English Version
This Site Is Available In English

گذرگاه سخت

گذرگاه سخت

ابتدا هفته دیده‌بان را که در تمامی شعبه‌های کنگره۶۰ عطر حضور دیده‌بانان محترم پیچیده است را تبریک می‌گویم. در رأس به آقای مهندس دژاکام و خانم آنی بزرگ که اولین دیده‌بان بخش همسفران بودند و خانواده محترمشان تبریک ویژه می‌گویم.

امروز که می‌خواهم این دل‌نوشته را بنویسم قلبم به تپش افتاده است. وقتی که به ساختار کنگره۶۰ می‌نگرم می‌بینم اگر آرامش و حال‌خوش امروز من و مسافرم در کنگره۶۰ به بار نشسته است، مدیون نگاه‌های نافذ و تصمیمات خردمندانه کسانی است که شاید هرگز دیده نشوند، اما همه جا حضور دارند.

بله درست حدس زدید؛ دیده‌بانان کنگره۶۰ را می‌گویم. این افراد دقیقا بسان همان ستون‌های استواری هستند که بار سنگین حفظ این کشتی طوفان زده را به دوش می‌کشند و با نگاه دور اندیش خود مسیر را برای تمامی اعضای کنگره۶۰ چه مسافر و چه همسفر  هموار می‌کنند.

مسیری که در آن نه تنها درمان اعتیاد می‌باشد، بلکه آرامش جان و روح هر انسان است.
دستور جلسه این هفته بهانه‌ای شد تا من تشکر ویژه‌ای از دیده‌بان محترم جناب آقای منصوری داشته باشم.‌ ایشان مانند سایر دیده‌بانان نه فقط در نام بلکه در عمل نیز دیدند؛ آنچه را که من و دیگران نمی‌دیدیم و از تاریکی‌های وجود من نور امید را که سال‌ها در وجودم گم شده بود را پیدا کردند و به جای صفت بد سرزنش مسافرم، که تبدیل به درختی تنومند در بدن من شده بود؛ بذر  عشق و محبت را کاشتند.

درست سال گذشته مورخ نوزدهم تیرماه هزار و چهارصد و چهار بود، که من ایشان (دیده‌بان محترم آقای منصوری) را برای اولین بار در بوستان معلم (پارک سیمرغ) رفسنجان دیدم.
از راهنمای خوبم خانم سلیمه آموخته بودم که هر زمان که به شعبه و ... می‌آیید به فرموده استاد امین دژاکام ظرف خود را خالی کنید تا بتوانید آموزش‌های استاد را فرا گیرید.

آن روز را هیچ‌وقت فراموش نمی‌کنم. من با کوهی از ناامیدی بدون مسافر( زیرا با مشکلی که برای مسافرم پیش آمده بود و اجازه ی حضور در کنگره۶۰ را نداشت و ۶ ماه باید از کنگره۶۰ دور می‌شد) در لژیون نشسته بودم و فقط اشک می‌ریختم. صحبت‌های ایشان را درست یادم نیست اما یک جمله از صحبت‌های ایشان روزنه امید را در دل من زنده کرد.

ایشان فرمودند: « لغزش و اشتباه مال مسافر است و همیشه انسان در حال تغییر است و عنوان وادی دهم را نیز بیان کردند که صفت گذشته در انسان صادق نیست، چون جاری است.» همیشه و همه جا این جمله را مد نظر خودم می‌گذارم که لغزش و اشتباه مال هر انسانی است.

همین جمله باعث شد که من در کنگره۶۰ بمانم تا شش ماه تمام شود و خدارو شکر این گذرگاه سخت گذشت و مسافرم به کنگره۶۰ وصل شد‌ و الان در سفر اول و در پله سه دهم می‌باشد.

سپاسگزارم از آقای مهندس که با اون عشق نابی که داشتند ساختار کنگره۶۰ را به وجود آوردند. سپاسگزارم از اولین همسفر کنگره۶۰ خانم آنی بزرگ که نام همسفر را بر من گذاشتند تا من بتوانم با خیالی آسوده در محیطی امن در مسیر رهایی قدم بردارم.
سپاسگزارم از تک تک دیده‌بانان کنگره۶۰ که بار سنگین قوانین و ساختارهای کنگره۶۰ را به جان می‌خرید تا  جدا از درمان اعتیاد آن عشق از دست رفته بین مسافر و همسفر دوباره احیا شود.
امیدوارم که در این مسیر الهی همواره سرشار از عشق و نور خداوند باشید.


نویسنده: همسفر بتول رهجوی راهنما همسفر سلیمه( لژیون اول)
ویرایش و ارسال: راهنما همسفر سمیه( دبیر سایت )
همسفران نمایندگی رفسنجان

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .