جلسه ششم از دوره هفدهم کارگاههای آموزشی خصوصی کنگره ۶۰ نمایندگی نائین، به استادی راهنمای محترم :مسافر رسول و نگهبانی راهنمای محترم : مسافر محمدرضا و دبیری:مسافر مسلم بادستور جلسه «وادی ششم و تاثیر آن روی من :حکم عقل را در قالب فرمانده، کاملاً اجرا نماییم.» پنجشنبه ۲9 مرداد ماه ۱۴۰۵ ساعت ۱6:۰۰ آغاز به کار کرد.
خلاصه سخنان استاد:
سلام دوستان، رسول هستم، یک مسافر.
خدا را شکر که اجازه داد در این جایگاه قرار بگیرم و آموزش بگیرم.
در مورد دستور جلسه که وادی ششم است: «حکم عقل را در قالب فرمانده کاملاً اجرا نماییم».
قبل از اینکه بخواهیم وارد وادی ششم بشویم، باید برویم سراغ وادی اول که از همان اول میگوید تفکر و تا وادی ششم، بهاصطلاح، وادی یک میشود. یعنی تفکر و حرکت جهان ذهن من. این وادی میتواند از کوچکترین چیز تا جسم یا عقل را در جهانهای مختلف درست کند.
به ما یاد دادهاند که تا وادی پنجم باید به چه چیزهایی فکر کنم و به چه چیزهایی نباید فکر کنم. اول باید یاد بگیریم که فکر کردن چیست.

در خانه که باشیم، اولین کاری که میکنیم تلویزیون را روشن میکنیم؛ چه اخبار باشد، چه فیلم، فرقی نمیکند، دارد روی ذهن ما تأثیر میگذارد. حتی گوشی که در دست من است، در گروهها و شبکههای مختلف میچرخیم و نگاه نمیکنیم چه چیزی داریم نگاه میکنیم. فکر میکنیم فقط سرگرم هستیم، ولی روی ذهن من تأثیر میگذارد.
خیلی فکر کردن مهم است و اگر این آموزشها را از کنگره نگیرم، بلد نیستم چگونه فکر کنم و یا مشکلی برایم پیش میآید، نمیدانم چگونه مشکل را حل کنم. خیلی چیزهای دیگر است که ذهن و فکر من را از حالتهای عاقلانه دور میکند و نهایتاً آن مشکلات و احساساتم را از فکرهای غلط پر میکند.
آقای مهندس میگویند اولین چیزی که به کار میافتد برای عقل، «احساس» است.
در قسمت همسفران روی صفات خودشان کار میکنند و در قسمت مسافران باید اول روی جسم و بعد روی صفات خود کار کنند.
منِ مسافر، اولین چیزی که در بدنم به خاطر مواد مخدر نابود میشود، همان احساس است؛ برای همین هیچوقت نمیتوانیم عقلانی تصمیم بگیریم.
مثلاً شخصی که مواد مصرف میکند و آن لحظه خمار است، بچهاش از او درخواستی داشته باشد، میگوید: «برو، حوصله ندارم.» ولی لحظهای که حالش خوب است و «نشه» است، هر درخواستی بچه داشته باشد برایش انجام میدهد. این یعنی حس و حال خراب.
زمانی که وارد کنگره میشویم و آموزش میگیریم، یواشیواش این حس هم درست میشود. تنها چیزی که حس انسان را خراب میکند خشم است. در زمان خشم، یک سری رفتارهای انجام میدهیم که قابل تحمل نیست. باید ذرهذره این صفت را کنار بگذارد و حسهای آلوده را درست کنم. البته این با آموزش گرفتن خیلی راحت درست میشود و قابل حل است؛ یعنی همان شو شود.
وادی ششم به من یاد میدهد که بین نفس و عقل یک مرزی قائل بشوم. هر موقع بخواهم کاری انجام بدهم، فکر کنم، بعد انجامش بدهم.

این نفس اماره است که دارد مرا به سمت ضد ارزشها میبرد؛ در حالی که یک خط باریک بین ضد ارزشها و ارزشهاست. باید بتوانیم درست تشخیص بدهیم که کدام درست است و کدام غلط است.
من اگر دانایی خودم را بالا نبرم، به فرمان عقل هم نمیرسم و همیشه میگویم کار من درست است و تمام کارهایم نفسانی است و بهطور خاص انجام میدهم.
باید تسویه و پالایش داشته باشم تا بتوانم به همان فرمان عقل برسم و بتوانم فرمان عقل را در قالب فرمانده کاملاً اجرا نمایم.
از اینکه به صحبتهای من گوش کردین، سپاسگزارم.
عکاس: مسافر جلال (لژیون چهارم)
تایپیست: مسافر جلال (لژیون چهارم)
ویرایش، تنظیم و ارسال: همسفر علیرضا (لژیون ششم) و مرزبان خبری مسافر امیرحسین (لژیون دوم)
- تعداد بازدید از این مطلب :
40