در میان انبوه واژهها، دیدهبان برای من، سنگینترین و مقدسترین است. در کنگره۶۰ دیدهبان کسی نیست که فقط از بلندی نظاره کند، او کسی است که خود از دل تاریکیِ اعتیاد بیرون آمده و حالا چراغ راه دیگران شده است. دیدهبان، ستونی است نه از آجر و سنگ، بلکه از جنس تحمل و رنجی که سالها کشیده است. او در برجی بلند از جنس تعهد ایستاده، نه برای دیدن، بلکه برای ندیده گرفته شدن. تمام شب را بیدار میماند تا دیگران، مسافران و همسفران، در آرامش بخوابند. کاش یکبار، کسی میآمد و فقط میپرسید برای دیدهبان، کی میگرید. دیدهبانان، ابرمردانی قدرتمند، مهربان و دلسوزند که راه را برای کسانی باز کردند که عمری در تاریکی و غفلت بودهاند. همانها که از دل تاریکی بیرون آمدهاند تا خودشان چراغ راه شوند. امید است بتوانم از نور چراغ آنها بهره بگیرم و در مسیر صراط مستقیم حرکت کنم. ما در کنگره۶۰ ،۱۴ دیدهبان داریم، خانم آنی یکی از آنها میباشد، همه آنها نماد این فداکاری هستند که دستانشان را میفشارم و میبوسم. این دلنوشته، شاید قطره کوچکی باشد در برابر دریای زحمات آنها؛ اما از ته دل میگویم دیدهبان، ما تو را میبینیم و قدردان شما هستیم. این خدمت شما برای ما ارزشمند و گرانبها است.
نویسنده: همسفر مهدیه رهجوی راهنما همسفر زهره ( لژیون چهارم)
رابط خبری: همسفر ویدا رهجوی راهنما همسفر زهره ( لژیون چهارم)
ویرایش: همسفر محدثه رهجوی راهنما همسفر فاطمه (لژیون پنجم) دبیر سایت
ارسال: همسفر توران رهجوی راهنما همسفر نرگس (لژیون هفتم) نگهبان سایت
همسفران نمایندگی گنجعلیخان
- تعداد بازدید از این مطلب :
43