دومین جلسه از دور اول سری جلسات جشن دیدهبان کنگره ۶۰، ویژه مسافران نمایندگی علی عصارزاده، با نگهبانی مسافر حبیی، استادی دستیار دیده بان محترم مسافر مرتضی و دبیری مسافر یوسف، با دستور جلسه «هفته دیدهبان»، روز سه شنبه سوم شهریورماه ۱۴۰۵، رأس ساعت ۱۷:۰۰ آغاز گردید.
خلاصه سخنان استاد:
سلام دوستان، مرتضی هستم، مسافر.
خدا را شاکر و سپاسگزارم که فرصت حضور در جمع دوستان نمایندگی عصارزاده را پیدا کردم. تشکر میکنم از ایجنت محترم ، گروه مرزبانی و خدمتگزاران که این فرصت را به بنده دادند تا در این جمع آموزش بگیرم.
هفته دیدهبان را به همه اعضای کنگره ۶۰ و آقای مهندس، خالق کنگره، تبریک میگویم.
من خودم زمانی که در سفر اول بودم، وقتی در جلسه مینشستم، اصلاً نمیدانستم دیدهبان چه کسی است، چرا اسمش «دیدهبان» است، چرا شالش سفید است و چرا نگهبانی که وسط جلسه مینشیند شال سبز دارد. حتی فکر میکردم کسی که شال سبز دارد، از نظر جایگاه بالاتر از دیدهبان است! طبیعی هم بود؛ چون تازه وارد کنگره شده بودم و سر از این مسائل درنمیآوردم.
بعدها متوجه شدم که در کنگره، برای هر جایگاه و حتی انتخاب نام آن، تدبیر و حکمتی وجود دارد. خیلی به این موضوع فکر کردم که چرا این جایگاهها و این رنگها به این شکل انتخاب شدهاند.
کنگره جمعیتی است که خودش، خودش را راهبری میکند. کسانی که در همین جمع به درمان میرسند، بعدها راهنما میشوند، مرزبان میشوند، ایجنت میشوند و در جایگاههای مختلف خدمت میکنند. خودمان هزینههای کنگره را تأمین میکنیم و برای اداره این سیستم، وابسته به بیرون نیستیم.
من هم زمانی یک مسافر سفر اول بودم؛ با حال خراب و مصرف بسیار بالا وارد کنگره شدم. آن زمان شال سیاه داشتم. وقتی واژه «معتاد» از روی من برداشته شد و مشاوره گرفتم، به من گفتند تو «مسافر» هستی. شال من از مشکی به خاکستری تغییر کرد و من سفرم را آغاز کردم.
در سفر اول، قدمبهقدم مسیر را طی کردم و به درمان رسیدم. بعد از آن، در انتخابات مرزبانی شرکت کردم و شال زرد گرفتم. سپس با قبولی در آزمون راهنمایی، شال راهنمایی گرفتم و همینطور یکییکی جایگاهها در مسیر خدمت به یک مسافر داده میشود.
این رنگها همینطوری و بدون دلیل تغییر نمیکنند. پشت هر رنگ، یک مفهوم و یک مسیر وجود دارد. من اوایل حتی نمیدانستم چرا شال آقای مهندس بنفش است و چرا شال دیدهبان سفید است.
یک بار برای همین موضوع جستوجو کردم و متوجه شدم که رنگ بنفش، بالاترین رنگ در رنگینکمان است و نمادی از عشق و محبت در سیستم کائنات به شمار میآید. شال سفید هم نشاندهنده جایگاهی است که در این مسیر، مسافر پس از طی مراحل مختلف به آن میرسد.
هر جایگاه بر اساس توانمندی، آزمونهایی که فرد پشت سر گذاشته و رأی و اعتمادی که از دیگران دریافت کرده، به او داده میشود. بسیاری از جایگاهها با رأی انتخاب میشوند؛ مثل مرزبانی، نگهبانی و ایجنتی. فرد در این مسیر بالا میآید تا به جایگاههای بالاتر برسد.
دیدهبان یک فرد معمولی نیست که صرفاً از راه رسیده باشد و دیدهبان شده باشد. دیدهبان هم مثل من و شما روزی یک مسافر بوده، اما در مسیر تبدیل به یک انسان توانمند شده است؛ کسی که محبت کرده، وقت گذاشته، تعهد داشته، نظم داشته و در آزمونهای مختلف سربلند بیرون آمده است. در واقع، غربال شده و به جایگاه دیدهبانی رسیده است.
من این فرصت را داشتم که مدتی در کنار بعضی از این بزرگواران خدمت کنم و وقتی از نزدیک با آنها کار کردم، فهم و درکم نسبت به جایگاهشان کاملاً تغییر کرد. دیدم انسانهایی هستند که سالها برای کنگره وقت گذاشتهاند، بدون اینکه حقوقی از دیدهبانی دریافت کنند. حتی گاهی از مال و وقت خودشان هم برای کنگره هزینه میکنند و این مسائل را مطرح نمیکنند.
واقعاً هنوز به آن جایگاه از درک نرسیدهام که بفهمم یک انسان چه چیزی پیدا میکند که چنین خدمتی را با این عشق انجام میدهد. همانطور که میگویند: «تکیه بر جای بزرگان به دست نمیآید؛ مگر اسباب بزرگی فراهم شود.»
ما جایگاه را میبینیم، اما باید ببینیم پشت این جایگاه چه میزان خدمت، تلاش، محبت و گذشت وجود دارد.
این هفته، هفته دیدهبان است؛ هفته کسانی که بخشی از شرایطی را فراهم میکنند که ما بتوانیم اینجا بنشینیم، آموزش بگیریم و سفر کنیم.
