ما دانستههایمان در مقابل ندانستههایمان خیلی کم است. شاید در مسئله علوم مهندسی و تجربی پیشرفت داشته باشیم؛ اما در علم فیزیک پیشرفت چندانی نداریم. درمورد ساختار جهان که فقط ۵درصد آن را میدانیم و از ۹۵درصد آن که ماده است، بیاطلاع هستیم. زمانیکه بحث بدن و فیزیولوژی میشود اصلاً چیزی نمیدانیم؛ زیرا اطلاعات ما درمورد خیلی چیزها کم است، پس باید تلاشمان را برای شناخت پیرامون خود بیشتر کنیم. ادیان و امامان آمدهاند تا روش درست زندگی کردن را به ما بیاموزند؛ مثلاً اگر کارهای نیک و ثواب انجام دهیم در بهشت هستیم و اگر کار بد و گناه انجام دهیم به درون سیاهی و همان جهنم میرویم.
قرآن بهطور کلی به ۵ موضوع اشاره میکند؛ درمورد گذشته، یعنی از خلق آسمان و زمین، بهطور مثال زمین و آسمان در ۶ مرحله خلق شدهاست. دو موضوع دیگری که در قرآن به آن اشاره شده، حال و آینده میباشد و درباره متلاشی شدن زمین و آسمان است که طول عمر خورشید و کهکشان و ستارهها گفته شدهاست. دو موضوع دیگر طبیعت و قوانین میباشد؛ اینکه در دنیا چه کارهایی را باید انجام دهیم تا در صلح و آرامش باشیم که شامل ارثومیراث، جنگ و... میباشد. در کتاب آسمانی درمورد بهشت آمده است که ۴ نهر دارد؛ نهرهای عسل، آب، شیر و خمر. اینها همه تمثیل است که در قرآن بیان شدهاست. منظور از خمر میتواند مواد شبهافیونی بدن باشد، مواد مخدر درونی که محرک و آرامبخش است و انواع آن در بدن ما تولید میشود. این مواد اگر در بدن متعادل کار کند ما سرحال هستیم و اگر متعادل نباشد حال ما خراب است و در ناامیدی و رنج به سر میبریم.
ما سه مدل خماری داریم:
۱- خماری مصرفکنندگان مواد مخدر که شامل هروئین، شیشه، تریاک و... است.
۲- خماری قرصها که شامل آرامبخش، روانگردان، افسردگی و... میباشد و گاهی خماری قرصها از هروئین هم بدتر است.
۳- خماری پنهان که کسی روی آن حساب باز نمیکند. این خماری، خماری مواد مخدر طبیعی بدن است؛ یعنی بدن شخص مواد مخدر طبیعی را تولید نمیکند؛ مثلاً دوپامین تولید نمیشود و مشکلاتی را بهوجود میآورد؛ حتی ممکن است باعث خودکشی فرد شود.
تولید مواد مخدر در بدن مربوط به ژنها میباشد؛ برای مثال آقای ارنس، نویسنده آمریکایی که خودکشی کرد و متوجه شدند پدرش و عمویش هم خودکشی کرده بودند. این مسئله ژنتیکی بود و آن ژن بیانش بد منتقل شد تا به این نویسنده رسید؛ پس علت خودکشی کمبود کارکرد مواد شبهافیونی و محرک است. ما اصلاً کسی بهعنوان درمانگر نداریم؛ یعنی هیچ انسانی توانایی آن را ندارد، حتی یک زخم که در بدن ایجاد میشود را درمان کند، میتواند بخیه بزند و ضدعفونی کند؛ ولی زخم را نمیتواند ترمیم کند. این کار را فقط بدن میتواند انجام دهد و برای این کار باید زبان بدن را بلد باشیم؛ چون اگر بلد نباشیم نمیتوانیم کمک درمانی انجام دهیم.
ما در کنگره یک مثلث درمان با عنوان DOD داریم که یک ضلع مثلث DST و ضلع دیگر دوز دارو است که از چه دوزی استفاده کنیم و سومین ضلع آن داروی OT میباشد. در درمان اعتیاد OT و اپیوم نمیتوانند به تنهایی کاری انجام دهند. به گفته جناب مهندس؛ اپیوم هزاران سال است که وجود دارد و انسانهای زیادی از آن استفاده کردند، سرطان گرفتند و مردند؛ پس OT یا اپیوم یکی از اجزای درمان است. یک پارامتر مهم دیگر که هر انسانی در زندگی باید داشته باشد امیدواری است که نقش سازندهای در هر کاری دارد؛ مثلاً یک نفر در بیابان خشک گیر افتاده و از فرط تشنگی رو به موت است، وقتی به او بگویند که چند ساعت دیگر آب به او میرسد امیدوار میشود و برای زنده ماندن تلاش میکند.
اعتیاد بیماری اختلالات ذهنی و روانی نیست؛ بلکه جسم دچار مشکل شدهاست و باید درمان شود. ما باید خیلی مراقب جسم خود باشیم، باید به تغذیه خود نگاه کنیم؛ چون بدن ما به روی، پتاسیم، کلسیم و... احتیاج دارد. افکار و اندیشه منفی هم باعث تخریب سیستم ایمنی بدن میشود و زمانیکه سیستم ایمنی خراب شود مشکلات زیادی را بهوجود میآورد.
بالاترین هنر، هنر زندگی کردن است.
نویسنده: همسفر اعظم رهجوی راهنما همسفر مهدیه (لژیون هفتم)
ویرایش: رابط خبری راهنما همسفر مهدیه (لژیون هفتم)
ارسال: همسفر فروزنده رهجوی راهنما همسفر راضیه (لژیون چهارم) دبیر سایت
همسفران نمایندگی وکیلی یزد
- تعداد بازدید از این مطلب :
13