان، بهترینها را از خداوند منان خواستارم و امیدوارم این مسیر همچنان پایدار و مستدام باشد.
سخنان همسفر:
سلام دوستان فاطمه هستم یک همسفر.
در ابتدا خداوند را شکرگزارم که چنین روزی را دیدم؛ روزی که مسافرم در شعبه حضور دارد و جزو خدمتگزاران کنگره است. همیشه دوست داشتم روزی را ببینم که شال زرد بر گردن دارند و این هفته را جشن بگیریم. این اتفاق با هفته دیدهبان مصادف شد و به نظر من، این جشن نیز حاوی پیام ارزشمندی برای من و مسافرم بود.
از خداوند میخواهم که در ادامه مسیر نیز همچنان جزو خدمتگزاران باشند. از راهنمای مسافرم، آقای عبدالله، کمال تشکر و امتنان را دارم که برادرانه و دلسوزانه در کنار مسافرم بودند تا این سفر بهخوبی طی شود و مسافرم با کسب آموزشهای جهانبینی به حال خوش برسد.
از آقای جلال نیز کمال تشکر را دارم که کنگره را به ما معرفی کردند. عرضی دارم با کسانی که برای نخستین بار در کنگره حضور پیدا کردهاند؛ چه همسفر و چه مسافر. اگر واقعاً خواستار رسیدن به آرامش هستید، باید تلاش کنید و قدمهای خود را از همان لحظه اول محکم بردارید.



تایپ: مسافر داریوش، لژیون پنجم؛ مسافر مرتضی، لژیون مرزبانی
عکس: مسافر محمد، لژیون پنجم
تنظیم و ارسال: مسافر مرتضی، مرزبان خبری
- تعداد بازدید از این مطلب :
146