اگر بخواهم کمی درباره ساختار خدمت دیدهبانها صحبت کنم، هر دیدهبان مسئول بخشی از کنگره است. برای مثال، یک دیدهبان در بخش تازهواردین فعالیت دارد، یک دیدهبان مسئول راهنمایان است، یک دیدهبان مسئول لژیون سردار است، دیدهبان مالی داریم، دیدهبان ورزش داریم و همینطور بخشهای مختلف دیگر.
کنگره مجموعه بزرگی است و طبیعتاً مسئولیت هر بخش بر عهده یک دیدهبان است. هر دیدهبان نیز به دلیل گستردگی کار، دستیارانی دارد که در بخشهای مختلف به او کمک میکنند.
در قسمت شعب، ایجنتها فعالیت میکنند و هر ایجنت مسئول امور مربوط به شعبه خودش است. در بخشهای مختلف نیز دستیارانی وجود دارند که مسئولیت یک قسمت را بر عهده میگیرند.
من یک بار به یکی از این بزرگواران گفتم: «شما انسان بسیار توانمندی هستید. اگر همین توانمندی را در بیرون از کنگره به کار میگرفتید، حتماً در کسبوکار هم موفق میشدید.»
ایشان گفتند: «من وقت ندارم که کار دیگری انجام بدهم.»

این جمله برای من خیلی معنا داشت. یعنی این افراد آنقدر درگیر خدمت هستند که فرصت نمیکنند توانمندی خودشان را برای مسائل شخصی و بیرون از کنگره صرف کنند.
حالا ما یک هفته را به نام هفته دیدهبان گرامی میداریم. البته فکر میکنم بهتر است از واژه «جشن» برای این هفته استفاده نکنیم. هفته آینده، سهشنبه، مراسم هفته دیدهبان در همین مکان برگزار میشود و گروه خانواده هم حضور خواهند داشت. این مراسم عمومی است.
در مراسم هفته مرزبان، هفته راهنما و هفته دیدهبان، ما با پاکت از این عزیزان تقدیر و تشکر میکنیم.
قبلاً رسم این بود که برای هفته راهنما یا سایر خدمتگزاران، هدیههایی مثل ساعت یا وسایل مختلف تهیه میکردند. اما بعد آقای مهندس فرمودند که به جای خرید هدیه، هرکس مبلغی را که میخواهد در یک پاکت قرار دهد.
البته موضوع، خودِ پاکت و مبلغ داخل آن نیست. این یک نگاه و یک آموزش است. وقتی من یک پاکت آماده میکنم، کاغذی مناسب داخل آن میگذارم، پول نو میگذارم و با احترام آن را تقدیم میکنم، در واقع دارم نشان میدهم که این جایگاه برای من ارزشمند است.
در کنگره، نگاه بسیار زیبایی وجود دارد: «ما تو را چگونه میبینیم؟ آنطور که خودت، خودت را میبینی.»
هر کاری که انجام میدهم، بازخورد خودش را دارد. بنابراین امیدوارم همه ما این هفته را به بهترین شکل برگزار کنیم و از فرصت آن برای شناخت بیشتر جایگاه دیدهبانها استفاده کنیم.
یک خاطره هم از یکی از دیدهبانها برایتان بگویم.
ما مدتی دستیار یکی از دیدهبانهای لژیون سردار بودیم. سال اولی بود که دستیار ایشان شده بودم و شال سفید گرفته بودم. یک روز همراه ایشان برای برگزاری مراسم رفته بودیم. آن زمان من شال قرمز را خیلی دوست داشتم و فکر میکردم رنگ شال و جایگاه، اهمیت زیادی دارد.
بعد از مدتی متوجه شدم که اصل موضوع، خدمت است؛ نه رنگ شال.
یک روز ایشان به شال پهلوانی من نگاه کردند و گفتند: «مرتضی، این شال پهلوانی که تو داری، من آرزوی داشتنش را دارم.»
این جمله برای من خیلی جالب بود. چون دیدهبانها بسیاری از جایگاهها را طی کردهاند و میتوانند شالهای مختلف را بر تن کنند؛ درست مثل فردی که درجات مختلف را طی کرده و دیگر میتواند هر درجهای را که مربوط به خدمتش است داشته باشد.
اما شال پهلوانی متفاوت است و به شکل دیگری به دست میآید.
جالبتر اینکه اگر به رنگها دقت کنیم، از شال سیاهِ فرد تازهوارد تا شال سفید دیدهبان و شال بنفش خالق کنگره، همه این مسیر یک مفهوم دارد؛ مسیری از تاریکی به روشنایی، از مصرف و حال خراب به درمان، از آموزش به خدمت و از خدمت به توانمندی.
در پایان، هفته دیدهبان را به همه دیدهبانهای کنگره ۶۰ تبریک میگویم و امیدوارم این هفته برای همه ما فرصتی باشد تا قدر خدمت و زحمات این عزیزان را بیشتر بدانیم.
انشاءالله روزی برسد که همه ما بتوانیم در مسیر خدمت، جایگاه خودمان را پیدا کنیم و اگر روزی به جایگاههای بالاتر رسیدیم، بتوانیم مانند این بزرگان با عشق و بدون چشمداشت خدمت کنیم.
از اینکه به صحبتهای من گوش دادید، سپاسگزارم.
تصویربردار : مسافر امین
تایپ : مسافر امیرعلی
ارسال خبر : مسافر مصطفی
مرزبان خبری : مسافر مرتضی
نمایندگی علی عصارزاده
- تعداد بازدید از این مطلب :
93