English Version
This Site Is Available In English

آموزش‌های کنگره۶۰ مانند بال پرواز است

آموزش‌های کنگره۶۰ مانند بال پرواز است

با بیش از سیزده سال تخریب به همراه مسافرم وارد کنگره۶۰ شدیم. امروز که به آن روزها نگاه‌ می‌کنم، می‌دانم که هرگز نباید آن روز‌ها را فراموش کنم، نه برای این که در گذشته بمانم؛ بلکه به این دلیل که همواره بدانم از کجا حرکت کرده‌ام و اکنون به کجا رسیده‌ام. اگر آن روزها را فراموش کنم، شاید نتوانم قدر داشته‌هایم را بدانم و بسیار شاکر قدرت مطلق هستم که تقدیر من را در این مسیر قرار داد، مسیری که با آموزش‌های کنگره۶۰ و راهنمایی‌های ارزشمند اقای مهندس به من آموخت چگونه مسیر زندگی خود را تغییر دهم.

اکنون مسافر من چند روز است که به رهایی از بند مواد مخدر رسیده‌ است؛ این جمله ممکن است بسیار ساده به نظر برسد؛ اما پشت همین چند کلمه سال‌ها سختی، نگرانی، انتظار، امید و تلاش قرار دارد. روزی که سال‌ها آرزویش را داشتیم، بالاخره فرا رسید. لحظه‌ای که شاید بارها در ذهنم ساخته بودم؛ اما هیچ‌گاه تصور نمی‌کردم زمانی که اتفاق بیفتد، چنین احساس عمیقی داشته باشم. رهایی مسافرم برای من تنها پایان یک دوره نبود؛ بلکه آغاز یک زندگی تازه بود، به عنوان یک همسفر، زمانی که دیدم فردی که سال‌ها درگیر اعتیاد بوده، اکنون سالم، آرام و خوشحال در کنار من ایستاده است، احساس بسیار خوشایندی را لمس کردم، به گونه‌ای که باری سنگین از روی دوشم برداشته شده است.

آن روز حس سبکی و آرامش داشتم؛ احساسی که شاید نتوانم با کلمات به‌ درستی بیان کنم؛ اما قلبم آرام بود و برای اولین بار پس از سال‌ها، آینده را با نگاه دیگری می‌دیدم. من این شادی را در چشمان مسافرم و راهنمای خود نیز می‌دیدم. برای من بسیار ارزشمند بود کسانی که در این مسیر همراه ما بودند، از رهایی ما با تمام وجود خوشحال بودند، نکته مهم‌ نیز همین است، خداوند این فرصت را به ما داد که با دستان پرمهر آقای مهندس به رهایی برسیم. از خداوند می‌خواهم همه سفر اولی‌ها نیز بتوانند این حس شیرین را تجربه کنند.

به آن‌ها می‌گویم که اگر مسیر سخت است، دلیل بر این نیست که پایان آن هم سخت خواهد بود. باید ادامه داد، باید آموزش گرفت، باید تلاش کرد و باید ثابت‌قدم بود. من نیز روزهایی را تجربه کرده‌ام که بسیار سخت و دشوار بودند؛ اما اکنون آموخته‌ام هیچ‌کدام از آن روزها بیهوده نبودند. هر کدام از آن‌ها بخشی از مسیر رشد من بودند. اکنون احساس می‌کنم دو بال پرواز دارم؛ بال‌هایی که با آموزش، تفکر و تجربه ساخته شده‌اند.

آموخته‌ام که برای خواسته‌های معقول خود تلاش کنم، گام بردارم و در نهایت نتیجه را به خداوند واگذار کنم. ما انسان‌ها هر روز با خواسته‌های مختلف روبه‌رو می‌شویم و همواره بعضی از آنها معقول و بعضی نامعقول هستند و مسئله مهم این است که بتوانیم این خواسته‌ها را از یکدیگر تشخیص دهیم و این مرحله‌ای است که دانایی اهمیت پیدا می‌کند، دانایی داشتن مدرک، تحصیلات بالا یا اطلاعات زیاد نیست. ممکن است انسانی اطلاعات بسیار زیادی داشته باشد؛ اما نتواند از دانسته‌های خود در زندگی استفاده کند.

دانایی زمانی ارزشمند می‌شود که به عمل تبدیل شود. در کنگره۶۰ آموختم که دانایی مؤثر از سه ضلع آموزش، تفکر و تجربه شکل می‌گیرد. آموزش، به معنی دریافت علم و آگاهی از منابع درست و قابل اعتماد است، تفکر، به معنی بررسی و تحلیل آن‌چه آموخته‌ام و رسیدن به درک صحیح است و معنی تجربه نیز به‌ کارگیری دانسته‌ها در زندگی و آموختن از نتیجه آن است.

اکنون من می‌دانم که بزرگ‌ترین تغییر، تغییر درون انسان است و از جمعیت احیای انسانی کنگره۶۰ آموختم که آموزش تنها برای دانستن نیست. رهایی مسافرم برای من پایان مسیر نیست؛ بلکه شروع مرحله‌ای تازه است و همواره می‌خواهم این حال خوب را حفظ کنم، می‌خواهم آموزش‌های ناب کنگره۶۰ را تنها در مرحله دانستن نگه ندارم؛ بلکه آن‌ها را در زندگی خود به کار بگیرم.

نویسنده: همسفر صغری رهجوی راهنما همسفر فخری (لژیون دوم)
رابط خبری: همسفر فاطمه رهجوی راهنما همسفر فخری (لژیون دوم)
عکاس: همسفر مهسا رهجوی راهنما همسفر مهدیه (لژیون هشتم)
تنظیم و ارسال: همسفر آرزو رهجوی راهنما همسفر سکینه (لژیون پنجم)دبیر دوم سایت
همسفران نمایندگی حافظ

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .