English Version
This Site Is Available In English

دیده‌‌بانان ستون‌های محکم کنگره هستند

دیده‌‌بانان ستون‌های محکم کنگره هستند

 جلسه هجدهم از دوره سوم کارگاه‌های آموزشی‌خصوصی همسفران کنگره۶۰ نمایندگی اندیشه به استادی ایجنت همسفر ناهید، نگهبانی همسفر منیره و دبیری همسفر زهرا با دستور جلسه: (هفته دیده‌بان) روز سه‌شنبه  3شهریورماه 1405 ساعت 16:00 آغاز به کارکرد.

سخنان استاد:

خدا را شاکرم که در این جایگاه قرار گرفتم تا خدمت کنم و امیدوارم جلسه خوبی داشته باشیم.
هفته دیده‌بان را به آقای مهندس و خانواده محترمشان و تمام دیده‌بانان عزیز که با عشق و اخلاص خدمت می‌کنند و همچنین تمام اعضای کنگره تبریک می‌گویم، که چنین انسان‌هایی هستند که دست یاری می‌گیرند و انسان‌ها را به مسیر درست هدایت می‌کنند.

در مورد دیده‌بان و جایگاه دیده‌بان بخواهیم صحبت کنیم، اوایل که کنگره ساخته شد و آقای مهندس بنیان کنگره را گذاشتند؛ شکل و ساختار کنگره به این صورت نبود و ذره ذره طی زمان این جایگاه‌ها شکل گرفتند و ذره ذره جایگاه‌هاش تعریف شدند، اوایل فقط یک راهنما و رهجو در کنگره بود و چیزی به نام مرزبان ایجنت و دیده‌بان نبود و ذره ذره که کنگره گسترش پیدا کرد و بزرگتر شد، اول در تهران و بعد در شهرهای دیگر نمایندگی گرفت، باید نیروهای دیگری هم می‌بودند تا جمعیتی که به کنگره وارد می‌شد را مدیریت کنند و خدا را شکر عملکرد و خروجی بسیار عالی داشته است.
در ادامه کنگره به کمک و خدمتگزاران بیشتری نیاز داشت که بخواهند این جمعیت را مدیریت کنند، ذره ذره این جایگاه‌ها شکل گرفت و اول دیده‌بان، بعد مرزبانی و ایجنت و رابط، همه این‌ها بعد از اینکه این گسترش اتفاق افتاد و الان خدا را شکر دیده‌بان بین المللی هم داریم آقای ویلیام، که به ایشان هم این هفته را تبریک می‌گویم و امیدواریم که روزی کنگره جهانی شود.

در مورد جایگاه دیده‌بان اگر بخواهیم بگوییم که چه جایگاهی دارند، جناب مهندس چند وقت پیش یک تشبیهی کردند گفتند که کنگره مانند یک درخت است که خود آقای مهندس بنیان و ریشه آن درخت هستند، دیده‌بانان تنه محکم و قطور درخت هستند و شاخ و برگ‌ها راهنمایان و تازه واردین و سفر اولی‌ها و تمام رهجوها هستند که روی آن تنه استوار هستند.
اقای مهندس جای دیگری فرمودند، کنگره مثل یک عمارت بلند است که ستون‌های محکم این عمارت دیده‌بانان هستند.
هر اتفاقی که در کنگره می‌افتد از ریز تا درشت و همه قوانین شورای دیده‌بان‌ها به همراه جناب مهندس اتفاق می‌افتد و بعد به شعبه‌ها می‌رود و دیده‌بانان این قوانین را رصد می‌کنند تا ببینند این قوانینی که گذاشته شده در پیشرفت کنگره تاثیری دارد و اگر موثر است قوی‌تر ادامه دهند و اگر نقاط ضعفی دارد برطرف می‌شود و گاهی آن قانون تغییر می‌کند مثل همین لباس سفید پوشیدن در اینجا.

ما برای همسفران روسری سفید می‌پوشیم و در بندرعباس و مشهد هم همینطور است و این قانون در سرتاسر ایران اتفاق می‌افتد و دیده‌بانان در این شعبه‌ها رفت و آمد می‌کنند تا ببینند قوانین چگونه پیش می‌رود و اگر خدای نکرده قانونی در حال انحراف است به مسیر درست برمی‌گردانند و قانونی که گذاشته شده است را به جناب مهندس منتقل می‌کنند و دائم این اتفاقات می‌افتد و شاید به زبان گفتن راحت باشد؛ اما این افراد که جایگاه دیده‌بانی را کسب کردند روزی مثل تمام مصرف کنندگان با حال خراب و یا زندگی خراب وارد کنگره شدند و اما چون در مسیر بودند و فرمانبردار و آموزش پذیر بودند و آموزش را به درستی یاد گرفتند و آن هدف اصلی کنگره را درک کردند، در این مسیر قدم گذاشتند و ذره ذره جزو خدمتگزارانی شدند که الان کنگره روی شانه‌های آنها می‌چرخد.

هر کدام از این دیده بانان چندین شعبه را زیر نظر خود دارند، مثل خانم مینا که از اسیستانت هستند و شش شعبه زیر نظر ایشان است و رابط هستند که به شعبه‌ها سرکشی کنند و گزارش بدهند که اگر خدای نکرده مشکل و مسئله‌ای بود از بالا و به کمک مرزبانان و ایجنت آن شعبه حل شود و گاهی این شعبه‌ها یکی در شرق یکی در غرب یکی در شمال یکی در مرکز است و این عزیزان باید دائم در سفر باشند در این شعبه‌هایی که زیر نظرشان است و این واقعا کار راحتی نیست و تمام این دیده‌بانان شاغل هستند و زندگی و خانواده دارند و از وقتشان می‌گذارند و این بزرگترین و ارزشمندترین خدمت است.

من یک وقتایی فکر می‌کنم که این‌ها چگونه سر کار می‌روند و چگونه می‌رسند که به این همه شعبه در سراسر ایران سرکشی کنند، یک وقتی آقای حکیمی را دیدم که پشت ماشینشان انگار که به مسافرت می‌روند پر از وسیله مسافرت بود انگار که دائم در سفر هستند.

انشالله روز شنبه دیده بان محترم آقای حکیمی تشریف می‌آورند و باید بابت زحماتشان از ایشان تقدیر شود که وقت و انرژی خودشان را می‌گذارند تا یک مسافر به رهایی برسد و یک خانواده و همسفر به آرامش برسد و ما بایدقدردانی از یکدیگر را یاد بگیریم با پاکت خوب و با مبلغی که در حد توانمان و وجدانمان است و پاکتی مرتب همراه یک دلنوشته زیبا انشالله روز شنبه به آقای دیده بان تقدیم می‌کنیم.

ممنونم که با سکوتتان به صحبت‌های من گوش کردید.

مرزبانان کشیک: مسافر یونس همسفر راضیه
تایپ: همسفر زهرا رهجوی راهنما همسفر فرشته(لژیون سوم)
عکس: همسفر مهتاب رهجوی راهنما همسفر فاطمه (لژیون دوم)
ویرایش و ارسال: همسفر مریم( مرزبان خبری)
همسفران نمایندگی اندیشه

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .